 حشمت امید
رسول
عشق...
حشمت
امید
۲۶ مرداد ۱۳۸۷
به
روی برگ برگ گــل، نوشــته اند نام تو
چراغ
ماه روشن است، به گوشه های بام تو
فرشته
ها، سرشته اند سرشتت ازگل بهشت
رسـول
عشق پر کند، بدست خویش جـــام تو
در
آنزما ن که میرسی، شکوهء ماه میرود
مگر
ستاره بسته اند به چلــچراغ شــام تو
به
هر نفس که میکشی، شکوفه تازه میشود
خوشـا
که باد می برد به هـر طرف پیـــام تو
بنفشه
ها و لاله ها صف دوگـانه بســته اند
بیـا
که سبــزه می دمــد در انتــــظار گـام تو
تمام
معنیء عســـل به پیــکر تو گشته حـل
که طعــنه دا ده بر غزل، قد قصیده فـــام تو
چرا
نشسته یی خموش، من ات ستاده ام بگوش
بـگو
ســــــخن، که زندگی نهـفـته در
کــلام تو
حشمت امید
|