استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
مادر فضلو به خسرونی میره
قیوم بشیر
نوشتهء : قیوم بشیر
مادر فضلو به خسرونی میره
بخشپنجمو آخرین
عروسی
به لهجهء شیرین هراتی
درین نوشته حتی الامکان کوشش شده تا کلمات
واصطلاحات محلیوعامیانه هرات
گنجانیده شود که با سبک نوشتاری متفاوت است.
البته تلفظو ادای کلمات توسط افراد نسبت به مناطق سکونت شانمتفاوت می باشد .
طوریکه
همه خبر داریم چیزی هم تا مجلس عروسی نمونده، و امروز هم قراره که ده دوازده نفری
خودی عروس برن به خرید عروسی و به گفته ماماگل ما چاشت هم تصمیم دارن که از دکون
رمضان ماهی پز ماهی بستونن و ببرند به خونه نوش جان کنن. خلاصه امروز هم فضلو
گیرفتار خرید عروسیه و هم مگری کارت های عروسی خور هم تا دوسه روز دگه چاپ کنه و همی یک هفته که مونده بدوبدو زیاده وهمگی
مصروف ساز وبرگ عروسی اند، اما ناگفته نمونه که معلم هم بخیر امروز صبح برسید و
قراره که دیرترک (1)ماماگل
مه و ملارجب برن اور (2)وردارن و خودی خو
به هوتل مؤفق ببرند که بخیر مسئلهء شو جمعه ر حتمی بسازن.
راستی یادمه رفت که بری شما بگم که دیشو اسمعیل بای گادی
ونه دیدم که دم قنادی استا گل حسن بود. بری مه گفت که سبا صبح قراره که فضلوی نار
بری خرید به بازار ببرم و گفتک (3)که بری مه گفتن که دوتا گادی دگه هم بیار. مه هم رضا بچه صالح و حیدرلنگه
گفتم که خودی مه برن. خوب دگه مه مگری یک سری برم به خونه معلم که بخیر دیدنی ازو
هم بکنم ، پیش ازی که خودی ماماگل مه و ملا رجب برن به هوتل مؤفق.
بدین ترتیب
بایسکلش را سوار شده و جانب خانه معلم روانه شد.
درب را کوبید:
-کیه؟
-منم ، مندعلی.
-ها ، مندعلی تویی ، بیا
داخل.
-سلام علیکم معلم ، احوال
شما؟ سفر ها بخیر ، چه احوال دارین؟، بخیر آمدین؟
-به دعا شما همه شکر خوبن
، جمیله هم خوبه، بچه هام دستا شمار می بوسند.
-خوب اختلاط کن چه خبرها؟
-خیر و خیریته ، خبر مبر
تازی که نیه، خوب شد که بخیر بیامدین ، دل ما بری شما خیلی تنگ شده بود، بخدا شمار
خیلی یاد میکردیم.
-بیاد خدا باشیم مندعلی.
بخیر قراره که شو جمعه عروسی فضل احمد جان باشه ، درسته؟ -بلی ها، ماما گل مه و ملا
رجب قراره که همالک بیاین و خودی شما برن به هوتل مؤفق که بخیر سالونه (4) بگیرن.
-چیشم ما روشن که بخیر
بیامدی ، دل ما بری تو تنگ شده بود.
-بخدا مم خیلی همگی شمار
یاد کرده بودم، منتنها مجبور بودم که مدتی صبر کنم.
-خوب الهی شکر که بخیر
بیامدی، می فهمی که وختی زیادی نداریم و مگری حاضر شی که بریم به هوتل مؤفق و بخیر
سالون ازور بگیریم که بخیر کار همی بچه یکطرفه بشه و سری به بالینی شه (5).
-وخت چای خوردن
نیه جانم، مگری بریم که خیلی کار داریم.
-خوب ایتو که هسته
بریم.
-پس بریم. مند علی
توهم خودی ما میایی یا کار داری؟
-مه مگری برم به
گنج که یک گوسفندی بخرم.
-خیلی خوب ، پس
تو برو.
-باشه به چیشم.
خدا حافظ همه.
-خدا حافظ ، خدا
حافظ ، برو بخدا سپردم.
بدین ترتیب مندعلی روانه گنج شد تا گوسفندی بخرد و هنگام
رفتن با آهستگی به معلم گفت که شما دگه زحمت بکشین و بقیه ماجرا ها را قصه کنین ،
بخاطریکه مه ای روزها گرفتارم و شاید نتونم از همه چیز با خبربشم.
معلم (بابا علی) هم در پاسخ به وی گفت که چرت نزی، مه خودمه
بری همه میگم .
و بدین ترتیب معلم و حاج آق میرزا و ملا رجب هم بطرف هوتل
مؤفق رفتند تا سالن آنرا برای شب جمعه بگیرند.
و اینهم بقیه ماجرا توسط بابا علی:
بلی دوستا بمجردی که ما به هوتل مؤفق رسیدیم چشم مه به ملا
صفدر دلال افتاد. ها ملا صفدر سلام علیکم ! واعلیکم معلم ، اشتونی ، خوبی ، بچه ها
تو اشتونن؟
-خوبم شکر به
دعای شما دوستا بد نیند.
