استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۱۴
دوستاتم بر سر کارند در بازار عشق
من چون معزولان چرا در گوشهء بنشسته ام
« امیر معزی»
در جستجوی شهرت
زین الدین محمود واصفی « متوفی در تاشکند بسال
۹۳۱ یا بعد از آن» در اوائل
چندان شهرتی نداشت و با وصف اینکه اشعار لطیف وروانش دست بدست میگشت خود او را کسی
نمی شناخت و ازین سبب برای بدست آوردن شهرت تلاش میکرد.
یکروز با غلام
خود « زیرکی شاعر متوفی بسال ۹۸۲ در بلخ » که ضمنآ از جملهء شاگردان صاحب کمال وی نیز بود گفت:
- میخواهم ابیات
خود را در چهار سوق شهر آویخته بمعرض مطالعهء مردم بگذارم باشد که ازین راه
شهرتی بدست بیاورم.
زیرکی گفت:
- اگر مولانا ،
خود را همراه ابیات بیاویزند زودتر مشهور خواهند شد.
واصفی را از خوش
طبعی زیرکی خوش آمد و اورا آزاد کرد.