حکایت۱۵۷
مشاعرهء خطرناک
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ - ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
راد مردی بدهر دانی چیست
با هنر تر زخلق دانی کیست
آنکه با دوستان تواند ساخت
آنکه با دشمنان تواند زیست
« ترک کشی ایلاقی »
در سال (۵۴۲هجری ) سلطان
سنجر سلجوقی بقصد تسخیر خوارزم قصبهء هزار اسپ را محاصره نمود، انوری که در خدمت
سلطان بود این رباعی را بر تیری نوشته به هزار اسپ انداخت :
ای شاه همه ملک زمین حسب تر است
وز دولت و اقبال جهان
کسب تراست
امروز بیک حمله
هزار اسپ بگیر
فردا خوارزم و صد هزار اسپ تراست
رشید الدین وطواط شاعر معروف در بار خوارزمشاهیان و مصنف
حدائق السحر که در هزار اسپ نزد ملک اتسز خوارزمشاه بسر میبرد در جواب رباعی انوری
این بیت را بر تیری نوشت و بطرف لشکریان سلطان سنجر انداخت :
گر خصم تو ای شاه شود رستم گرد
یک خرز هزار اسپ تو
نتواند برد
سلطان از خواندن این بیت در خشم شد و تصمیم گرفت که هر گاه
هزار اسپ را بدست آورد، گویندهء شعر را که وطواط بود هفت پاره نماید.
اتفاقآ هزار اسپ سقوط کرد و لشکریان سلطان سلجوقی بر آن دست
یافتند و رشید وطواط که از تصمیم سلطان خبر یافته بود، خود را به منتخب الدین بدیع
اتابک الجوینی منشی سلطان رسانید و قضیه را گفت و منتخب الدین نزد سلطان از وطواط
شفاعت کرد و گفت :
وطواط مرغکی ضعیف است طاقت هفت پاره شدن ندارد، اگر فرمان
باشد او را بدو پاره کنند.
سلطان را ازین خوش طبعی خوش آمد و رشید را عفو نمود!
سلسلۀ این
حکایات ادامه دارد
|