شب یلدا
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۱۱ جدی ۱۳۷۹ هجری خورشیدی
افغانستان
تاریخ نشر چهار شنبه ۳۰ قوس ۱۳۹۰ - ۲۱ دسامبر ۲۰۱۱
بود یلدا شب و آن شب،
شبی یلدا بود
سرد وتاریک و دراز ازهمگی شبها بود
درهمه سال همین شب، شب خاطره هاست
شب پُر خاطره ای نیـز برای
مـا بود
جام پُر باده و من مُست و نگارم به کنار
دل من کان گهر چشم من هم
دریا بود
همچو پروانه به گِرد شمع گلزار رُخش
ذکر و اندیشه و کردار همگی یکجا بود
هـر دو سرشار بُدیم ازهمگی
شادی ها
نه بدل غصه و نه وسوسه ای فردا بود
بود بر مـا همه خوشنودی
دوران بکام
نه بمـا دلهره و نه بری ما
سودا بود
چشم برچشم هم و،جام پُر از باده به کف
لب خشکیده ای من غنچه لبش جویا بود
بود شب تار و دراز همچو دو زلفین نگار
که بهـر لحظه ای آن بهرمنش رویا بود
جای کنگور، وطن کشـم و منم کنگورچی
آن شب و،این وطن و،یار به من دنیا بود
------------
فرستنده: احمد محمود امپراتور از افغانستان