.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

    Image 

 

 

      حکایت  ۵

   

         من وصف يارم آرزو    او را بسوي غير روان

      

         نه من گنه دارم نه  او    كار  دلست  اينكار  ها

                                                                 (( ؟ ))

                              عشق وسوگند
   خليفهء عباسي ، موسي الهادي (۱۶۹-۱۷۰) در زمان خلافت خويش به كنيزكي   (( غادر)) نام علاقهء خاطر پيدا كرد.
    يك روز ، هنگامي كه در مجلس طرب رامشگران بنواختن پرده هاي دلنشين موسيقي مشغول بودند، ناگهان حالت ((هادي)) دگرگون شد و رنگ از چهرهء وي پرواز كرد.
   نديمان با اضطراب خاطر ، پيش دويدند و از سبب تغيير حال او جويا شدند، هادي گفت:
-     قلب من گواهي مي دهد كه برادرم هارون بعد از مرگ من معشوقه ام (( غادر)) را تزويج و تصاحب مينمايد.
   نديمان گفتند:
-     خداوند زندگاني خليفه را طولاني گرداند انشاءالله چنين امري واقع نخواهد شد بلكه ما همه پيشمرگ خليفه خواهيم بود.

   هادي گفت :

-   اين تملق ها و چاپلوسي ها براي رفع اندوه و اضطراب من فايده ندارد، فورآ برادرم هارون را حاضر كنيد!

   پس از احضار هارون او نیز در تسلیت برادر کوشید و هرچه می توانست از سخنان امید بخش ، گفت تا شاید بتواند فکر « هادی» را از آنچه سبب اضطراب او شده بود منصرف کند، ولی مؤفق نشد.

عاقبت هادی امر کرد تا هارون و غادر ، سوگند های مغلطه یاد کنند که بعد از هادی در صدد مزاوجت با یکدیگر بر نیایند.

هارون قسم ها یاد کرد و عهود ونذر هایی سخت از قبیل حج پیاده و غیره بگردن گرفت و غادر نیز سوگند خورد تا خلیفه اندکی آرام گرفت.

یکماه بیشتر از این قضیه نگذشته بود که هادی در سال ۱۷۰هجری از دنیا رفت وبجای او هارون بر اورنگ خلافت تکیه زد وقبل از هر کار دیگر غادر را به ازدواج دعوت کرد.

غادر گفت:

-     در این صورت تکلیف قسم هایی که من وتو چندی قبل یاد کرده ایم چه خواهد شد:

    هارون گفت:

-    چون از این ازدواج ناگزیر هستیم هرچه شرعآ برما تعلق میگیرد همه را بجای خواهیم آورد.

   آنگاه غادر را تزویج نمود.

   محبت وعلاقهء هارون را به غادر از این روایت که گفته اند: « هنگام خواب غادر سر بر دامن هارون می گذاشت و بخواب میرفت و هارون از ترس اینکه مبادا غادر از خواب بیدار شود کوچکترین حرکتی نمی نمود، میتوان اندازه گرفت».

  یک شب در حالی که غادر بخواب بود ناگهان از خواب برجسته شیون و اضطراب آغاز نمود.

  هارون از سبب آن پرسید و غادر جواب گفت:

-   هم اکنون برادرت موسی « هادی» را در خواب دیدم که این اشعار را برای من میخواند:

   « همینکه من در قبرستان جای گرفتم توبه خلف وعده پرداختی.» « مرا فراموش کردی و مثل تبهکاران قسم هایی را که بدروغ خورده بودی شکستی»

« ای پیمان شکن ! به ازدواج برادرم تن در دادی ؟ آنکسی که ترا « غادر» نام گذاشته است ، راست گفته»

« از همنشین خود خیر نبنین و گردش روزگار بکام تو مباد».

« پیش از آنکه سپیده سر بزند بمن ملحق خواهی شد»

غادر ، بعد از قرائت اشعاری که ترجمهء آن گذشت ، گفت:

-    ای امیر مومنان! بخدا قسم ، مثل اینست که این اشعار در صفحهء قلب من نقش بسته باشد که یک کلمهء آنرا فراموش نکرده ام.

     هارون گفت:

-    این خوابها از جملهء اضغات و احلام است وقابل توجه و اعتنا نیست ، بیهوده دل خود را به آن مشغول مساز.

   غادر جواب داد:

   - نه ، اینطور نیست ! من میدانم که اکنون اختیار نفس و حیات خود را ندارم سپس بناله و شیون پرداخت و هنوز شب بپایان نرسیده بود که دنیا را وداع گفت !

                            این حکایات ادامه دارد.....

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

تازه ترین اخبار افغانستان

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer
Design by Pinkmedien