شکوه عالم هستی و انسان
وقار و شوکت و معنای ایمان
هوای عافیت با غمزه همراه
طلوع سر فرازی آید از راه
نوای زندگی ، شوق زمین است
سماع و عشرت عرش برین است
خوشا بر خاک ، احمد (ص) می نهد پا
خوشا انسان که مییابد ره از
چا
پیامبر آمد و مهتاب جوشید
زمین از برکتش ایثار نوشید
عیار و جوهر دل زنده گرد ید
نماد کفر گیتی کنده گردید
خوشا آیینه داران بلا
نوش
به فرمانش محرم کرده بر دوش
به مادر ، شیوه زهرا(ع) بیاموخت
به دختر زینتِ شیوا بیاموخت
به خلق و خوی معنای ِ دگر داد
بدست حُسن فردای دگر داد
به تفسیر از ولایت راه
بنمود
صلاح امتتان را ، مهر فرمود
٫ ٫
بیا با هم دمی یکجا
بشینیم
نفاق و کینه را یکجا
بچینیم
بیا وحدت کنیم ، دشمن بسوزه
تمام فکر اهریمن بسوزه
نه سنی راست میگوید ، نه
شیعه
نه سنی راه حل جوید ، نه شیعه
چو مار ِ تفرقه در آستینه
تمام نا بسامانی از ا
ینه
٫ ٫
پیامبر آمده ، تا شاد باشیم
برای همد یگر شمشاد باشیم
تفرّق ، چوبه های دار گردد
تغافل ، نیزه های مار گردد
٫ ٫
بیا همت کنیم ، بیدار باشیم
کمی همدرد و هم ، غمخوار باشیم.
محمد
زرگرپور