.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
يك بام و دو هوا!!!

قیوم بشیر
قیوم بشیر
هرگاه روابط افغانها و افغانستان را با كشور همسايه ما ايران مطالعه كنيم به خوبي در مي يابيم كه طي سه دهه گذشته چه روابطي في مابين دول و ملل دوكشور وجود داشته است.

بدنيست از نخستين سال هاي آغازين مهاجرت افغانها به ايران شروع كنيم، با توجه به جو حاكم آنزمان در افغانستان كه با كودتاي ننگين ثور آغاز گشت و هرروز عرصه را بر مردمان ما تنگ تر ميساخت، سيل روز افزون مهاجرت ها را به كشورهاي ايران وپاكستان سبب گرديد.

هرچند مشكل ظاهر قضيه از همان نخست چيزي ديگري را ميرساند ولي روابط پنهاي دولتمردان ايران با تمامي رژيم هاي حاكم در افغانستان ، جلوه گر زد و بند هاي پشت پرده اي بود كه حكايت از قضيه يك بام و دو هوا را داشت.

شايد بخشي از خواننده گان بر اين موضوع خورده بگيرند، ولي با يقين ميتوان خاطر نشان ساخت كه اكثرآ اين موضوع را تآييد مي نمايند

بلي عزيزان خواننده !

در شرايط دشوار مهاجرت كه هموطنان ما از يك طرف مجبور به ترك خانه وكاشانه شان شدند و از طرفي اكثرآ داراي اطفال جواني بودند كه هر آن خطر آنان را تهديد مينمود و ناگزيز بودند به كشور هاي همسايه پناه ببرند. چنانچه تعداد زيادي روانه ايران و پاكستان شدند. درست در چنين شرايطي زندگي در ديار غربت كه با رنج و اندوه دوري از مادر وطن و يافتن كار و دست وپا نمودن لقمه ناني براي خانواده آنهم در محيط نا آشنا كار ساده اي نبود، عده اي از هموطنان ما بخصوص جوانان توسط نيرو هاي انتظامي ايران دستگير و درمرز هاي كشور تسليم نيرو ها دولتي افغانستان ميگرديدند. در حاليكه اكثرآ بدون اطلاع يافتن خانواده هاي شان رد مرز ميشدند. همين مسئله گاهي عواقب دردناكي را بدنبال داشت كه حتي براي بعضي ها ديدار با عزيزان شان به قيامت موكول ميشد، زيرا آنهائيكه متمول بودند با پرداخت رشوه به مآموران مرزي دوباره به ايران باز مي گشتندو آنهائيكه اين توانايي را نداشتند به خدمت اجباري عسكري تن ميدادندو به طرف جبهات جنگ سوق داده ميشدند . امتناع ورزيدن از آن ارمغاني جزء زندان نداشت وشركت در جنگ هم چيزي جزء كشته شدن براي شان نبود.

نويسنده ء اين سطور كه خود مدت يك هفته را در اردوگاه مرزي رباط كه در(منطقه اي ميان افغانستان ، پاكستان و ايران) واقع است در سال 1987 سپري نمود ، روزانه شاهد انتقال حد اقل 2 – 4 دستگاه سرويس مسافربري اعم از جوان 15 ساله تا مرد 70 ساله بوده كه از شهر هاي مختلف ايران جمع آوري شده وازطريق اين اردوگاه رد مرزميشدند.

دقيقآ به خاطر دارم كه در ميان اين افراد جواني را مشاهده كردم كه سنش كمتر از 20 سال بود و پس از انجام عمليات (اپانديست) هننگامي كه از بيمارستاني در شيراز مرخص شده بود تا به خانه برود توسط نيروهاي انتظامي ايران دستگير و مستقيمآ به اردوگاه رباط منتقل شده بود. اين يكي از هزاران موردي است كه به مهاجرين افغان اتفاق مي افتد.

موضوع ديگري كه در شهر مشهد مقدس اتفاق افتاد و آن درگير شدن دو نفر درداخل سرويس شهري در منطقه طلاب مشهد بود كه يكي از آن دو بر اثر مشتي كه بر سرش ميخورد جان خود را از دست ميدهد و مرگ اين شخص كه بدون اساس و تحقيق درست به افغان ها نسبت داده ميشود باعث بروز احساسات مردم شده و منازل مهاجرين در مناطق ساختمان و پايان خيابان مشهد مورد حمله قرار گرفته و تعدادي از خانواده ها اعم از زن و كودك توسط مآمورين انتظامي دستگير و با بار و توشه شان سوار موتر هاي لاري شده و اغلبآ بدون اطلاع همسران شان كه بر سر كار بودند ، روانه مرز ميگرديدند و مرد بيچاره كه شام به خانه برميگشت متوجه ميشد كه خانه اش خاليست و از زن و اولادش خبري نيست!

