استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
از ایجاد اداره ء انتقالی تا سراشیبی سقوط رئیس جمهور
یاد داشت های یک دیپلومات
از ایجاد اداره ءانتقالی تا سرا شیبی
سقوط
رئیس جمهور
میرحسام الدین برومند سا بق مدیر اطلاعات و
نشرات
وزارت امور خارجه
به ادامه یادداشت سوم
میر حسا م الدین برومند
( من با پروفیسور دوکتور حسین یمین استاد فاکولته ادبیا ت پوهنتون
کا بل ، دوکتور اسد الله حبیب و نویسنده
توانا وچیره دست اعظم رهنورد زریا ب درمورد صحبت نمودم . آ نا ن کاربرد ترکیب « رئیس
جمهوری » را غلط محض ونا درست ارزیابی نمود ند .)
ـ خیر، من درین مورد مشخص
با رئیس جمهور حرف زده ام .آنهاموافقه کرده اند که باید « رئیس جمهوری
افغانستان» نوشته شود .
ـ به احترام شما این کار را
خواهیم کرد .
شعبهبرای چند روز تقاضای سپنتا را مدنظر گرفت . من
نخواستم شعبه به راه غلط رفته وبا ادبیات نا متجا نس ، به کار ادامه بدهد.
حدود ده روز بعد آقای سپنتا
مجددا به من زنگ زده ، گفتند :
ـ آقای برومند ، شما با من
موافقت نمود ید که مطالب ارسالی شعبه مرا دست نمیزنید ، در حالیکه مخصوصا «حامد
کرزی رئیس جمهوری افغا نستان»را باز هم
« رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان» مینویسید .این بار من از خودت به رئیس
جمهور شکا یت میکنم .
به خنده افتیده ، گفتم :
ـاختیار با شما ست ، تا من درین شعبه استم ، خود
را بهاصول اداره ، اصول کار واصول
ژورنالیزم ، پا بند میدانم .
درواقع آغاز خصومت سپنتا با
من از همین نقطه بود .....
حقیقت
وکلای پارلمان افغانستان :
حقیقت زنده گی برخی از
وکلای معلو م الحال پارلمان بردروغ ، دسیسه ، جنایت وخیانت واستفاده از نام مقدس
نماینده مردم استوار میباشد .مبرهن است که در گذشته انتخا با ت در افغانستان اعم
از انتخابات ریاست جمهوری وپارلما نی بگونه تصنعی وساختگی ، از طریق فریب ، اغوا
وتطمیح به منصه اجرا در آمده است .
اینکه میگویند پارلمان
افغانستان ، پارلمان جوان وکم تجربه است ، حرف دقیقی نیست . افغا نستان ازگذشته های دور پارلمان های زیادی را تجربه کرده
است . با جروبحث های داغی که جریان آن از طریق رادیو تلویزیون وقت منعکس میشد ، به
گوشهگوشه زنده گی مردم روشنی انداخته
میشد .
محمود حبیبی آخرین رئیس
پارلمان افغانستان ، در زمان زمامداری داکتر نجیب الله بود . پارلمان ها در وقت
وزما نش نشریه های اختصاصی خود شان را نیز داشته اند .
وکلای پارلمان در گذشته ها
، عمد تا اشخاص بادرد وبا احساسی بودند که عشق ملترا در قلب داشتند ، در حالیکه امروز تقریبا
برعکس آن بوده ، وکیل مردم شدن یک امتیاز برای استفاده جویی ونوعی قدرت نما یی است
.
یک موضوع را در تاریخ
کارنامه های سیاه از آغاز دوره انتقالی تا اکنون باید به خط درشت نوشت :
نه دموکراسی در افغا نستان
جوان است ، نه پارلمان . فقط محدود افرادی ، به خاطر آن که روی جنایات مکرر شان ،
روی خبط های کلان سیاسی شان ، روی پالیسی های نابخردانه شان روپوش گذاشته باشند ،
اعمال نا شایستشان را زیر نام «
دموکراسی جوان » و« پارلمان جوان » مخفی میسازند .
چنانیکه در افغانستان گاهگاهی
اعمال ننگین عما ل دولتی ، توسط اصطلاحات
وکلمات پنهان کاری میشود .
باز هم باید با خط زرین
باید نوشت که :
تاریخهفت سال اخیر ، سیاه ترین دوره از رهگذر سوء
استفاده های کلان دولتیاز نام ملت وکشور
بوده ، دولتمردان بزرگ و برخی پارلمان نشینان ، عظیم ترینجفا ها ، خیا نا ت وجنا یا ت را در حق ملت
افغانستان روا داشته اند .
