 نعمت الله پژمان
به استاد عزیزم قیوم جان بشیر
نعمت الله پژمان
هرات/افغانستان
پنجشنبه ۲ جدی ۱۳۸۹ خورشیدی ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰
ا فسانه های کودکی ...
آنقدر گریه ، گریه که حالم بتر شود
افسانه های کودکی یکباره سر شود
آنقدر گریه ؛ گریه که از آسمان دور
مسند نشین هستی ز حالم خبر شود
شاید برای زخمی که غم بر دلم نهاد
صد دامن بلند ، زهر دیده تر شود
شاید همان که دفتر ظالم گشوده بود
بر زخم های سینه ی ما هم نظر شود
یا راه های رفته و بن بست گشته را
یکباره گی گشاید و بعد مستتر شود
یا هم مرا به غربت و آوارگی دهد
یاهم میان سینه ی ما مستقر شود
.................
..................
تا که برای زندگیی کودکانِ مان
پندار های اهرمن از سر بدر شود
تا وقتی ضجه های پَرآتش گرفته را
در اوج ناگزیری خدا بال و پر شود !
---------------
باعرض حرمت و سپاس مجدد.
ارادتمند تان
ن.پ
|