گلخن سوزان
سید همایون شاه عالمی
جون ۲۰۰۲ م
ایلان - کارولینای شمالی
ایالات متحده امریکا
این
زرد رخ زارم از رنگ
خزان دریاب
در سینه ی پر
شورم صد راز نهان
دریاب
گر عشق نمی بودی
همچون گهری در دل
از
زندگی تلخم حاصل به
میان دریاب
در عشق همی رقصند
استاره و ماه و خور
آهنگ دل ما را از
چرخ زمان دریاب
بنگر
که سپند دل در
مجمر عشق آمد
این
گلخن سوزان را از سوز زبان دریاب
هر محتسب و قاضی
هر مجتهد و فقهی
گفتند و نشد
این دل حالش
تو چنان دریاب
بحر دل بی تابم
امواج گهر دارد
اظهار حروف دل
نآید به بیان دریاب
در سلسله ی زلفش
بس وسوسه پیوند است
در
عاطفه ی مهرش الطاف جهان
دریاب
از
برق و شرار
دل آوازغزل ناید
آتش
نفس ما را بی شور و فغان دریاب
کو رطل گران
می در حالت
خمّارم
بی عشق مرا ساقی درخواب
گران دریاب
در هجر جگر خونم
در عشق چو مجنونم
در و صل (همایونم) بشتاب
و عیان دریاب
سید همایون شاه عالمی