حق انسان
قیوم بشیر
ملبورن -
استرالیا
جمعه
اول جولای ۲۰۱۱
هموطن ! جورِ زمان جانِ عزیزانی گرفت
قوم مست از باده ای قدرت شبستانی
گرفت
حمله بر مکتب، شفاخانه و یا هوتل چه سود
کاینچنین باسنگدلی چون سیل وطوفانی گرفت
حمله ای در باغ بالای قشنگ کشورم
با
هجومِ طالبان باغ و گلستانی
گرفت
از تو می پرسم بگو کرزی گناهِ ما زچیست؟
کاین برادرزاده هایت باغ و بوستانی گرفت
عزتِ مردم فنا
شد، صلح و آسایش برفت
محفل شادی عزا گردید ، عروسانی گرفت
مجلس شورا بسی درگیر و دار قدرت است
ازخلای قدرت هرسورنگ بی جانی گرفت
مردم
ما بی نوا
افتاده اند در زنده گی
کس چه داند گر
وکیلی پول پنهانی گرفت
هرکسی با زور ونیرنگ وفریب و حیله اش
ره به مجلس برده گویا دست شیطانی گرفت
پرسش مردم ز آرائیست که دزدان برده اند
حق ملت رفت به یغما
جمع دزدانی گرفت
یک شبی دیدم بخواب من حامدِ کرزی که بود
او خجل از دستِ طالب بس گریبانی گرفت
بعد ازآن دیدم که
کرزی خویشتن بر دار زد
از خجالت جای ریسمان بند تنبانی
گرفت
چون پریدم من زخواب آن قصه رؤیا بود وبس
ای « بشیر»
برخیز که دشمن حق انسانی گرفت
قیوم بشیر