|

برق امید درچشمانش
میدرخشید ، مانندتشنه ییکه بعدازطی صحرای سوزان به چشمه آب سردوزلالی دستیافته
باشد ازختم جنگ خانمانسوز ، برچیده شدن حاکمیت خودکامگان تحمیل شده برگرده مردم ، بازسازی ونوساززی کشورازته ویرانشده ، سخنها
میگفت ، به همکاران ودوستانش هشدارمیدادکه نباید اینباربگذارند تاجرقه یی پدیدآمده
دردنیای تارمردم کشور، باردیگرخاموش ولشکرپاسداران ظلمت به دهه ویادهه های
دیگربراراده یی آنها حاکم باقی بمانند .
اواستدلال
مینمود برای اینکه دولت تازه ایجادشده درتصامیمش واجرای وعده هایش برای ساختن
نهادهای دموکراسی موفق گردد ، همه آنهاییکه دم ازروشن بودن وخدمت به مردم میزنند ،
نبایدباکناره گیری وبکاربرداصطلاح ببینم چه میشود ، فرصت را به دشمنان مردم بدهند
.
اودرحالیکه حرفهای برخواسته ازدلش را رک وراست
به زبان میآوردافزود :
ببینید دولت اعلان ایجادپارلمان راکرده است ،
این حرف اندکی نیست ، میدانیدکه ایجادپارلمان به معنی ایجاد حکومت قانون وختم سلطه
افراد وگروهایی است که به زورسلاح وخزیدن درپناه این ویاآن قوم وسازش بادشمنان
بیرونی مردم افغانستان به زندگی نکبتبارشان ادامه میدهند .
لذا برای
اینکه افراد معتقدبه دموکراسی درپارلمان راه یابند ، بایدروشنفکران ، افرادی بااین مشخصه راازمیان خود شان کاندید وازآنها
جهت راه یافتن به پارلمان حمایت وپشتیبانی نمایند .
دوستانش باشناختی که ازصداقت وظرفیت اوبحیث نماینده یی
واقعی مردم درپارلمان داشتند اورا مجبورنمودندکه خودراکاندید نماید .
هویت کاندیدان
رقیب وواردشدن آنها درصحنه یی رقابتهای انتخاباتی باامکانات وسیع مالی وپشتیبانی
حلقات معین دولتی ، ازهمان آغازکمپاین آرزوهای اورابری راه یافتن نمایندگان واقعی مردم
درپارلمان نقش برآب نمود .
چه رقبا پلورابه شاخی باد میکردند ، امااو توان دادن یک
شوربای ساده رانداشت وآنهم شورباییکه درآن نه ازمرچ ومصالح پاکستانی ونه ازدوغ بوتلکی
ایرانی که تازه زیب دستر خوانها شده خبری بود .
|