|
خشکسالی شدید و کمبود آب آشامیدنی
در ولایت ســمنگان مردم
را تهد ید مینماید
غلام ناصر(بهزاد)
سمنگان شهر ایبک
۱۴ سنبله ه ش ۵ سپتیمبر۲۰۱۱
تاریخ نشر سه شنبه ۱۵سنبله ۱۳۹۰ - ششم سپتامبر ۲۰۱۱
 غلام ناصر(بهزاد) خشکسالی شدید وکمبود آب اشامیدنی بیش از هزار خانواده در مرکز و روستا های ولایت سمنگان را مجبور ساختند . تا خانه
و کاشانه خود را ویران نموده و چوب ,درو دروازه ,
کلکین را
بفروش رسانده و پول
آنرا گرفته به ولایت های همجوار مهاجرت نمایند . ما نند ولایت های : کابل . هرات . بلخ . بغلان... وغیره ولایت. و
همچنان صد ها جوان این ولایت از فراگیری علم بی بهره ما نده اند که اکنون در چوک های ولایا ت به خاطر مزدوری بسر میبرند . تا بتوانند
اعاشه روزگار خود را تا مین ، ویا لقمه نان حلال
برای خانواده خود تهیه نما یند . در خانواده
ها اطفال شان به امراض گونا گون مبتلا هستند .همه این امراض ناشی از اثر کمبود آب و آب آشا مدنی غیرصحی میباشد .
محمد روف که خودرا باشنده پنج قریه معرفی کرد چنین
گفت : ما در قریه خود که متشکیل از پنج قریه است . در ماه مبارک رمضان ساکنان این قریه جات با یک آفتابه آب سه نفر
وضو و بعدآ آنرا به حیوانات خویش میدهند . تعداد قریه های هم است که اکنون از کنده
های فاسد که سال ها آب در داخل آن بوده و تمام مواد فضله حیوانات وحشی یا اهلی در
داخل آن بوده و آب آن غیر قابل استفاده میباشد
از آن استفاده مینمایند .
مرکز ولایت ما یعنی در شهر ایبک هم اکنون از حوض
های سر باز که هفته ها ست آب در آن جاری
نمیشود استفاده میکنند . فقر و بیچارگی
هنوزهم دامن گیر ما باشند گان سمنگان بوده . هم اکنون خانواده های هم است که بطور کرایه نشین زندگی
خویش را بسر میبرند و روزها در اطراف شهر ما به خا طر لقمه نا ن نالان و با پای برهنه و شکم گرسنه میگردد پیدا
نمیشود .ما شاهد ما دران هستیم که هم اکنون در گرمای تا بستان و با شکم های گرسنه و لب های خشک و در حالیکه طفلش
را در آغوش دارد در داخل شهر ایبک دست به
گدایی میزنند.
هم وطنان عزیز! درماه مبارک رمضان ما شاهد آن بودیم
که ما دران با چشما ن اشک آلود خود چا در به سر نها ده در مقا بل هر دوکان
فریا د میزدنند خیرات می خواستند.
ما شاهد حال هستیم که یک تعداد کسانی هم است . با آن عده مادران که خداوند
(ج) روزی شان را به این حالت آورده است با ایشان توهین
نموده برخورد زشت می نمودند . اکثر گدازنان توهین تحقیر مردان را تحمل نکرده با اطفال های شان در چمن ولایت میر فتند .. هر طرف
فریاد میزنند لطفآ به نا م خدا و در این
ماه مبا رک رمضا ن یک افغا نی و یا پارچه نا ن را به ما کمک کنید یا اگر فطر روزه داشته باشید بدهید تا اطفال ها
یم زنده بماند ام کجا بود گوشی شنوا و قلب با ترحم این فریاد ها بر پا س و نا میدی
مبدل میکردید . ساعت ها طول می کشید اما
کسی نبود که به داد این مستمندان برسد . یا پارچه نانی و یا پولی به این بی نوایان
بدهد . فقد ناظر این صحنه غم انگیز و دل خراش خداوند بزرگ بود . بیا یید منتظر
بمانیم تا حالت این قشر آسیب پزیر چه خواهد شد.
|