هر چند اين حادثه به جمعه سياه مشهد معروف است وبعد ها معلوم شد كه فرد قاتل نيز نه افغان ، بلكه ايرانی بود است. ولي هيچ اقدامي از سوي دولت وقت درين مورد صورت نگرفت.

نكته ديگري كه قابل تذكر ميباشد اينست كه سالانه ميليونها دالر بابت نگهداري مهاجرين از سوي سازمان ملل متحد به ايران تآديه ميشد.

نويسنده كه مدت هفت سال را در ايران گذرانده به خوبي شاهد قضايا و اتفاقات مربوط به افغان ها بوده است. يكي از موضوعات قابل تذكر توزيع كوپن هاي مواد ارتزاقي(خوار وبار) به افغان ها بود كه شبيه كوپن هاي بود كه براي خود ايراني ها داده ميشد، البته با تفاوت اينكه سهميه افغانها فقط يك چهارم آنها بود . و هر سه يا چهار باري كه شماره كوپن هاي ايراني ها اعلام ميشد تا سهميهء مواد مورد ضرورت خود مانند قند، شكر و روغن وغيره را بگيرند يك بار هم نوبت افغانها ميرسيد ولي هيچگاهي صداي مهاجري بلند نشد و شكايتي صورت نگرفت ، زيرا صداي شان به جايي نميرسيد زيرا :

گوش اگر گوش من و ناله اگر نالهء تست

آنچه ا لبته بهر جايي نرسد فرياد است

و بدين ترتيب بعنوان توزيع كوپن مبالغي را از سازمان ملل متحد دريافت ميداشتند.

و اما جا دارد تا مطلبي ديگري را نيز به اطلاع خواننده گان محترم برسانم و آن مسئلهء تحصيل اولاد مهاجرين ميباشد.

نگارندهء اين سطور كه خود در اواخر سال 1358 هجري شمسي و پس از تجاوز شوروي به افغانستان ، به ايران مهاجرت نموده بود و آرزو داشت تا تحصيلات خويش را در ايران ادامه دهد، پس از ماه ها دوندگي در تهران ومشهد تنها پاسخي را كه بدست آورد، نداشتن حق تحصيل براي مهاجرن يود و بس. همين قضيه باعث

شد تا نخستين شعر خود را تحت نام حق تحصيل مهاجر كه بيانگر يكي از تلخترين خاطراتي است كه بر من و هزاران هموطن مهاجرم در ايران اتفاق افتاده و بعنوان درد فراموش ناشدني هميشه با خودم آنرا حمل ميكنم:

حق تحصيل مهاجر

حقيقت گرچه تلخ است چاره اي نيست

به كي گويم كه كس غمخواره اي نيست

ز ميهن گشته ام دور در جواني

به غربت آمدم اي يار جاني

بسي درد و غم و اندوه فزون شد

كه دنيا در خيالم واژگون شد

ز بس من در مشهد و شهر تهران

شدم در هر وزارت خانه حيران

دريغ پس ا ز دويدن ها شنيدم

بسي حرفها كه كردند نا اميدم

ندارد هيچ مهاجر حق تحصيل !

كه نه ثبت است به قرآن و نه انجيل

اوائل سال 1360 هجري شمسي مسيرتهران – مشهد

البته طي چند سال اخير مشكلات تحصيلي زيادي متوجه اولاد مهاجرين بوده بخصوص پس از سقوط طالبان در كشور ورسميت يافتن دولت مركزي افغانستان از سوي مدارس جمهوري اسلامي ايرا ن مبالغ هنگفتي از اولاد مهاجرين مطالبه ميشد و اين جريان هنوز هم ادامه دارد، البته براي آنهاييكه مدارك اقامت معتبر داشته باشند، در غير آن از كليه حقوق محروم خواهند بود.