مسلما درهر جامعه یی افراد
خوب وبد ، خاین ووطنپرست و صادق وکاذب وجود دارد . اما درارتکاب جرایم انسانی هفت
سال اخیر ، اکثریت رهبران که بیشترینه وابستگی های حزبی وتنظیمی داشته اند ، دست
جنایت پیشگان جهان را از عقب بسته اند .
از یادنبریم که درپارلمان
کشور افرا د وشخصیت های منور ، دلسوز ، دانشمند وبا بصیرت هم وجود دارند که واقعا
پشتوانه مردمی داشتهو به خاطر صداقت ،
استعداد ، پشتکاروشا یستگی های لازمکه سزاوار شان یک وکیل است ، به پارلمان توسط
رای مردم راه یافته ا ند وهمواره مشکلات ،
رنج ها وآلام ودرخواست ها ومطالبات برحق مردم را منعکس میسازند که به نظر بنده
شمار همچو افراد فکرنشود نها یتا از پا نزده فیصد تجاوز نما ید .
اینکه محمود کرزی وسایر
وابستگان زور مندان با چه نیرنگ وخدعه وصرف مبالغ هنگفت رای گرفتند ، این سرجایش اما بخشی از وکلا با
معاملات وزدودبند های عجیب ، به پارلمان ره یافتند .
دررابطه روی مثالی استناد
میکنیم . ازروی این میتوانید در مورد چگونگی انتخابات پارلمانی درمجموع قضاوت
نمایید :
یکی از وکلای زن ، خانم قدریه یزدان پرست است که وقتی نامش را
بشنوی ، میا نگاری متقی ترین انسان این خطه است .
خا نم یزدان پرستدر دوره جهادی ها در سال ۱۳۷۱ خورشیدی از جانب استاد ربا نی به حیث رئیسه موسسه عالی نسوانکه در واقعجا گزینموسسه « میرمنو تولنه »
سابق بود ، مقرر گردید .
قدریه یزدان پرست خودش
همیشه با مباهات یاد میکرد که دختر خوانده استاد ربا نی استو از آن جاییکه کاررا به اهل کار میسپارد ، با تشخیص دقیقش وی
را بدین مسند رسانیده .
من خواهرخوانده ودوستی
داشتم به اسم « لیلا صراحت روشنی » شاعر و نویسنده فرهیخته یی که
اکثریت فرهنگی های کشور نامبرده را گرامی میداشتند. لیلا صراحت دختر زنده یاد
سرشار روشنی شاعر ، ادیب وژورنالیست توانای وطن
بود که سراسر عمر پر بارش را درمطبوعات کشور به سر رسانیده بود . شادروان سرشار روشنی درسال ۱۳۶۳خورشیدی
دردوره زمامداری ببرک کارملتوسط امنیت
دولتی وقت زندانی وبه گونه مرموزی به شهادت رسید .
لیلا صراحت روشنی علی الرغم مستحق بودنش ، برای اینکه مربوط سمت
شمال بود ، در سال۱۳۷۱ خورشیدیبه حیث معاون اول موسسه عالی نسوان مقرر گردید .
وی دست به ابتکارات فرهنگی متعددی زد ازجمله جریده معروف« ارشاد النسوان » را احیا نمود .
من سوایوظا یف رسمی دولتی ، درجمله سایر فعالیت های فرهنگی ،باتراجم ونوشته ها ی خویش،مجله میر
منو هفته نامه ارشاد النسوانرا ، به اساس یک قرار دا د با ا لمقطع ، همکاری
مینمودم .
معرفت من وقدریه یزدان پرست
از کار با همان دونشریه موسسه عالی نسوان آغاز شد . نامبردهبعضا از من میخواست وی را در قسمت نوشتن
سخنرانی ها یش همکاری نمایم .
آ ن سال ها گذشت .در خزان سال ۱۳۸۳ که من در
وزارت امور خارجه مصروف کاررسمی بودم،
روزی جوانی به دفترم آمده ، پیامی از قدریه را به من آورده ، گفت :
قدریه یزدان پرست مدتیست از کشورهالند برگشته وبه عوض سید مخدوم
رهین به حیث رئیس شورای شهر وندان شهر کابلایفای وظیفه میکند .آرزودارد شما راببیند .
به پا س همکاری های قبلی
فرهنگی ملاقات مختصری با وی داشتم .
