.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز
نمایشنامه ها
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
به مشکلات مردم توجه کنید
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
زور آور
نویسنده مضمون
نویسنده مضمون
Image
     طنز: 
      نوشتۀ : جلال نورانی 
                                              زورآور

روزی یک چوچه خرگوش در جنگل روان بود. بر خلاف روز های دیگر او از کسی نمیترسید و هر لحظه پشت بته یی خود را پنهان نمیکرد. درینوقت روباهی پیش رویش آمد.

روبا سرفه کرد ، چوچه خرگوش از راه باز گشت و دو سیلی روباه را زد ، اخطار هم داد که دیگر وقتی او میگذرد سرفه معنی دار نکند . بعدآ زیر درخت بلوط او بالای بچه گرگ هم  بهانه گرفت و مسکینک را خوب لت کرد. طوطی که دیده بود چوچه گرگ گناه ندارد اعتراض کرد. اما چوچه خرگوش او را هم بی آب نمود .Imageهنگام تیر شدن از پیشروی خرس ، خرگوشک خیز زده و خرس را قتقتک داد. خرس حوصله کرد . شادی و زنش که از شاخه های درخت پایین شده و کدام چیزی جمع میکردند وقتی که خرگوشک را دیدند به او سلام دادند. خرگوشک بدون این که سلام شان را علیک گوید ، گفت : چطور هستین او قواره ها ...؟

بعد د م های آنها را با هم گره زد و تمام حیوانات را خنده گرفت . بعد از چاشت خرگوشک در شاخهای دو گوزن برای خود گاز انداخت و گاز میخورد . شرینکاری دیگر او این بود که یک تار بروت پلنگ را که خواب بود کند و پلنگ بیچاره یک قد از جا پرید و هفت مرتبه عطسه زد.

 موش خرما که این بی بند و باری های خرگوشک را دیده و تعجب کرده بود از مینا پرسید :

- این خرگوشک خود را چی ساخته ؟ هر چی دلش میخواهد انجام میدهد و کسی هم او را چیزی نمیگوید ؟

مینا به طرف او چشمکی زده گفت :

- چپ باش ، صدایت را نکش . مثل اینکه خبرنداری ؟

- نی چی گپ شده ؟

پدر خرگوش در بست خارج رتبه به حیث وزیر حاصلات سر درختی مقرر شده. میگویند او تصمیم دارد تمام میوه ها حتی برگ های درختان را در جمع حیوانات قید کند. تو از عاقبت جمع داری و باقیداری خبر داری یا نی ؟ خدا نشانت ندهد.

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer
Design by Groen