|
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي |
حکایت۱۴۹
توانی گر بآب علم
کشتن خشم را در دل
گل از آتش چو ابراهیم آسان
میتوان چیدان
« صائب »
آئین برادر داری
تاریخ نشر یکشنبه ۳ میزان ۱۳۹۰ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۱
ابو حفص حداد ( عمرو بن سلمه نیشاپوری عارف مشهور متوفی
بسال ۲۶۶ ) باتفاق گروهی از مریدان خود بحج رفته بود، جنید بغدادی ( عارف نامی
معاصر او که در سال ۲۹۳ درگذشته است ) با اصحاب خود باستقبال ابو حفص بیرون شدند و
او را در خانقاه جنید ببغداد فرود آوردند و بخدمت و پذیرائی پرداختند.
جنید
به ابو حفص گفت :
ای
شیخ از این سفر برای ما چه سوغات آورده ای؟
ابو حفص گفت :
سوغات
ما ، نصیحتی است که برای همسفران خود اظهار کرده ام و آنرا برای خود در حکم فتوح
میدانم ، یکی از همسفران ما رفتاری که لازمهء درویشانست بجا نمیتوانست آورد و باعث
ملال رفقا شده بود، همسفر آنرا گفتم : اگر از برادری ترک ادبی بینید ، بدون اینکه
انتظار عذرخواهی او را داشته باشید ، خود شما برای او وبه نیابت او عذری بتراشید و
بر نفس خود عرضه کنید ، اگر غبار کدورت بر نخیزد و بازهم حق بجانب شما باشد عذر
دیگری که بهتر از عذر نخستین باشد از طرف او از خود بخواهید ، و بهمین صورت اگر
نفس شما معذرتی را که از طرف برادر خود عرضه میکنید ، نپذیرد ، تا چهل بار هر بار
عذر تازه ای بیان کنید و بکوشید که ترک ادب آن برادر شما مورد عفو خود شما واقع
شود. اگر بازهم دل شما صاف نشد و هنوز آزردگی باقی بود خود را ملامت کنید وبه خود
بگوئید : ای نفس ، چقدر گران و تاریک هستی ، چقدر خود رای و بی ادب هستی؟ چقدر
ناجوانمرد و جفا کار هستی ، برادرت برای یک خطا چهل عذر از تو خواست و تو یکی را
هم قبول نکردی و همچنان بر سر بدخوئی خود استوار هستی ، من از تو بیزارم و دیگر
بسخن تو گوش نمیدهم !
جنید از شنیدن این سخن تعجب کرد و گفت :
این کار از قدرت ما بیرون است!
سلسلۀ این حکایات
ادامه دارد
|