گمگشته
نعیم کریمی
تاریخ نشر سه شنبه اول
سنبله ۱۳۹۰
- ۲۳ آگست ۲۰۱۱
آندم که ترا همت مردانه به سر بود
آن روز دگر بود
درمقدم تو هلهلۀ فتح وظفربود
آن روز دگر بود
درمعدن اندیشۀ تو لعل وگُهرها
ارزنده اثرها
تابنده تر ازروشنیی شمس وقمربود
آن روز دگر بود
درسینۀ سوزان تو امروز شرر نیست
ازعشق اثر نیست
دیروز اگر خاک درت پرزشرربود
آن روز دگر بود
دراوج فلک شاهد پرواز توبودم
همراز تو بودم
گوش تونوازشگرفرمان عمر بود
آن روز دگر بود
آن شوکتِ فرخنده وپارینه کجا شد ؟
بربادِ جفاشد؟
ازجلوه ء اخلاص تو دشمن به حذربود
آن روز دگر بود
بشکن به خدا حلقـۀ زنجیر اسارت
تندیسِ حقارت
ایمان تو کوبنده تر ازتیروتبربود
آن روز دگر بود
این چیست (کریمی) شده ای خسته وبدروز
ازفتنۀ امروز؟
هرکلکِ تو زاینده ابزار وهنر بود
آن
روز دگر بود
محمد نعیم کریمی