استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۹۵
دیدم آن چشمهء هستی که جهانش
خوانند
آنقدر آب کزان دست توان شست نداشت « محمد طاهر وحید »
یک پیشگویی عجیب
کمال الدین محمد بن موسی دمیری متوفی در قاهره بسال (۸۰۸)
از ابوالفرج معافی بن زکریا حریری که یکی از افاضل دانشمندان قرن چهارم بوده و در
نهروان بروز دوشنبه ۱۸ ذیحجه ۳۹۰ در گذ شته است نقل کرده که :
من دوستی داشتم بنام قاضی
ابوالحسن که مرد فاضل بود و من بسیاری از اوقات خود را با وی مگذرانیدم و از صحبتش
محظوظ میشدم و او نیز بصحبت من رغبتی داشت .
یکروز بر حسب عادت بدرب خانهء قاضی موصوف رفتم و مثل اینکه پیش از وقت رفته
بودم دیدم که درب خانه را هنوز نگشوده اند همانجا در کوچه بیرون درب خانهء قاضی نشستم
و منتظر بودم که در را بگشایند. در همان اثنا یکنفر عرب بیابانی که وی نیز با قاضی
کار داشت به آنجا آمد و چون در را بسته دید، در کوچه نزدیک من نشست .
اتفاقآ کلاغی آمد و بالای درخت خرمائی که در خانهء قاضی بود
نشست و بانگی بر آورد و برخاست و رفت .
آن
مرد عرب گفت :
این
کلاغ گفت که صاحب این خانه بعد از هفت روز میمیرد و من و سایر حاضران اعرابی مذکور
را بد گفتیم و رنجانیدیم و او رفت .
در همین وقت درب خانه گشوده شد و بما اذن دخول دادند، من
نزد قاضی رفتم و دیدم که آثار یک رنج باطنی از چهره اش پدیدار است . سلام کردم و
احوال پرسیدم و از علت تغییر حالت وی جویا شدم.
قاضی گفت :
شب
گذشته در خواب دیدم که این بیت را شخصی میخواند :
منازل آل
عبادین زید
علی اهلیک و النعم السلام
و از همان وقت دل من گرفته و تنگ شده است .
من و رفقایم قاضی را تسلی داده دعای
خیر در باره اش نمودیم و از خانه بر آمدیم . باور کنید که روز هفتم همانطوریکه
اعرابی مذکور اطلاع داده بود قاضی ابوالحسن وفات یافت و بخاک سپرده شد.