استاد حاجی محمد کاظمی

استاد حاجی محمد کاظمی
صد حیف و صد افسوس که ماه رمضان رفت
آن ماه که بد بر همگی روح و روان رفت
ماهی که همه دور و برش مهر و وفا بود
ماهی که همه سر به
سرش لطف خدا بود
ماهی که فرود آمده
نازل شده قرآن
بخشیده به مخلوق جهان ساحت ایمان
ماهی که شب قدر در آن گشت نمایان
ماهی که رحمت حق بود به مایان
ذکر و عمل خیر در آن بود سعادت
بیداری و خوابش همگی بود عبادت
چون لطف خدا برسر مخلوق جهان بود
در های بهشت باز بروی همگان بود
بر مردم عاقل همه اش نکته و پند بود
در های جهنم همگی بسته و بند بود
شب ها همه جا صحبت دین بود و ز ایمان
در کل مساجد همه جا جلسه قرآن
شب ها همه تفسیر ز قرآن خدا بود
یک محفل با حالت و با شوق و صفا بود
آن عالم فاضل همه شب بر سر منبر
می کرد همه وعظ ز معروف و زمنکر
از علم و ادب کرد منور دل ما را
حل کرد به احکام خدا مشکل ما را
بر پایه دین بود تمام سخنانش
بنموده اثر بر همگی حرف و بیانش
بنمای خدایا تو قبول طاعت ما را
بگشای به لطف و کرمت حاجت ما را
ای با ر خدا یا ! همگی نامه سیاهیم
هر چند همه بی عمل و غرق گناهیم
غیر تو نداریم کسی یار خدا یا
هستی به غریبان تو مدد گار خدا یا
خواهیم خدا یا همگی لطف و عطایت
از بارگه لطف تو خواهیم رضایت
ای ماه عزیز از بر ما زود برفتی
آیا تو زما راضی و خشنود برفتی ؟
آنچه که تو را لایق آن بود نکردیم
بر قدر توان بر فقرا جود نکردیم
در این حرم آخر همگی توبه نمائیم
ما منتظر رحمت و احسان خدائیم .
ای « کاظمی » این ماه چه زود از بر ما رفت
تا چشم نهادیم بهم از سر ما رفت
استاد حاجی محمد کاظمی