.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
مردی که خواست عارف بمیرد

عبدالرشید آشتی
عبدالرشید آشتی
نوشته : ر - آشتی

     مردی که

      خواست

     عارف بمیرد

ابوالمجد مجدود‌ بن آدم سنایی از شاعران و عارقان بزرگ قرن پنجم و اوایل قرن ششم  ( ۴۶۷- ۵۲۹ ) است . محل تولد و زندگی حکیم شهر غزنه بوده که مکرارآ در آثار و اشعارش ، زادگاه خود را غزنین ذکر نموده است ، چنانچه میگوید :

گرچه مولد مرا ز غزنین است

نقش شعرم چو نقش ما چین بود

خاک غزنین چو من نزاد حکیم

آتشی باد خوار و آب ندیم

Imageدر باره سال تولد و مرگش تذکره نویسان اختلاف نظر دارند و بنا بر روایات تذکره نویسان تاریخ قوق الذکر در باره تولد و مرگش قرین به حقیقت است . آنچه از اشعار و آثارش واضح میگردد ، آغاز شاعری وی به عهد سلطنت علاوالدوله سلطان مسعود سوم بوده است.

مقام حکیم سنایی در میان عارفان ، شعرای فارسی زبان جایگاه بلندی است که در « میان بزرگان صوفیه به مقام پیشوایی رسیده و اورا حکیم و شیخ نامیده اند و از اشعارش شاعران هم عصرش استشهاد نموده اند » .  

در باب ابعاد معرفت و عمق اندیشه این شاعر و عارف نامور ، حکما ، شاعران و  دانشمندان معاصر و حال ، سخنان بسیار گفته اند که نمیتوان در این مختصر به آن اشاره کرد و میتوان شمۀ از آن را در مقالات آتیه و با امکانات توانایی برشمرد.

حکیم در آغاز شاعری به مدح سلاطین غزنوی ، گاهی می پرداخت که بعد ها چنانکه در خور مقام و شان شاعر نبود و از آن عار کرد و بقول اندیشمندان هم عصرش و بعدش ، حکیم خودش در محو وزدودن اندک آثار مدح گونه اش بپرداخت و انقلاب اندیشه و تحول عظیم فکری برایش بوجود آمد . چنانکه در سفر به بلخ مجذوب گردید و تغیر حال و احوال بروی مسلط گردید و به سوی زیارت حرمین شتافت.

حکیم سنایی به شهر های مختلف آریانا سفرنموده و آثارش را بیشتر در شهر های بلخ ، سرخس ، هرات و بغداد خلق کرده است.

گویند زمانی سلطان ابراهیم غزنوی ارادۀ جنگ هندوستان کرد ، سنایی مدح اورا کرده و به حضور سلطان ، خواست قصیده مدح گونه اش را به خوانش بگیرد.

حکیم صبح هنگام خواست به حمام برود ، در حمام با دیوانه مشهور به لای خوار برخورد که به گلخن حمام نشسته و مصروف شراب خواری بود . همینکه چشمش به حکیم افتید ، « به ساقی اش گفت ، قدحی پر کن به کوری چشم سلطان غزنه که هنوز کار اسلام و مسلمانان را نساخته و به نظام نیاورده ، میخواهد به به هند برود ....وبعد قدحی دیگری بخواست و بگفت به کوری چشم سنایی شاعر که نداند خدا اورا برای چه آفریده .....» گرچه حکایات دیگری مبنی بر نا درستی این حکایت موجود است و سایر اقوال دیگر ، هرچه بوده است ، آنچه که مسلم است این است که در فکر و اندیشه حکیم انقلاب بزرگی روی داده و تغیر عظیمی در سلوک و روش وی در خلق آثار و اشعارش پدید آمد. چنانکه سنایی خودش به آثار و اشعارش می بالد ومیگوید :

با سخنهای سنایی خاصه در زهد و مثل

فخر دارد خاک بلخ امروز بر بحر عد ن

دیوان بزرگ و عظیم اشعارش ، حدیقةالحقیقه ، طریق‌التحقیق ، مثنوی سیرالعباد الی المعاد  ، مثنوی کارنامهٔ بلخ ، عقل‌نامه ، عشق‌نامه ، نامه های سنایی و دهها اثر دیگر که در ابحار و شیوه های مختلفه شعر ، چون غزل ، قصیده و مثنوی سروده از آثار معروف و مشهور وبه نام شاعر است.

