.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي

Image

 

 حکایت۱۰۰

    چندی  بغلط  بتکده  کردیم   حرم   را

            وقت است که از کعبه برآریم صنم را

                                                                           « نظیری »

                  افطاری

یکی از درباریان خلیفه مهتدی عباسی ( ابو عبدالله محمد بن واثق  ۲۵۵ -۲۵۶) حکایت کرده است که روزی در ماه رمضان نزد خلیفه بودم. وقت افطار نزدیک شد می خواستم بخانه بروم، خلیفه اجازه نداد و گفت :

همین جا بمان و افطار کن !

وقت افطار فرا رسید و سفرهء گسترده شد. من دیدم طبقی چوبین که چند گرده نان و اندکی گندنا و نمک و سرکه در آنست حاضر آوردند. خلیفه پیش نشست و مرا هم بصرف طعام دعوت کرد . من پیش خزیدم ولی در غذا خوردن تعلل میکردم.

مهتدی پرسید :

مگر امروز روزه نگرفته بودی ؟

گفتم :

روزه گرفته بودم !

گفت :

شاید میخواهی فردا روزه نگیری .

گفتم :

دلیلی ندارد که درماه رمضان بدون سبب از روزه خودداری کنم!

گفت :

اگر اینطور است ، پس بدون اینکه انتظار غذای دیگری را داشته باشی طعام بخور و مطمئن باش که غیر از آنچه در اینجا می بینی غذای دیگر یافت نمی شیود!

گفتم :

ای فرمانروای مؤمنان ! خداوند نعمت خود را برتو وسعت داده ، چرا از صرف آن خودداری مینمائی؟

گفت :

آنچه میگوئی درست است ولی من نمیخواهم که در میان آل عباسی هم یکنفر که سیرت او به سیرت عمر بن عبدالعزیز شبیه باشد یافت شود!

 سلسلۀ این حکایات ادامه دارد .... 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer
Design by Pinkmedien