توقعات وی نهایت زیاد بود .
وی روزانه در نواحی مختلف کابل ، در مراکز متعدد علمی وفرهنگی مرکز ، در ولسوالی
های اطراف کابل ، برنامه های تبلیغاتی داشت .از من خواست بیانیه هایش را بنویسم .
منکه بعلاوه مسوولیت مدیریت
اطلاعات ونشرات وزارت ، مسوولیت اداره خد مات اجتماعی وفرهنگی « نخل فردا» ،
مسوولیت مجله « ازدواج » ماهنامه یی در راستای خانواده ، حقوق بشر وجامعه مدنی
وهمچنان مسوولیتمجله « مژده » ماهنامه یی برای کودکانرا ، که موسس وبنیا نگذار هرسه اداره شخص خودم
بودم ، به عهده داشتم نتوانستم به تقاضا
های وی لبیک بگویم.
بالاخره پروسه آما ده گی ها
برای انتخابات به راه افتید . روزی قدریه یزدان پرست به دفتر مجله « ازدواج » که
در« دهن باغ» منطقه یی در مرکز شهر کابل موقعیتد اشت ، قدم رنجه نموده ، از کا ندید ا توری
خود گفت واین که باید در قسمت تهیه متن ودیزاین پوستر های رنگی تبلیغاتی وی را کمک
نمایم . همچنان از من خواست بنا برمعرفتی که با مسوولین وهمکاران رادیو BBC ورادیو آزادی دارم ،
زمینه ترتیب مصاحبه ها را برای وی فراهم سا زم .
به اثر اصرار وی نتوانستم
خود را کنار بکشم . لاجرم به وی وعده همکاری دادم .خلاصه پوستر ها آما ده وچاپ شدند
.
قدریه میگفت : من پولی در
بساط ندارم . یک دستبند الماس دارم . به شوهرم گفته ام آن را در هالند فروخته پولش
را برایم بفرستد تا صرف انتخابات نما یم . چون مطبعه ازدوستت است ضمانتم را کن که تارسیدن پول مهلت امبدهد
.
پس از مدتی ، تلفونهای
مطبعه که پیوسته پولش را طلب مینمود قطع شد ، متیقن شدم که حق الطبعپرداخته شده است .
چند روز بعد خبرشدمکه خانم قدریه یزدان پرست در هوتل « آسمان آبی
» در منطقه تا یمنی سه روز پیهم بیشتر از
یک هزار نفر راشکم سیر نان داده است .
واضح شد که بار دیگر پدر
خوانده اش (!) استاد ربانی به سر وقتش رسید ه بود .
قدریه یزدان پرست قرار گفته
خودش روز ها را به دفتر لالایش (!)که
منظورش معا ون اول رئیس جمهوراحمد ضیا ء
مسعود بود،به شام میرسا ند . از همین با
بت همواره کلمات ( استاد ) و(معاون صاحب اول ) ورد زبانش بود .
میبینیم که عشقکرسی پارلمان وپول وقدرت چنان یک خا نم را از
آغوش شوهر وفرزندان قد ونیم قدش دور نگهداشتهکه کشورها لند را به صوب کابل ترک میگوید وبرای رسیدن به هدفش چه پله ها یی
را که نمی پیما ید .
نه تنها قدریه یزدان پرست
بلکه فیصدی قابل ملاحظه وکلا ء پارلمان ، چنا نیکه باچشم سر دید یم وبا گوش جان شنیدیم
بارای هایقلابی وپرداخت حتی فی رای تا صد افغانی که فقط
پول ده تا نان خشک میشود ، از ناگزیری
مردم استفاده نموده ، حاکم برسرنوشت ملت گردیده واکنون که به مقصد رسیده اند ، آن ها را بی
هیچ دستگیری یی ، آغشته در مصیبت رها میکنند .
اکنون ازروی این مثال حد س
بزنید که محمد یونس قا نونی، وابستگان
کرزی ، استاد ربا نی ، استاد سیا ف« صیاد »که به گواهی مردم وتاریخ ، در غضب دارایی های عامه وزمین های مردم شریف
پغمان وبسا مناطقدیگر کابلوقتل
انسان های بیشمارومظلومی دیگر درین کشور ،دست بالا یی دارد وافراددیگری ازین
قماش ، از چه نیرنگ های شیطا نی کار گرفته
وچقدر پول مصرف نموده اند تا مخصوصا ، به مقامات رهبری پارلمان رسیده ا ند .چنا نیکه در انتخاب کرزی معاملا ت بس بزرگی
در مقیا س بالاتر از تصور با پشتوانهداخلیوبین المللی ، به کار گرفته
شد .
