درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا فقط از طریق
Word
به این ایمیل آدرس
mehdibashir@gmail.com
بفرستید
Tel:0031644388706
سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.
استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
رویا های حامد کرزی : دیروز ، امروز
میر حسا م الدین برومند
میر حسام ا لد ین برومند
رویا های حامد کرزی :
دیروز ، امروز
وقتی حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان غرق رویا ها میشوند ، خیلی حا لت روما نتیک
به خود میگیرند وکلمات وجملاتی را به کار میگیرند که انسان را محو شخصیت شان
میسازند ، چنانیکه انگار عاطفی ترین انسان روی زمین باشند .
مصاحبه کوتاه حاضر ، نمونه یی ازین کلمات وجملات مملو از اعجاز است .
به باور بسیاری ها، درعمل فاصله رویا ها تاحقیقت درایشان ، به پهنای فاصله
زمین تا آ سمان است .
گفته میشود که جنا ب کرزی اخیرا برای
کا ند ید شدن مجد د شان در کرسی ریاست جمهوری کشور نهایت مساعی را به خرچ میدهند درحالیکه آنسانیکه در مصاحبه منتشره شان
در سال ۲۰۰۷ ( مصاحبه حاضر ) میخوانیم میبینیم ، ایشان آن زمان جدا
مصمم بود ند که با پایان دوره اول شان ، قصرریاست جمهوری را ترگ گفته ،بقیه عمرشان
رابه مطالعه پر داخته ،بعضا آزادانه سوار سرویس شده ، رهسپار ولایات کشور گردند
ودر سما وارخانه ها کنا ر مردم عادی
زانوزده ، یک جا چای بنوشند و.......
درشرایط کنونی مجموع دوکتورین سیاسی درمورد افغا نستان، به قدری غامض وغیر قابل پیشبینی
شده است کهبه انسان حق میدهد درموردبرای لحظه یی به فکر فا ل وفالگیری بیفتد. من میروم تا دیوان حافظ را با ز کنم وفال حامد کرزی
را ببینم که سرنوشت مردم وکشور با ردیگر با نام وکارنامه های این سیاستمدار برجستهکشور (
! )که مدعی اند ملت با جناب ایشان است ، رقم میخورد ، یا به پندار وتخیل دیروزی خود شان راهی کوچه ها وپسکوچه ها خواهند شدتا ...
گفتنی است متن این مصاحبه را در سال۲۰۰۷ که منحیث سکرتر
اول سیاسی سفارتکبری ج.ا.ا. در برلین ایفای وظیفه مینمودم ،وظیفتا از زبان آلمانی به زبان دری ترجمه وبه شعبه سیاسی مربوطه
در وزارت خارجه کشور ، غرض اجراآت مقتضی ارسا ل داشته بود م.
حامد کرزی :
رویاء های من
« گا هگاهی خودم را
تنها احساس میکنم ، اما ملت با منست »
«کریستین میفرت » مد یر مسوول مجله ZEIT MAGAZINLEBENمصاحبه اختصاصییی رابا محترم حامد کرزی رئیس جمهورجمهوری اسلامی افغانستان
، حینیکه غرض دریافت جایزه:
Steige Awardدر آلمان تشریف داشتند ،در هوتل « دورتموند »
آلمان به عمل آورده است که متن مصاحبه به دری بر گردانوذیلا تقد یم است:
وقتی صبح ها از خواب بر میخیزم ، به ندر ت آن رویا
ها د ر من جان می گیرند، ا صلا هیچ... ،
میتوان گفت که من خوابش را هم نمی بینم، در من رو یا یی وجود دارد، رویا های منافغانستان کودکی منست .
وقتی پسر خوردی بودم ، افغانستان رویا هایم ، افغا نستانی
که در صلح مطلق به سر میبرد ، وجود داشت .ما کودکان میتوانستیم بدون احساس خطر ، به تنها یی مکتب برویم .
مادرم برای ما صبحانهآماده میکرد . ما پس از صرف آ ن خانه را ترک
میگفتیم .
من که چنین روز های دل انگیز وخوب را د یده ام ،
میخواهم باز هم شاهدآن روز ها باشم
.وقتی من بار دیگر به کابلمی اند یشم، آنسانی که در سنین بلوغ با آن آشنا بودم ، تاکستان های انگورآنرا همچنان لاینتها وپر بار میبینموهمچنین قشنگترین باغ های میوه را . من کابل را
زیاد دوست دارم . هر ولایت افغانستان قشنگی خاص خودش را دارد.
پروان ، ولایت افتاده درشما ل کابل ، بزرگترین منطقه
پیداوار انگور است، جایی که آنجادر سرماکوه های پوشیده ازبرف قرار میداشته باشد . ننگرهار دره های سر سبز وشاداب
دارد ونهر ها ودریا ها . کنر سویس افغانستان است ومزارشریف سرزمین حکایت وتاریخ .
قندهار جای انار استوبعدآن ازپامیر باید گفت ، ازبام جهان .
افغانستان کشوریست باکلتور بلند، دارای تمدن بسیار کهن و با ادبیات وهنر افسون
کننده .
... وافغانهاشاید مهمان دوست ترینانسان های
جهان باشند ، چنان مهمان نواز که خارجی هابعضا نمید ا نند در برابر اینهمه صمیمیت چگونه برخورد کنند .
بسیاری از آ لمان ها ، علی الرغم کمبودی ها ومشکلات
این مملکت،عاشق ودلباخته این کشور اند .
