آفتاب زندگی
سید همایون شاه (عالمی)
۱۹۹۵ م
سلور سپرنگ - مریلند
ایالات متحده امریکا
تاریخ نشر شنبه ۱۹ مارچ ۲۰۱۱
ای آفتاب زندگــــی کی بینمـــت
بار دگر
آن عارض گلچهره و زلفـــت بسان مشک تر
از هجر افــــغان میکنم گر گریه خندان
میکنم
خون دل ارزان میکنم کی داری از حالم
خبر
لعلت که خندان میکنی گل در
بهاران میکنی
عالم گلســـــــتان میکنی از یک نگاه
پُر اثر
داس مه ابروی تو برّنده تر از خـوی تو
میآورد از سوی تو تیر
بلا اندر جـــــــگر
چشم تو شد هستی مرا آورده در مستی مرا
در زلف خود بستی مرا ای ماه روی لبشکر
بی وصل تو بیحاصلم در هجر بنگر بسملم
آگه نگشـتی از دلم ای شوخ مست عشوه گر
قدّ تو سرو کابلم
موی تو عطر سنبلـــم
لعل تو جـام پُر مُلم بازآ که گشتم در بدر
بی تو بمیرم ای پری مــیدانی الفاظ دری؟
با یک نگاه سرسری بستی چه قتلم در کمر
حسـنت بهـــــــاران آورد اندر تنم
جان آوَرد
خورشید تابان آوَرَد آن چهرۀ صائب نظر
مفتون و مجنون توام محزون و دلخون
توام
و آنگه (همایون) توام خندان بیایی پیش در
سید همایون شاه (عالمی)