قصیده ای از حکیم سنایی:

دلا زین تیرگی زندان اگر روزی رها یابی

اگر بینا شوی زین پس به دیگر سر صفا یابی

تو بیماری درین زندان و بیماریت را لا شک

روا باشد طبیبی جوی تا روزی دوا یابی

بصیرت گر کنی روشن به کحل معرفت زیبد

که دردش را اگر جویی هم اینجا توتیا یابی

جهان ای دل چو زندان دان و دریا پیش زندانت

اگر کشتیت نگذارد درین دریا فنا یابی

گر اینجا آشنا گردی تو با آفاق و با انفس

چو زین هر دو گذر کردی بدانجا آشنا یابی

وگر می کیمیا جویی کزو زری کنی مس را

به نزد کیمیا گر گرد تا زو کیمیا یابی

دلا زین عالم فانی اگر تو مهر برداری

چو از فانی گذر کردی سوی باقی بقا یابی

ازین چون و چرا بگذرد که روشن گرددت هزمان

مگر کان عالم پر خیر بی‌چون و چرا یابی

تو در بحر محیط ای دل چو غواصان یکی غوطه

بکن هزمان اگر خواهی که از موجش رها یابی

اگر تاریک دل باشی مقامت در زمین باشد

اگر روشن روان گردی مقر اوج سما یابی

به راه انبیا باید ترا رفتن اگر خواهی

که علم انبیا دانی و سر اولیا یابی

به قال و قیل گمراهان مشو غره اگر خواهی

که روزی راهرو گردی و راه رهنما یابی

به سوی تپه رو یک بار موسی وار اگر خواهی

که علم اژدها دانی و سر آن عصا یابی

حدیث آن کلام و طور و موسی گر همی خواهی

که بشناسی ز خود یابی ز دیگر کس کجا یابی

همان مهد مسیحا دم نگر کو بی‌پدر چون بد

حکیمی گوید این معنی طلب کن تا که را یابی

درخت و آن شب تاریک و شعلهٔ آتش روشن

اگر زان چوب می‌جویی تو آن معنی کجا یابی

ز نور یوسف و یعقوب و چاه و اخوهٔ یوسف

در آن وادی مرو کانجا به هر پی صد بلا یابی

گر آن ماهی که یونس را بیوبارید در دریا

بیوبارد ترا چون او ازین سفلی علا یابی

کتاب مبتدا خوان تو که رمز گندم و آدم

حدیث دست «لا تقرب» تو اندر مبتدا یابی

معانی جمله حل کردی همینت مشکلی مانده

که رمز ذلت داوود و قتل اوریا یابی

ترا قرآن به اطلس خوانده تا زو کسوتی یابی

قیامت را تو این معنی ز رقع و بوریا یابی

تحرک ز آب می‌آید به سنگ آسیا هزمان

تو نادان این تحرک را ز سنگ آسیا یابی

تو دست چپ درین معنی ز دست راست نشناسی

کنون با این خری خواهی که اسرار خدا یابی

نه کار تست می خوردن که بد مستی کنی هزمان

تو چون حلاج عشق آری چو جام از می بلا یابی

سنایی گر سنا دارد ز علم ایزدی دارد

تو دین و علم ایزد جوی تا چون او سنا یابی

تو راه دین ایزد را نمی‌دانی وگر جویی

هم از قرآن پر معنی و لفظ مصطفا یابی

هر آن دینی که بیرون زین دو جویی بدعتی باشد

نباید جستن آن دین را وگر جویی خطا یابی

چو بابدعت روی زینجا یقین میدان که در محشر

ز مالک بر در دوزخ جزای آن قفا یابی

وگر با دین پیغمبر ز عالم رخت بربندی

ز ایزد خلد و حورالعین و آمرزش عطا یابی

نمونۀ دیگر شعرش

  گل بباغ آمد ه تقصیر چراست
 
ساقیا جام می فصل کجاست
 
چنین وقت و چنین فصل عزیز
 
کاهلی کردن و سستی نه رواست
 
ای سنایی تو مکن توبه زمی 
 
که ترا توبه درین فصل خطاست
 
 عاشقی خواهی و پس توبه کنی
 
توبه وعشق بهم ناید راست
 
روزکی چند بود نوبت گل
 
روزه و توبه همه روز بجاست 
 
جز از آن نیست که گویند مرا 
 
یار بود آنکه نه از مجمع ماست
 
شد به بد مردی و می خانه گزید
 
نیک مردی را با زهد نخواست
 
من نه به مردی خرسند شدم
 
هر قضایی که بود خود زقصاست
 
ای بدا مرد که امروز منم
 
ای خوشا عیش که امروز مراست

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 

آر اس اس

spacer

spacer