وقتی من پسر خوردی بودم ، فکر دو چیز را در سر
میپروراندم : من میخواستم عضو پارلمان شوم ویاهم دیپلومات .
پدرم عضو پارلمان بود و کاکایم دیپلومات .
من همچنان بسیارعلا قمند بودم پروفیسور اقتصاد یا
سیاست شوم . این یک مسلک قابل توجه ومبرم برای افغا نستانپنداشته میشد.
شرایط بگونه دیگری پیش آمد . درواقع آوانیکه دربیست ودو ساله گی در رشته علوم سیاسی تحصیلاتم
را به پایان رساندم ، زنده گی من یک مبارزه بود .
در آغاز علیه شوروی ها به مبارزه بر خاستم ، سپس بر
علیه طالبان ، به دنبال آن علیه القاعده . واینک همچنان در نبر د استم ، نبرد علیه
تروریزم ، به خاطر صلحوبرای سلامتی
وخوشبختی کشورم .
اکنون من غرق این رویاها استم که درظرف ده سا ل آینده
، درهر خانه افغانستان برق باشدواین رویا
که هر افغانقادر به رفتن نزد داکتر باشد
... نزد من رویا های فراوانی وجود دارند ، این رویا ها که همه کودکان کشور ما
امکانات رفتن ودر س خواندن به بهترین مکتب را داشته باشند و اینکه بتوانند با
دوستان و رفقای شان به سپور ت بپردازند وجوانان ما مثل جوانان اروپابهانتر
نت کلپ ها بروند.
با مباهات وافتخار باید بگویم که زنده گی آلمان ،
زیاد مورد پسندم قرار گرفت. چنین یک زنده
گی میتواند قابل پیشبینی باشد :
وقتی آدم به یک میدان هوایی مواصلت مینماید ویک
تاکسی ضرورت دارد به ساده گی به دست میآورد . هرگاهبه یک بس نیاز داشته باشدبزودی بس مورد نظر در دسترسش قرار میگیرد .
آلمان سر زمینی است با اخلاق جدی کار . این بیش از
حد مهم است .
افغانستان وآلمان دوستان بسیار دیرین اند واین دوستی
برای ما افغا نها بسیار باارزش وپر مفهوم است . وقتی من به پنجاه سال آ ینده خیره
میشوم، خوش میشوم که فقط نصف و یا حتی سی فیصد آنچه راکه آلمان امروز صاحب
آ نست،دارا باشیم .
افغانستان در حقیقت امکانات وشرایط خوبی در اختیار
دارد . افغانستان جنوب آسیا وغرب آسیا را
با آسیای مرکزی اتصال میبخشد .افغانستان کشوریست با ذخایر طبیعی بزرگ .
این کشور میتواند بهترین میوه های جهان را تولید کند
، بهترین کشمش ، بهترین انار وقشنگترین گل سرخ را . افغانهاتوانا یی انجامکار های دشوار وبیش از حد سنگین رادارا میباشند.
برایشان امکانات بده ، به سان اسپ کار میکنند.
من امیدوار استم که افغا نستان بتواند به زودی روی
پاهای خود بایستدوبتواند به تنهایی به
دفاع از کشورش بپردازد. درذهن من این تصویر وجود دارد که ما در ده سا ل آ ینده ،
دیگر به حمایت نظامی نیازی نداشته باشیم .
اگر سربازان شما گاهی دچار اشتباه وغلطی میشوند ، بازهم مد یون
استیم. آنان زنده گی شانرا قربانی ما می
میکنند . ما اشتباه میکنیم ، سربازان اشتباه میکنند . زنده گی اشتباه کردن
ولغزیدنوبه جلو رفتن وادامه دا د ن است .
در لحظات دشوار ، زیاد فکر نمی کنم،بلکه از میان دشواری ها عبور مینمایم . تلاش
میکنم راه حلهارا ببینم ، نه پروبلم هارا .
گاهگا هی خود را زیاد تنها احساس میکنم اما در مییابم
که ملتم با من است ،ملتی که آینده بهتری
میخواهند . این ملت خوبترین تکیه گاه منست .
وقتی برای آزادی افغانستا ن به جنگ کشاند ه شد م ،
هر گز فکر نمیکردم که روزی رئیس جمهور این کشور شوم .
آنوقت من در کوه هاعلیه طالبانکه جان پدرم را گرفته بود ند، مقابله میکردم . من اصلاتصور نمیکردمکه جان به سلامت ببرم . فکر میکرد م که به دست طالبان کشته خواهم شدویا هم از فرط گرسنگیوتشنگی .
من زنده ماندمواز آنوقتدیگر ترسی در من وجود
ندارد . از آنجاییکه اکثرا در میان خطر بوده امفکر می کنم بر ترس غلبه یافته ام .
اینهمه تدابیر امنیتی وموجودیت افراد امنیتیمرا ا ذیت میکند . به اسا س برداشتهای افغانی
، من باچهل ونه سال عمر م ، قبل از وقت
پیر شده ام .
وقتی در دونیم سال آیندهکارم را به عنوان رئیس جمهور به انجام
میرسانم، میخواهم کتا ب بنویسم ،مطالعه
کنم ، به هوا خوری بروم وبا دوستانم د ید
وواد ید کنم. سوار سرویس شده ، در بسیاری
از ولا یات قشنگ افغا نستان بسیار ساده و آزادانه به هر جا وبه د یدن هر کس بروم. در یکی از محلات در یک سما وار و چا یخانه
توقف کنم ، بامردم چای بنوشم و ساده زنده گی کنم ...