انجو ها ،
نظامی در داخل نظام:
اینجا لازمست برکا ر وفعالیت
انجو ها ، خاصتا انجوهای افغانی که در
بالا بدان اشاره شد ، مکث کرد .
با مدیریت سالم یک رئیس
جمهورفعال ،صادق ، وطنپرست ومصصم ، بدون
شک انجوها ، موسسات وسازمان های اجتماعی وخیریه افغانی وبین المللی ، نقش خیلی ها
برجسته وچشمگیریمیتوانستند داشته
باشند.
طی هفت سال هزاران افغان وخارجی زیر نام متخصص
وکارشناس ، با آن که تعدادقابل ملاحظه آن افراد عادی خوابیده در غرب بودند ، با
استفاده از شناخت ها و ارتباطا ت وزدوبند ها ی گوناگون ، به اشغال مواقف وکرسی های
بلند در افغانستان دست یا زید ند وتا توا نستند چشمه های اقتصادی افغانستان را
مکید ند .
به اسا س مشاهدات وبرداشت
های خودم ومشاهدات واظهارات آنا نیکه دل شان برای این وطن همیشه تپیده است ، انجو
های افغا نیبسان افعی های بزرگ ، بخشی
ازین سرمایه ها را بلعیده ، صاحب سرمایه های بس عظیم نه تنها در داخل ، بلکه در بانک
های بین المللی نیز گردیده اند . روسا ء وافراد خا نواده های این انجوها ، بلند منزل ها وبلاک های تجارتی و مسکونی در دوبی
وامریکا وبعضی کشور های دیگر اعمار وبرخی ازین سرما یه هارا که پول ملت بلا کشیده
ومحروم افغانستان است ، به حساب شخصی خویش به بیرون انتقال داده اند .
ناگفته نگذاشت که اکثریت
این انجو ها در زمان حکومت مجاهد ین وبعد طالبان عمد تا در پشاوردست بهایجاد موسسات خیریه اجتماعی زد ند، تعدادکثیر آ نها دفاتر مرکزی شان در پشاور
ویا سا یر ایالات پاکستان موقعیت داشته ، در کابل وسایر ولایات مراکز ساحوی داشتند
. چه بسا از ایجاد گران وموسسین این انجوها که به خاطر روابط گسترده با حلقا ت
خارجی، که به کرسی های وزارت ومعینیت
نرسید ندکه از مثال های برازنده آن ، حنیف اتمر شیخ الوزرا ء کشوررا که عهد کرده
برکرسی های تمام وزارتخانه های کلید ی کشوریک بار تکیه زند ، داکتر سیما ثمر رئیس کمیسیون حقوق بشر افغا
نستان (در آغاز حکومت
کرزی از معاونین اداره انتقالی)، ، عبد السلام رحیمی معین اول وزارت مالیه درسال اول حکمروایی حا مد کرزی(رئیس موسسه CHA(وروساء ده ها انجو وموسسه دیگر که چون سه
فرد یاد شده سابقه بد استفاده جوئی از پول ملت افغانستان را داشته اند ، میتوان به حسا ب آورد .
از عبد السلام رحیمی رئیس
موسسه CHAگفتیم .انجوی « اداره هماهنگی کمکهای انسانی » معروف بهCHA
با نام « همکاری » فعالیت داشته و هفته نامه موسسه نیز « همکاری » نامیده میشد .
موسسهCHA
در پشاور از انجوهای معتبرافغا نی که دارای سکتورهای چهار گانه زراعت ، اقتصاد ،
صحت وانجنیری بود ، تا سال۲۰۰۰ به گفته مسوولین آن در مجموعبیش از۲۰۰۰ نفر پرسونل داشت و به دلیل اینکه آقای رحیمی از ولایت فراه بود ،
دفاتر ساحوی اش عمد تا در ولایا ت پشتون
نشین موقعیت داشت .
آقای سلام رحیمی بیشتر از
وزیر یک وزارتخانه کلیدی در سفر های بزرگ اقتصادی مصروف میبود واکثرا به کشور های
غربی به خاطر به دست آوردن پروژه های بزرگ سفر مینمود .
همچو انجوهادر واقع با قدرت
روز افزون اقتصادی ومافیا یی شان که بعضا با برخی از کشور های معین دونر
کارمیکردند ، هریک حیثیت نظامی در داخل نظام را داشته ودارند .
