استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۱
ازصحبتدوستيبرنجم
كاخلاقبدمحسننمايد
عيبمهنروكمالبيند
خارمگلوياسمننمايد
كو دشمن شوخ چشم چالاك
تاعيبمرابهمننمايد
((سعدي))
قیمت یک انتقاد
مازني نحوي ( ابوالحسن نضر بن شميل كه يكي از
بزرگان ادباي مرو بوده و در سال ۲۰۳ يا ۲۰۴ درگذشته
است) گويد:
شبي با جامهء
كهنه بر خليفه مآمون وارد شدم، خليفه از علت كهنه پوشي من سوال كرد ومن عذري
تراشيدم كه مورد قبول نشد و خليفه مرا به بخل و امساك نسبت داد.
بعد ازين سخن،
حرفهاي ديگر بميان آمد واز هردر سخن گفته شد.
مآمون در ضمن
سخنان گفت:
-هشام براي من حديث
كرد از مجاهد و او از شعبي و او از ابن عباس و او از رسول اكرم (ص) كه فرمود : ))اذا تزوج الرجل المرئة لجمالها و دينها كانت سدادآ من عور)) يعني
هرگاه تزويج كند مردي زني را براي جمال ودين او، اين مزاوجت سد راه فقر و احتياج
است.
چون خليفه، كلمهء
( سداد) را به فتح ((سين )) خوانده بود، من گفتم:
سداد بكسر سين
است!
گفت:
آيا از من غلطي ميگيري؟
گفتم:
- نه: بلكه
غلطي از هشام ميگيرم كه اينگونه روايت كرده است.
گفت:
فرق اين دو (سداد بفتح و به كسر) چيست؟
گفتم:
سداد ، بفتح سين
، بمعني قصد ودين است و سداد بكسر عبارتست از هر چيز كه راهي را بر چيزي ببندد. و
معني دوم با مضمون حديث مناسبتر است. آنگاه ، شواهدی از اشعار شعراي نامي عرب براي
اثبات مدعاي خود آوردم.
ای نضر ، از مال
دنيا چه داري؟
گفتم :
مختصر زميني در
مرو دارم.
در اينوفت ،
خليفه كاغذ پارهء بر گرفت و چيزي بر آن نوشت و آنرا پيچيد وسربسته بمن سپرد و به
غلامي امر كرد تا مرا نزد فضل بن سهل وزير برد.
من نميدانستم در
آن مكتوب چه نوشته است وهنگامي كه مكتوب را به فضل دادم او گفت:
خليفه امر كرده
است كه پنجاه هزار درهم بتو داده شود، سبب چيست؟
من سبب را گفتم و
او گفت:
آيا از خليفه
انتقاد كردي؟
گفتم:
نه ، بلكه انتقاد
من به هشام متوجه ميشود.
فضل ، هم سي هزار
درهم برآن مبلغ افزود و من در مقابل يك انتقاد، صاحب هشتاد هزار درهم شدم و به
خانهء خويش مراجعت كردم.