-خوب نگفتی که
اینجی چکار میکنی؟ نکنه بخیر خبر مبریه؟
-مه چند روزی میشه
که از مشهد آمدم و قراره که همی هوتله بخرم و یا شاید هم شریک بشم.
-خوب پس مبارکا
باشه.
-جور باشی معلم.
خلاصه دوستای که شمار دارم سالن ازور بری شو جمعه بگیرفتیم.
یعنی سه چهار شب بعد محفل عروسی بخیر بگرد میشه. اما ناگفته نمونه که خیلی کارها
بمونده . مگری هریک از ما یک گوشه کاره بگیریم که بخیر مشکلات حل بشه و مجلس ما
بخوبی سر بگیره.
-
ملا رجب شما برین دم دکون گل حسن و غم شیرینی و نقل و کلوچه هار بخورین.
حاجی آق میرزا هم برن رقعه هار(6) بستونن و بیایند بخونه
شما و مم میرم دم خونه سرور جان آشپز که بخیر کار ها روبراه بشه و بعدآ هم میرم به
خونه خو که شاتر موتر(7)خور وردارم ، باز میاییم
دم خونه شما که بخیر کارت های دعوته ببرم تقسیم کنم. ناگفته نمونه که مگری یک زنگی
هم به کابل بزنم که حاجی همآهنگ هم بخیر فردا صبح حرکت کنن و بیایند. چی بگم دگه ،
فکر میکنم که کارها بخیر همه روبراه شده و مشکلی نیه. امروز نمازدگر هم بخیر رقعه
هار میرسونیم. البته دم خونه امیرمحمد چانته هم مگری برم که همو شو به خونه مرتکا(8) خودی نا تا به صبح ساز و آوازی دیشته باشیم. خلاصه روز
جمعه فرا رسید و همه به خونه ملا رجب جمع شدیم. به خونه ملا گلک هم جمب و جوشی
عجیبی بگرد شده بود. یک عده عروس خانمه به حموم (9)بردند
و یک تعداد هم فضل احمد جانه به حموم بردند.
بچه ها فامیل همه جمع شدند و خلاصه چند نفری ( خوهر فضلو
خودی عمه و خاله خو و مادر فضلو و زن مه ) خودی فضلو و حاج آق میرزا رفتند به
خونه ملا گلک که شهناز جانه بخیر ببرند به آرایشگاه. طوری که زن مه گفت نه نه بابا
شهناز خیلی گریه کردن . دمی که از خونه نا بدر شدن ، خوهر فضلو هم یک جعبه بسته
کرده که ته طاقچه بوده وردیشته (10) و میگه که ای عقل عروسه (11) که مگری خودی خو ببریم. خلاصه ازی گپ ها که بگذریم ، شو به هوتل مؤفق عجیب
شور و نوای بگرد شده بود و حاجی همآهنگ هم خودی چند تا از نوازنده ها خو از کابل
آمده بودن و حسابی محفل گرمی به پا شده بود.سرور آشپز هم که خدا اورعمر بده جا شما
خالی عجب نونی تیار کرده بود که هرچه می خوردی سیر نمی شدی.
بعد از
انجام رسم و رسومات ساعت 2 بعد از نصف شب مجلس خلاص شد و همو شو تا به صبح به خونه
هم جشن و سرور بگرد بود و امیر محمد چانته به خونه مردها و جمیله وگروه گل
پسندها(12)به خونه خانم ها بساط رقص و آواز بگرد کرده
بودند و فردا ازو هم که محفل پا تختی بگرد شده بود . خلاصه محفل عروسی بخیر و
عافیت انجام شد و فضل احمد جان و شهناز جان هم به خونه خود خو که ملا رجب بری نا به کلو ( کلاب) (13) خریده
بود رفتند و زنده گی خوب و خوشی ر شروع کردن.پایان
---------------------------------------
1- دیرترک (بعدآ)
2- اور ( او را )
3- گفتک (گفت)
4- سالونه ( سالون )
5- سری به بالینی شه (کارش یک
طرفه بشود)
6- رقعه هار (کارت های عروسی و
یا دعوتنامه ها)
7- شاتر موتر (موتر سیکلیت های 50 سی سی)
8- مرتکا (مرد ها)
9- حموم (حمام)
10- وردیشته (برداشت)
11- عقل عروس ( یکی از رسومات
مردم هرات در هنگام بردن عروس از منزل پدری اش میباشد و معمولآ پیشاپیش فامیل عروس
چیزی رابه این منظور تدارک دیده وآماده مینمایند و در جلو دید همراهان عروس قرار
میدهند تا هنگام بردن عروس آنرا نیز با خود ببرند که این عمل شان بعنوان بردن عقل
عروس یاد میشودکه با خود وی میبرند.
12- گروه گل پسندها(گروه معروفی در هرات که شامل چند زن نوازنده
میباشد)