آقای سلام رحیمی چندین
برادر داشت که پس از هرچند سالی ، بد نه ء ازدفتر CHAرا که در چتر سکتور های مختلف وجود داشت ، جدا
ساخته ، ابتدا منحیث پارتنر وبعد ها از طریق اخذ فندهای بسیار کلانآنها را مستقل میساخت تا برسرما یه های خا نواده
گی شان با وصف اینکه انجوهای متذکره را
ثبت وراجستر وزارت پلان وقت ، میکردند ، ملکیت
شخصی میپنداشتند ، بیفزایند .
بدینسان دیده میشود که ا نجو ها چگونه به سان امپراتوری های کوچک
عمل نموده، با اخذ فند های عظیم از دونران به نام بازسازی واعمار کشور وملت
افغانستان سرمایه هارا به یغما میبرند ومیا ند وزند .
سلام رحیمی وچها ر برادرش
طی چند سال حاکمیت مجاهد ین وطالبان هریک صاحب اداره مستقل ، سکرتر وتشکیل
مستقلانه بزرگ بودند که قرار اظهار اطرافیا نش به اسثناء عبدالقیوم رحیمی وفا ، متباقی
با وجود داشتن زن وفرزند ، وعده ازدواج دومی را با دوشیزه گان سکرترانجوی خویش
سپرده بودند.
آقای عبدالسلام رحیمی معین
اول اسبق وزارت مالیه پافراتر نها ده ، بهترین امکانات را در دسترس انتخاب خویش
«سلما وقفی » گذاشته ، موصوفه را ابتدا درپشاور به حیث مسوول اداری CHA که از نظر اجرایی ،
پس از شخص رئیس موسسه ، بزرگترین موقف در آن اداره پنداشته میشد ، مقررنموده بود .
وقتی در سا ل ۲۰۰۱ دفتر CHAبه سان اکثریت انجوهای دیگر از خارج کشور به
داخل منتقل شد ،سلما وقفی با معاش ماهوار سه هزار دالر در ماه به حیث معاون موسسه ارتقا
داده شد .این نهایت حسن نیت وعلاقمندی آقای رحیمی به دوشیزه ایده آلا ش واز جانبی جهت چپ ساختن دهنوی بود . چون باز هم به گفته اطرافیان دفترش ، عیاشی
را بر ازدواج ترجیح میداد واین به مذاق معاونه صاحب برابر نبود .
این پول گزاف که به نام
پروژه های عمرانی وباز سازی برای مردم بی بضاعت افغانستان اخذ میشد ، به یکدختر ۱۲ پا س که ادعا میشد سواد چندانیهم نداشت ، به خاطر تحقق نیات درونی یک مرد
پنجاه سالهتادیه میشد .
به علاوه مسوولین دفتر
متذکره در سال ۱۳۸۱خورشیدی که از پشاور به کابل منتقل شد ، بنا به هدایت وتصمیم
سلام رحیمی بخش های تولیدی آن که شامل
تولید قالین ، صنایع دستی ، گالری هنر های زیبا ومطبعه دولتی بود ، با آن که درپشاور
در چوکات CHA ایجاد وپول آن از دونران اخذ شده بود ، آن
ها را در کابل به حساب مطبعه شخصی « صبا » وگالری مستقل شخصی راجستر نمود ند تا از
پرداخت مالیه ، تکس وسایر پرداخت ها ی گزاف به دولت رهایی یافته باشند .
این موسسه سه منزل معمولی را در یکی از پسکوچه های منطقه خوشحال
خان مینه با آن که هریک از خانه های متذکره در آ ن شب وروز بیش از چهارصد دالر ارزش
نداشت ، به کرایه مجموعا حدود نه هزار
دالردر ماه ، از پول انجو که در حقیقت پول
بیت المال میباشد ، به سلما وقفی که خانه شخصی وی ، پدر وبرادرش بود ،به اساس قرار
داد میپرداخت که گفته میشود هنوز هم همان
سه منزل در دسترس انجوی خانواده گی خود شان قرار دارد .
مساله نهایت تشویش برانگیز
اینکه دود چندین جنراتور های قوی که مخصوص فابریکه های تولیدی میباشد ، برمحیط
زیست و زنده گیباشنده گان منطقه مخصوصا
که در چهار دوروبرموسسات تولیدی متذکره CHA در خوشحال مینه ، منازل رهایشی مردم قرار دارد ، خیلی ها زیانبار پنداشته
میشود .
مردم محل از دود جنراتورها ، هکذا رنگ های کیمیاوی مختلفی
که روزانه صد ها کیلو تار قالین بافی در آن منازل رنگ آمیزی وآب های کثیف وملوس آن
به اطراف رها میگرددو نسبت عدم موجودیت کانالیزاسیون ، به گمان اغلب آبهای متذکره
از طریق ترکیب با آب چاه ها ، برای خوراک به مصرف میرسد، سخت ناراحت اند وبه خاطر
صحت شان احساس خطر میکنند .
سه برادر سلمارا که اولی
داکتر طب ، دومی لیسانس یکی از فاکولته ها وسومی درسال۲۰۰۰محصل سال اول
یکی از فاکولته ها در پوهنتون کابل بود ، در بست های بلند منحیث مسوول بخش صحی CHA در دفتر مرکزی ،دیگری را مسوول دفتر ساحوی موسسه در
ولایت هرات وسومی را در یکی از بست های دفتر مرکزی مقررشده بودند که معاش ماهوارهریک
از دوفرد اولیبیشتر ازدوهزار دالر در ماه
بود ، در حالیکه معاش یک ژورنالیست معزز با تجربه واز نخبه گان فرهنگ افغانستان
آقای گل محمد ادبیار زرینگر مسوول هفته نامه «همکاری » ارگان نشراتی آن موسسه
ابتداء صد دالر بوده ودر اخیر ازدوصد دالر تجاوز نمیکرد.
به خاطر حق تلفی هادرCHA با ری یکی از کارمندان موسسه متذکره به ستوه
آمده، با راه انداختن قیل وقال در دفتر
مرکزی با لحن انتقاد آمیز از آقای رحیمی ، فریاد کشید که به خاطر خا نم « وقفی
»، ماها نه حدود نه هزار دالر به خانواده
وقفی به عنوان معاش ونه هزاردالر دیگر را تحت نا م کرا یه منزل ، سخا وتمندانه میپردازد
، ولی دردست ورزیده ترین ومستحق ترین افراد باوصفظرفیت بلند کا ری ، صد تا دوصد دالر را میگذارد .
باری شنیده شد که به اثر تقاضا وبه زعم بسیاری ها ،
از اثر تهد ید سلما وقفی به جهت آن که سلام رحیمی در مساله ازدواج با موصوفه از
تاخیر ونیرنگ کار میگیرد، درزمان تصدی
آقای رحیمی در وزارت مالیه ،داکتر وحید
وقفی برادر سلما ، از سوی سلام رحیمی ، به جای خودش به حیثرئیس موسسه CHAتقرر یافتکه گفتند این امر موقع تبدیل نمودن وحید وقفی ، منتج به جنجال اضافی بعدی میان
آنانگردید .
مینگریم که نشانه گرفتن لبه
تیز انتقاد در برابرانجو های داخلی چقدر دقیق وبجا است .انجوها یی چون CHAمرکز فساد و استفاده جوئی بو ده ، موجودیت شان
، جفا به فرهنگ دیرین ملت شجیع افغان میبا شد ..موسسه متذکره با دست درازی به
فرهنگ کشور ، آ ن را منبع تجارت خود قرار داده است . با مجله «صبا » ، مطبعه « صبا
» وتلویزون « صبا » فقط وفقط کوشیده ، موسسه
خویش را فرهنگی جلوه دهد ، در حالیکه فرهنگ برای مسوولین استفاده جوی آن ، به باور
بسیاری ها جز چاشنی یی برای رسیدن به اهداف پلید شیطا نی وتبلیغ کارنامه های سیاه
آنان نبوده است .
فرهنگ این اداره ، جز چپاول وغارت سرمایه های
ملت که به نام ملت واز آدرس ملت به چنگ آورده اند واز راه راه انداختن چند رسانه
خبری کوشیده اند خود را برحق جلوه داده ، برخیانت های شان پرده افگنند ، چیزی بیش
نبوده است .
همه میدانند که ظهور طالبان
از قندهار آغاز شد وولایات همجواررا دربرگرفت. اکثریت این انجوها ازجمله CHA با طالبان روابط
تنگاتنگ داشتند .در حالیکه طالبان زیر نام امارت اسلامی در کابل سیطره شان را
تحکیم بخشیده ودر اکثر ولایات از جمله ولایات جنوب را در تصرف داشتند ، دفاتر ساحوی
CHA
آزادانه در ولایات متذکره فعالیت داشته اند .