سال گذشته مسئله مهاجرين به اصطلاح غير قانوني باعث بروز مشكلات فراواني در كشور گرديد. از يك طرف اخراج گروهي مهاجرين كه در ظرف سه ماه تعداد شان به 200000 هزار نفر بالغ گرديد باعث شد تا پارلمان افغانستان به استيضاح بعضي از وزيران دولت مبادرت ورزد. هرچند مبالغي از سوي سازمان ملل متحد بابت اسكان مهاجرين در ايران تآديه ميشودو آخرين باري كه مبلغ 12 ميليون دالر بدين جهت از سوي آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد پرداخت شد . اين موضوع را خانم جودي هاپكينز Jodie Hopkins دستيار كميسر عالي سازمان ملل متحد در مورد افغانستان اعلام كرد كه بتاريخ 14 اسد برابر با 5 اگست سال 2007 ميلادي به ايران پرداخت شد.

هرچند پس از اخراج 200000 مهاجر طي سه ماه از ايران در سال گذشته مشكلاتي را ببار آورد. اما تقاضاي سازمان ملل اين بود كه نبايد مهاجرين بصورت اجباري به كشور شان برگردانيده شوند و اين مسئله بايت بصورت داوطلبانه صورت گيرد.

خانم جودي هاپكنيز گفت :" افغانستان ترسي از پذيرش اتباع خود ندارد ، اما بايد واقع بين بود وبه شرايط فعلي اين كشور توجه كرد" .

براستي كه در چنين وضعيت بد زمستان و سردي و سرماي بيحد بازهم هفته گذشته اين مسئله ادامه يافت و از طريق رسانه هاي اطلاع رساني جمعي شنيديم كه بتاريخ 9 جنوري سال جاري 160 تن از مهاجرين افغان در شرايطي از ايران اخراج شدند كه هواي سرد وبارش برف سنگين همچنان ادامه داشت و در حاليكه راه هاي اصلي كشور مسدود ميباشد انتقال اين مهاجرين از مرز اسلام قلعه به هرات به بسيار مشكل عملي گرديد.

رئيس اداره مهاجرين هرات درين رابطه گفت:

" ما انتظار چنين اقدامي ( اخراج مهاجرين در هواي سرد وبرفي) را از ايران نداشتيم بخصوص اين عمل در حالي صورت گرفته كه ما با دولت ايران روابط دوستانه و نزديكي داريم."

ولي يك روز پس از آن باز شاهد اخراج 170 تن ديگر بوديم كه از مرز به افغانستان فرستاده شدند. درين حال چند روز قبل سخنگوي وزارت خارجه ايران اعلام كرد كه حدود يك ونيم ميليون مهاجر غير قانوني در ايران بسر ميبرند و اگر بصورت داوطلبانه اخراج نشوند به اردوگاه هاييكه بدين منظور در نظر گرفته شده منتقل خواهدد شد كه شرايط آن مانند زندان ميباشد و تا پنج سال در آنجا مي مانند.

اين تنها يك طرف قضيه ميباشدو طرف ديگر قضيه دولت افغانستان و پارلمان كشور است كه صدها نفر بعنوان نماينده هاي باصلاحيت مردم در آن گرد هم آمدند . آيا اينها احساس مسئوليت در قبال هموطنان مهاجر خويش مينمايند ويا خير؟ آيا آقايان كرزي ، قانوي ، رباني ، سياف و ده ها چهره ديگر كه به رآي همين مردم امروز بقدرت رسيده اند و بر همين مردم حكومت مينمايند چرا آرام نشستند و سرو صداي شان بلند نميشود. همه ميدانيم كه ايرانيها از ماه ها قبل اعلام داشتند كه ما مهاجرين افغان را اخراج ميكنيم ، ولي دولت افغانستان در چه فكريست و چرا پاسخگوي نياز منديهاي مردم ما نيست؟ آيا اين مسئله تنها مربوط به وزارت مهاجرين ويا خارجه ميشود و يا اينكه تمام پارلمان كشور مسئوليتي در اين قبال دارند؟ پس با صراحت بايد از نمايندگان پارلمان ، اعضاي دولت و شخص رئيس جمهوري بخواهيم تا با كمك سازمان ملل متحد مسئله اخراج مهاجرين را يكطرفه نموده و اين مشكل كلي را كه هزاران تن از هموطنان ما بدان سردچار اند بررسي و راه حلي براي اين قضيه بيابند. زيرا آرآي همين مردم بود كه امروز آقاي كرزي بعنوان رئيس جمهور افغانستان انتخاب شده و آقاي قانوني بعنوان رئيس مجلس منصوب گرديد. در اخير از دولتمردان ايران نيز تمنا داريم تا مشكلي بر مشكلات موجود افغانستان آنهم در سرماي زمستان افزون ننمايند تا باشد مهاجرين ما با خاطرات خوشي بكشور شان برگردند

قیوم بشیر
 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer