استاد شیراحمد یاور کنگورچی
افغانستان
۴ / ۶ / ۱۳۸۱ هجری خورشیدی سروده شده است
تاریخ نشر شنبه پنجم سنبله ۱۳۹۰ -
۲۷ آگست ۲۰۱۱
افسوس
توانـــا و غریبِ وطن امــروز
هرخورد وکلان بنگری چشمش نگران است
بیچارگی بنگر که من و ما به
شب و روز
نان می خوریم و لقمه بدست
دیگران است
بیهودگی یی ما بنــــــگر
هم وطن من
بی تجربه اشخاص به ملک بازیگران است
خون گریه کن ای بخرد دانای وطن دوست
زیــــــرا وطنت جایگهء
دیده تران است
افغـــــان من و تو
برسیدست به افلاک
بس کن که زمینت محل گوش
کران است
ناله بکن و غصه بخور
بیوه زن پیـــر
این درگه و دربار
بری سیم بران است
بردند و گرفتند و نمودن
همــه تـاراج
ویرانـه شده مُلک و، و نه گنج
دران است
کنگورچی نشین منتظر
بــاد حوادث
زیـــرا که همــه هستی
دنیا گذران است
----------------------
فرستنده: احمدمحمود "امپراتور"
از افغانستان