استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۱۳
با دو قبله در ره توحید نتوان رفت
راست
یا رضای دوست باید یا هوای خویشتن
« سنائی»
محکمه باید اینطور باشد
هارون الرشید در یکی از سفرها پس از انجام دادن اعمال حج
بمدینه وارد شد . مردم مدینه بسبب آنکه
قاضی مدینه در همان ایام وفات یافته بود از خلیفه تقاضای نصب یکنفر قاضی درستکار و
پاکدامن را نمودند و ضمنآ دوتن از دانشمندان شهر خود را که برای احراز مقام قضاوت
صالح میدانستند معرفی کردند.
خلیفه برای اینکه
آن دو نفر را به محک امتحان بیازماید امر
فرمود تا یکی از آنانرا بحضور او حاضر کنند و آنگاه باتفاق وزیر خود مسألهء اختلاف
و نزاعی را که مابین خودش با وزیر بر سر مالکیت زمینی بوجود آمده بود طرح کرد و از
آن شخص خواست تا قضاوت کند.
البته این دعوی
ساختگی بود وبمنظور آزمایش دقت و تقوای کاندید قضاوت ترتیب داده شده بود ولی شخص
کاندید قضاوت بعد ازاینکه از خلیفه و از وزیر ادله وبراهین طرفین را شنید وهمهء
علل و موجبات اختلاف را از نظر گذرانید بطرفداری خلیفه رأی داد و وزیر را محکوم
کرد.
خلیفه او را مرخص کرد وبا احضار رقیب او فرمان
داد و باز همان نزاع ساختگی را طرق نمود واز او قضاوت خواست.
مرد دانشمند جواب
داد:
-
من نمیتوانم درین مجلس قضاوت کنم برای اینکه این مجلس با یک محکمهء شرعی فرق
دارد زیرا در اینجا یکی از متخاصمین که امیرالمؤمنین است در صدر مجلس نشسته و بر
بالش تکیه زده است ، یکی دیگر از متخاصمین که وزیر امیرالمؤمنین است ایستاده است و
در مجلس قضای اسلامی طرفین منازعه باید از هر جهت یکسان محاکمه شوند . یعنی در
میان ایشان هیچگونه امتیازی نباشد و قاضی هر دو را بیک چشم ببیند.
هارون از این شهامت قضائی که نشان
دهندهء روح آزادهء دانشمند مذکور بود خوشحال شد واو را بقضای مدینه منصوب
کرد.