استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۶
سکندر که با
شرقیان حرب داشت
در خیمهگوینددرغربداشت
« سعدی»
جنگ زرگری
ابو جعفر منصور « ۱۳۶ -۱۵۸) دومین
خلیفهء عباسی ، هنگامی که در صدد قتل ابو مسلم خراسانی ( صاحب الدعوه)
برآمد، شبی یزید بن مسلم را که یکی از ندیمان دور اندیش و در امور سیاسی مشاور وی
بشمار میرفت، احضار کرد و در باب ابومسلم با او مشوره نمود، یزید گفت:
-من عقیده دارم که
هرکس که زنده بودنش باعث ناراحتی خاطر شما می باشد باید در اولین فرصتی که بدست می
آید. محو و نابود شود.
منصور ، با نگاهی
که یک دنیا ملامت از آن مفهوم می شد بجانب یزید نگریسته گفت:
-این چه نصیحتی است
که می کنی؟ من چطور می توانم از آن زحمات شباروزی ابومسلم که برای انتقال خلافت از
دودمان بنی امیه بخاندان ما متحمل شد، چشم بپوشم و خدمات ذیقیمت او را ندیده بگیرم
و او را بقتل برسانم؟
اگر به چنین کاری
اقدام کنم آیا مردم در بارهء من چگونه قضاوت خواهند کرد و آیا کدام ابله بعد از
این می تواند بمن و اخلاف من اطمینان داشته باشد؟
منصور ، از اینگونه سخنان پارهء برای یزید گفت
و آنگاه ویرا از مجلس خود بخواری تمام بیرون کرد!
و چندی بعد، ابومسلم را بقتل رسانید (۲۵شعبان۱۳۷) و بعد
از قتل او یزید بن مسلم را احضار نمود ونوازش بسیار کرد و گفت :
- من رأی ترا همانروز پسندیده بودم ولی بیم
داشتم که مبادا کسی از این راز واقف گردد و به ابومسلم اطلاع دهد ودر نتیجه ،
نقشهء من عقیم بماند. بهمین سبب ترا ملامت کردم و از مجلس راندم تا تو هم از ترس
من وهم از بیم ابومسلم که بکشتن او رأی داده بودی یک کلمه نتوانی بزبان بیاوری.