استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
هزار و يك حكايت ادبي وتاريخي
حکایت۹۴
آهنین دل بین که سنگ خاره از وی
وام خواهد
سخت تر زان دل من کز
چنین دل
کام خواهد «؟»
داد ستانی
هارون الرشید (۱۷۰- ۱۹۳ ) وقتی برقه رفته بود . نایب الحکومة رقه عیسی بن جعفر
هاشمی ملقب بامیرالامرا بود و عبدالله طیان قاضی رقه مردی بود بصفت علم ، فضیلت و
عدالت موصوف و مشهور شخصی بمحکمه رفته عارض شد که پنجصد هزار درهم نزد عیسی بن
جعفر دارم و او از پرداخت حق من خودداری می کند، قاضی مسلمانان دادستانی کند.
قاضی نامهء به عیسی نوشت
که زندگانی امیرالامرا دراز باد، مردی بمحکمه آمد و می گوید پنجصد هزار درهم نزد
امیرالامرا دارم که ادا نمیکند، امیر تفضل کند و به مجلس قضا بیاید یا وکیل خود را
بفرستد تا جواب خصم داده شود ونامه را بخود مدعی داد تا بامیرالامرا برساند. عیسی
برقعهء قاضی را خواند و در خشم شد و به آورندهء رقعه گفت :
بگو امیرالامرا به آن رقعه التفاتی نکرد!
مدعی باز گشت و قضیه را بقاضی حکایت نمود وقاضی بار دیگر
مضمونی بهمان ترتیب نوشت و بوسیلهء پیادهء محکمه فرستاد.
عیسی این نوبت هم در خشم شد و نامه را بدور افگند و ناسزائی
هم گفت .
پیاده بازگشت و جریان را بیان کرد و قاضی نامهء دیگر نوشت
ودر آن یادآوری کرد که یا خودت بمجلس قضا حاضر شو یا وکیل خود را بفرست و یا پول
این مدعی را تسلیم وی کن وگرنه حکایت را بامیرالمؤمنین بیان خواهم کرد.
عیسی بازهم از غروریکه داشت اعتنا نکرد و قاضی که چنین دید،
درب محکمه را بست و بیرون شد. مأمورین استخبارات قضیه را به هارون رسانیدند.
هارون قاضی را خواست و از
کیفیت جویا شد و پس از اطلاع بر وقایع ابراهیم بن عثمان را که صاحب شرط ( قوماندان
امنیه) بود فرستاد که بمنزل عیسی رفته درب خانهء او را مهر کند و نگذارد که هیچکس
رفت و آمد کند تا زمانی که عیسی پول آن مرد را بپردازد یا بخانهء قاضی رود .
ابراهیم ، امر خلیفه را اجرأ کرد و عیسی که چنین دید فی الحال بحضور قاضی رفته
مبلغ پنجصد هزار درهم بخصم خویش تسلیم کرد ورضایت خطی از او وقاضی گرفت و بجای خود
باز گشت !