طی سالها هیچگاهی ، هیچ
حادثه وخبری در رابطه با تصادم موسسه متذکره وطالبان پخش نگردید . این خود موجودیت
یک حلقه پیوست میان انجوها ، طالبان وکشور های دونر را که گفته میشود اکثرا دونران
آنرا موسسات امریکایی تشکیل میدهد ، صحه میگذارد که به باور برخی از مفسرین اوضاع
، انجوها از پا یگاه های طالبان وحامیان بین المللی شانمحسوب میشوند .
به عبارهء دیگربا نقل قول
برخی ها ،تا حدودی شماری از مسوولین
انجوها ی داخلی ، اجنت های کشور های خارجی اند .
علت فاصله گرفتن آقای رحیمی
ازپست معینیت اول وزارت مالیه را دلایل متعددی دانسته ا ند . منسوبینCHA ، علت آ نرا بروز کشیده گی میان سلما وقفی وسلام
رحیمی که در امر ازدواج با وی امروزوفردامینمود ، عنوان نموده ومدعی بود ند که د
وشیزهمتذکره میکوشید با راه انداختن
رسوایی وافتضاح ، به رحیمی مذکور حالی سازد که در صورت تداوم تاخیر در ازدواج با
وی ، از استفاده های مالی کلان وی در موسسه متذکره ، با آن که عملا کا رمند
عالیرتبه دولت است ،
اما فند های بزرگ چندین
ملیون دالری را با دونران همیشگی اش مخفیانه امضاء ودرپی حیف ومیل شده است ،انتقام میکشد .
اینجا ، هد فنشانه گرفتن موسسه CHAورسوا ساختن مسوولین آن نیست . در اکثر انجو های
افغانی استفاده جوئی هایی حتی به مراتب بزرگتر از انجوی یادشده نسبت داده شده است .
این صرف یک گوشه ء کوچک از
همچو استفاده جویی های ما لی و فساد در جمع ا نجوهای داخلی میتواند باشد که صرفا
در دوره اداره انتقالی در کابل مشاهده شده ویا از زبان حاضرین درآن موسسه به گوش
رسیده است .
البته استفاد ه جویی ها
وخیانات انجوهای بین المللی در افغانستان بحدی روشن و اظهر المن الشمس است که تقریبا
همه ازغارت
سرمایه ها که باالنوبه توسط انجو های متذکره انجام پذیرفته ، اگاهی دارند.
رئیس
جمهور صمیمی وعاطفی ، سیاستمدار ناموفق :
حامد کرزی وقتی لب به سخن
میگشا ید ، به وضوح وآشکارا در مییابیم که چقدر لا ابا لی وکوچه یی صحبت میکند .
او در واقع با این اکت که
رهبرمردمی است وگویابی پیرایه وآزاد صحبت
مینما ید ، میکوشد در پس الفاظ بظاهر بی پیرایه چهره ، کرکتر وشخصیت ضعیفش را
پنهان سازد ، غافل ازین کهمردم هویت ،
شخصیت وسطح فهم ودرایتش را پوره تشخیص داده اند .
بسا ازاطرافیا نش ، ازوزرا ء مشخص وافراد معلوم الحال گرفته تا سا یردنبا له
روانش، هرگاه در طول هفت سال زمامداری
آقای کرزی ، یک سخنرانی جامع وعالمانه ولو تحریری و از قبل تحریر شده از وی، میتوانند به عنوان مثال ارایه بدارند ،
بفرمایند !
هرگا ه وی در جمع مصیبت دید
ه گانمثلا یک حادثه بمباردمان هوایی توسط
امریکایی ها یا مصیبت دیگری صحبت مینماید ، را ه حل رادر مقطع کنونی که مردم بدان دست وگریبان اند ،
با ریختن چند قطره اشک تصنعی چنین ارزیابی میدارد :
« ما راه حل دیگری نداریم
جز ء خواری کردن و زحمت کشیدن ودرس خواندن وباز هم درس خواندن » .
