استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۹
تو فکر نامهء خود کن که می پرستان را
سیاه نامه نخواهدگذاشتگریهءتاک
« صائب»
بیماری عرفی
جمال الدین
محمد عرفی شیرازی ، شاعر شیوا بیان قرن دهم که در سال (۹۹۹) هجری بسن (۳۶) سالگی مسموم شد ودرگذشت ، وقتی بیمار شده بود و بیماری او بطول انجامید و از
شدت مرض بسیار نحیف و لاغر و ناتوان بود، گروهی از آشنایان که در باطن از او
رنجیدگی داشتند، ظاهرآ بنام عیادت و در حقیقت بمنظور شماتت بر بالین او حاضر شدند
وهریکی خطاب به عرفی چیزی میگفت که مفهوم واقعی آن این بود که باید بار سفر آخرت
را بست و دل از دنیا برکند.
عرفی که ازین سخنان نیشدار بجان
آمده بود، قطعهء زیر را ارتجالا سرود وبرای عیادت کنندگان انشاد کرد:
تناو فتادو در این حال دوستان نصیح
بدوربالشوبسترستادهچونمنبر
یکی بریشکشددستوکجکند گردن
کهروزگاروفاباکهکردجانپدر؟
بجاهو مالفرو مایهدلنبایدبست
کجاستدولتجمشیدوناماسکندر؟
یکیبرمی آوازوگفتگویحزین
کندشروعوکشدآستینبدیدهءتر
که جان من همه را این ره است و باید رفت
تمامرا هر وانیمودهرراکببر
یکیبچربزبانیسخنطرازشود
کهازوفاتتوتاریخانقلابخبر
فراهم آیوپریشانمداردلزنهار
که نظر ونثرتومنجمع میکنم یکسر
پسازنوشتنو تصحیحمی کنم انشاء
بمدعایتودیباچه ایچودرجگهر
چنانچههستی فهرست دانشو فرهنگ
چنانچههستیمجموعهءصفاتو هنر
بنظمونثرد رآویزموفروریزم
اگرچهحصرکمالتونیستحدبشر
خدایعزوجلفرصتمدهد،بینی
که اینمنافقکانر اچهآورمبرسر
مجمع عیادت کنندگان پس از شنیدن این
اشعار، از هم پاشید و هریک راه خود را در پیش گرفته رفتند!