دیگران با کار و کوشش بر قمر ره یافتند
ما اسیر خود پرستی گشته ایم این عارنیست ؟
دیگران کردند حاصل از
معادن گنج ها
حاصلات ما بغیر از تیکهء نسوار نیست !
جمله مایحتاج ما مصنوع دست خارجی است
این حقیقت شد مسلم در
خور انکار نیست!
می برد مال وطن را هر طرف قاچاقبر
گوئیا در مرز ها بیدار ، سرحد دار نیست!
رشوه میگیرد ز مردم با هزاران چال و رنگ
از خدا ترسی اثر در
چشم رشوتخوار نیست!
فقر و بیکاری گریبانگیر مردم گشته است
مردمان در جستجوی کار، لیکن کار نیست !
پیر و برنا شاکیند ار نرخ و وضع خوار بار
شاروالی را خبر اصلآ ازین بازار
نیست!
بس نما ای کاظمی از شرح احوال وطن
حرف بسیار است اما جرآت گفتار نیست !
ح . م . کاظمی هروی