استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
فريادى را كه هيچ كس نشنيد......
نوشتۀ : فریده اکبری
فريادى را كه هيچكس نشنيد......
در
بامدادى اينگونه تاريك به دنبال ردپايي از خورشيد مي گشتيم و فريادى را كه از آن
سوي سرزمين هاى حادثه مي آمد نشنيديم........چشمه چشمه آب نوشيديم از باران و به
آسمان خاكستر پس داديم .......
خانه
گرم بود از آتش و شهر را دود فرا گرفته بود٬ آسوده خوابيديم و گفتيم شايد هزار و
يك سال ديگر اين چنين آسوده خواهيم بود.
اگر
روزى آفتاب از سوى ديگر بلند شود٫اگر
باران نبارد و چشمه ها خشك شوند اگر ديگر هيزم براى سوختاندن نداشته باشيم چي كسى
فرياد ما را خواهد شنيد!
اگر
در پشت دروازه هاى بسته بمانيم و بدانيم كه حادثه اى در راه است و اين بار نوبت به ما خواهد رسيد.
چه
كسي فرياد ما را خواهد شنيد.چگونه توانا خواهيم بود آنروز...... و چگونه با غرور
ايستاده خواهيم شد!
حال
آن كه زمين شكاف بر مي دارد از درد ٬ درياها هستى شان را به كوير مى بخشند و مرگ
خورشيد فرا ميرسد آنروز كه جهان به سوگواري تقدير مي نشيند.....
آنروز
فرياد خواهيم زد و فريادمان را هيچ كس
نخواهد شنيد آنروزبه ياد خواهيم آورد
فريادهايى را كه هرگز نشنيديم.. آنروز سوال ميشود از ما و براى هر سوال جوابى بايد داشت...
انسانهاي
بيگناه هميشه مظلوم واقع شده اند هميشه محكوم شده اند حتى به اتهام سكوت و فرياد
آنها را هيچ گاه كسى نشنيده است.
بياييد
فقط يك لحظه بينديشيم به آنچه هر لحظه مي بينيم و ناديده مي گيريم شايد براى اينكه
روانى آسوده تر داشته باشيم....
به كودكان
بي سرپرستي كه تمام شب در جاده هاي باران زده شهر ساجق وميفروشند به دنبال چراغ
روشن موترها چون سرابي كه از دور معلوم ميشود
مي دوند و موترها به سرعت از جاده ميگذرند و تمام آب گل آلود را به سر و صورت و
لباس اين كودكان ميپاشد و با غرور ميگويند نميخواهم گم شو......
به اطفال
معيوبي كه با دست و پاى قطع شده به پاى عابران پياده مي افتند و التماس ميكنند چرا
كسى فرياد آنها را نميشنود!!!!
به
اطفالي كه در سرك ها دست فروشي ميكنند فرياد ميزنند نان گرم بولاني بخريد..
بخريد... لطفا.... فقط يك دانه امروز اصلا كار نكرده ام... واشك نا اميدى در
چشمانشان جارى ميشود در حالى كه دست هاى كوچكشان از سردى كبود شده است.چرا كسي
فرياد آنها را نميشنود!
به زناني بيوه اى كه سرپرست
خود را در جنگ هاى خانمان سوز سه دهه اخیر ، بخصوص جنگهای تنظیمی از دست داده اند و مجبور هستند براى به دست
آوردن نان براى اطفال يتيم شان سخت كار كنند!!! و ساعت ها بينديشند با نگرانى به
آينده اطفال شان..... و به اين كه چي خواهد شد اگر فردا نان براى خوردن نداشته
باشند.....
هميشه آرزو داشتم تا روزى بتوانم فريادى را كه هيچ
كس نشنيد با تمام وجود احساس كرده و خود فريادى شوم كه تمام دنيا ناگزير از شنيدن
آن باشند.