|
بقیه مطلب گذشته
آنچه که گفته آمد، در باره روشنفکران و پدیده مهاجرت تاثیرات و عوامل این پدیده در زنده گی آتیه مردم و کشور ما بود که مختصرآ ذکر شد . آنچه که قابل ذکر است ، نقش منفی این پدیده شوم یعنی مهاجرت در امر از هم پاشی وحدت ملی و ساختمان اجتماعی جامعه است که از یکطرف بدنه جامعه را جریحه دار ساخت واز سویی هم باعث بی اعتمادی و گسترش و وسعت دامنه عدم اعتماد و باور در میان مردم گردید.
چسپیدن در سیاست و عدم فهم و درک از خصوصیات جامعه ،دست زدن به مسایل عاقبت نا اندیشانۀ که باعث تبایی و مصیبت های بی شمار ی در زنده گی مردم گردید ، در کشور که حوصلۀ از دموکراسی نیست در درازنای چند دهه ثابت ساخت که امری بوده بیهوده و مصیبت زا و رنج دهنده ریرا ، اختلافات ذات البینی حتی در میان رهبران و گروه های این احزاب ، تجارب تلخی را به ارمغان آورد.
هم اکنون حرکت های نا خوشایندی در داخل و خارج کشور بوجود آمده و هر یک تلاش دارند که تا از کدام راه اگر بتوانند با نفوذ در نحوه سیاست کشور های ذیدخل در امور افغانستان به اریکه قدرت رسیده و لبان خود را در پستان گاو شیری برسانند. بی خبر از اینکه این تجربه سالهاست که از نفوذ شوروی ها تا هم اکنون صورت گرفته است. باید این دست اندر کاران سیاست متوجه شوند که نتیجه تلاش ها و مبارزات جز بازی در سیاست منفی که باز هم همان عواقبی را در بر خواهد داشت که دیگران نصیب مردم ساختند.
آنانیکه تا دیروز ضربه های سنگینی بر گرده های مردم عام به بهانه هجوم شوروی ، کمونیزم و کفر حواله کردند و اکنون خود با کمونیست های بین المللی در راس مهد پرورش آن هم پیاله و هم سنگر شدند . چه مصیبتی را ببار آوردند.
چنانکه تجربه ثابت ساخت ، از هم پاشی و فروریزی شیرازه وحدت ملی و آنچه را که ما به حیث یک واحد یعنی افغانستان یک کشور وسیع الملت قبول داشته و می شناختیم ، فقط به اثر عدم توجه روشنفکران و تحصیل یافته های افغان و نفوذ خارجی ها در میان آنان صورت گرفت.
گذشت سه دهه نشان داد که گروپ های مختلفی دنباله رو اجنبی ها ، بحیث بی آبرو ترین انسان های عصر ، لکه های ننگ رهبریت را در پیشانی خویش حک کردند و بی شرمانه دعوی رهبریت را نیز داشتند و دارند.
نفاق و شقاق قشر روشنفکر جامعه چنان شد که زمینه های حتی حکومت کردن تاریک ترین عناصر چون طالب ها ، اجنت های پاکستانی را در این کشور بلا کشیده مساعد ساختند و هنوز هم این خطر ادامه دارد.
نتیجتآ باید گفت که اگر تباهی این ملت مظلوم ناشی از بر خورد عاقبت نیندیشانه روشنفکر ان و چیز فهمان جامعه بوده ، نجات آن مسلمآ نیز بدست همین گروه است . زیرا اکثریت خاموش جامعه اگر تا دیروز آسیب پذیر بودند، امروز بکلی از تصمیم باز مانده اند. پس مسؤولیت باز هم بدوش همین روشنفکران است که بخود بیایند و یکبار به پس منظر این همه مصیبت ها و اعمال نا شایسته گذشته ببینند و بی اندیشند و از نفاق و دشمنی بپرهیزند و به پاس عظمت و قد سیت وطن و دین که مادر وطن بالای همه دارد ، دست اتحاد و یکپارچگی را به سوی همدیگر دراز کنند و برای نجات وطن همت نمایند در غیر آن آنچه که امروز می بینیم ، فردا این مصیبت مستمر تر و خونین تر خواهد شد.
ر – رنجدیده
|