درست است که با فراگیری درس
وتعلیم ، انسان دوست ودشمن را تفریق مینماید وبا سلاح کاروتلاش به رفاه میرسد ولی
همین حالا که سوال موجودیت یک ملت وکشورش مطرح است وسوال زنده گی مردمش ، نسخه
علاج یک رهبر کشور کدامست ؟
حالانکه درد ومصیبت این وطن
ازدست بیگانگان ، بخصوص همسا یگان ،ودر
داخل کشور موجودیت جنگسالاران ، قاتلین مردم ، افراطیون وجنگسالا را نی چون دوستم
، سیا ف ، طالبان و برخی دیگر از رهبرانوافراد بد نام تنظیم ها و احزاب میباشد که دولت نه تنها آنا ن را مجال
تبارز داده وحفظ شان نموده ، بلکهدربسا
موارد هنوز هم همگام با آنا ن به جلو میشتابد .
مگر همه آنا نیکه سخنرانی
مختصر آقای کرزی را در روز افتتاح ترمینل میدان هوایی بین المللی کابل شنیدند
،برسخنان چنین رئیس جمهور نا توان که
ارشاد فرمودند : « حالا که دوستان ما این میدان هوایی را برای ما ساخته اند ، این
وظیفه ماست که آنرا خوب بچلانیم ودرست بچلانیم »، تاسف ننمودند ؟
باور کنید یک کودک خورد سال
مکتب ، به ساده گی میتواند بگوید کهاستعمالکلمه « چلاندن » در کجا
مناسب است. آیا این برای مردم افغانستان
یک افتضاح نیست ؟
از علل ناکامیهای دیگر حامد کرزی عدم استقرار فکری وتفاوتهای
فاحش روی اظهار نظرات متفاوتش درباره یک موضوع مشخص در یک فاصله زمانی کوتاه ،
پرزه گویی های بیمورد که از شخصیتی چون رئیس جمهور به دور است ، دهن جوال گرفتن با
خائنین ، استفاده جویا ن وقرار گرفتن در راس آنا نیکه مجموع تعصباتلسانی وقومی ومنطقوی وسمت گرایی را دامن میزنند
، مجال دادن به استفاده جویی های ناجا یز ومعاملا ت پولی کلان مشخصا توسط برادران
وسایر اعضای خانواده اش ، بیتفاوتی دربرابر خواست های ملت ،فقر گسترده وکشنده یی
که روزانه افرادی بیشماری را به کام مرگ میفرستد ، عدم کفایت و ظرفیت کاری چنا نیکه
بایستهرئیس جمهور یک کشور است ... وصد ها
فکت دیگر را میتوان برشمرد .
تصور کنید هرگاه داکتر
عبدالله ، پروفیسور عبداللطیف جلالی ، رمضان بشردوست ویا ازاستادان پوهنتون واشخاص
خبره سیاسی وشخصیت های به مراتب برازنده تر دیگر در داخل کشور که باوصف توانا یی
های بلند در گمنامی به سر میبرند، یکی به
جای کرزی میبود ، با این تعهد که منافع ملی را برمنا فع قومی وگروهی وامثالهم مقدم
میپنداشت ، وارد عرصه خدمت درین عصر سخاوت جامعه جهانی به افغانستان ، میگردید ،
به طور قطع اکنون هزاران هزار بار وضع بهتر نمیبود . ؟؟
اکثریت سیاستمدران
وتحلیلگران ، کنفرانس بن را که از جمله سرنوشت کشور را به دست شخص گمنامی چون حامد
کرزی سپرد ، عامل ثبات روز افزون در کشور دانسته ومیدانند . در واقعپروسه بن یک راهکار نا موفق ومصیبت زا برای
افغانستان تعریف میشود .
این حادثه که به اساس فیصله
بن وفیصله شورای امنیت ملل متحد نیروهای آیساف ونا تو افغانستان را زیر پوشش
امنیتی خود گرفتند ، مورد استقبال تقریبا اکثریت افغانها قرار گرفت . ابتدانه تنها سیمای سیاسی بلکه سیمای اقتصادی کشور
نیز در حال تحول قرار گرفته ، چهره نوینی به خود گرفت .
افزون برورود هزار ها متخصص
وکارشنا س سیاسی واقتصادی ، ملیارد ها دالر به اساس موافقتنامه های متعدد ، به
کشور سرازیر گرد ید اما هیچکدام دقیق ود لسوزانه به کار گرفته نشد .
اکنون کشور در آستانه
انتخابات دیگری قرار دارد . امید اینبار خود ملت افغانستان رهبرکشور شان را
برگزینند . اگر انتخاب ، باز هم انتخاب مردم
نبود ورئیس جمهور ی چون آقای حامد کرزی از آنسوی مرز ها،از دوردست ها ...بدون اراده ملت براین کشور
تحمیل شد، مصیبتاین سرزمینانتهایی نخواهد داشت......