استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۱۰
هر کی شاه آن کند که او گوید
حیفباشدکهجز
نکو گوید
« سعدی»
وکیل واقعی
در زمان خلافت هشام بن عبدالملک
اموی (۱۰۵– ۱۲۵) چنان خشکسالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق و
دامنهء این فحظ وغلابه بادیه کشید و سه سال متوالی ادامه یافت.
جماعتی از اعراب بدوی که از قحطی
وتنگی آذوقهبجان آمده بودند تصمیم گرفتند
که شرح حال خود را بحضور خلیفه عرض کنند و نظر عطوفت و رعیت نوازی او را جلب
نمایند هنگامی که بدربار رسیدند با وصف اینکه بآنها اجازه داده شده بود که عرض
مرام کنند از هیبت و سطوت خلیفه بیمناک شدند و قدرت سخن گفتن از ایشان سلب شد.
در میان آنان
کودکی بنام « درواس بن حبیب » بود که از کم جرأتی قوم خود متأثر شد و پیش آمد
وخطاب به هشام گفت :
-
سخن یا مختصر است یا مطول ولی مقصود گوینده هنگامی بهتر فهمیده میشود که قسم
دوم سخن را مورد اعتنا قرار دهد . اینک من با در نظر گرفتن این نکته از مقام خلافت
اجازه میخواهم تا مقاصد و تمنیات قوم خود را به تفصیل عرض کنم.
خلیفه اجازه
داد و درواس بدینگونه ابراز مرام نمود:
ای فرمانروی مومنان : سه سال میشود
که ما رعایای بیچاره دچار قحطی وتنگدستی هستیم . سال اول پیه ما آب شد وسال دوم
گوشت ما از هم پاشید، سال سوم استخوان ما پوده و پوسیده گشت.
ای فرمانروای مومنان : مال بسیاری در حیطهء اختیار شما است که یا مال خداست یا
متعلق به بندگان خداست و یا متعلق به خود شما است .
اگر مال بندگان خداست پس اجازه بدهید تا از حق خود استفاده کنند وبه
پریشانی خود خاتمه دهند.
اگر از خود شما است آنرا به بندگان خدا تصدیق کنید . « ان الله یجزی
المتصدقین» هشام گفت:
-
این کودک در هیچیک از این امور سه گانه مجال عذری برای ما باقی نگذاشت.
آنگاه با خازن خود امر کرد تا صدهزار اشرفی باهل بادیه و صدهزار درهم برای
درواس بدهد.
درواس گفت :
-
من شخصآ باین پول احتیاجی ندارم آنرا هم بقوم من بدهید.
خواهش او پذیرفته شد واهل بادیه
خوشحال و شادمان بمنازل خویش باز گشتند.