.
spacer
مطالبی که در این صفحه نشر میشود عقاید نویسنده گان محترم آن است و نظر ۲۴ ساعت نمیباشد.
 
spacer
spacer
صفحه اول
افغانستان
سیاسی
تبصره بر خبر
معرفی چهره های فرهنگی
کتاب و کتابدوستان
مقالات جالب و پژوهشی
گفتگو ها
بیان حقایق
مسایل جهان و منطقه
طنز،نورانی ،ترجمان، بشیر
نمایشنامه ها
طنز
کارتونهای هژبر شینواری
آثار هنری بشیر بختیاری
باچه آزره تقدیم میکند
داستان
دنیای شعر و شاعران
اشعار حاجی محمد کاظمی
اشعار مرحوم استاد صابر هروی
اشعاراستاد غلام حیدر یگانه
اشعار قیوم بشیر
اشعار حشمت امید
اشعار انجنیر حفیظ اله حازم
اشعار نورالله وثوق
اشعار سجیه الهه احرار
اشعار فریده اکبری
اشعار صالحه وهاب واصل
اشعار محمد اسحاق " ثنا "
اشعار خواجه عبدالله احرار
اشعار نعمت الله پژمان
اشعار ودود فضلی
اشعار زهره صابر «هروی»
اشعار ظفر خان " اهتمام "
اشعار همایون شاه عالمی
اشعار و نوشته های سید محمد اشرف فروغ
جوانان
کودکان و نوجوانان
از دفتر خاطرات
معرفی کتابهای جدید
فرهنگ مردم
لهجه ها و اصطلاحات محلی
با کشور تان آشنا شوید
به مشکلات مردم توجه کنید
نقد بر کتاب ،مقالات، فلم و..
زن و زندگی - زن و مشکلات
جالب و خواندنی
مشاهیر جهان
هنری و فرهنگی
گزارشهای ولایتی
مطالب انتخابی و ارسالی شما

دوستان و نویسنده گان گرامی!

درصورتیکه خواسته باشید نوشته های تان در این سایت نشر شود میتوانید بعد از تیپ کردن آنرا از طریق

Word

به این ایمیل آدرس

mehdibashir@gmail.com

بفرستید

سایت ۲۴ ساعت از شما و در خدمت شماست.

استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد

سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند

قابل توجه نویسنده گان محترم !

مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.

 

 
حوضنامه ء هرات و باغ نامه هرات

             Image

      حوضنامهء هرات ، كتابي است نفيس ،  پر بها وازهمه مهمتر شناسنامه  معتبري ازحوض ها و آب انبارهاي شهرباستاني هرات كه از جمله مظاهرمعماري وتمدن اين شهربحساب مي آيد. و اين  كاريست  ثمرهء يك عمر تلاش  بي امان  و تحقيق شادروان استاد محمد محسن صابرهروي  كه پس از گذشت 35  سال  از تآليف آن به اهتمام  اديبه  صابر هروی  صبيهء  مؤلف و همچنين توجه قابل وصف دوست گرانقدر وفرهنگي ما جناب آقاي حاج احمدعلي هدايت  چند سال پس از درگذشت آنمرحوم  به چاپ رسید. حوضنامهء هرات اثریست منحصر به فرد که با تلاش و پزوهش  شبانه روزی مؤلف  به رشتهء تحریر درآمده است . 

     و همچنین اثر دیگری که اخیرآ بدستم رسیده ، باغ نامهء هرات میباشد که معرف  بیش از 60 باغ معروف شهر باستانی هرات است که متآسفانه از بسیاری آنها فقط نامی باقی مانده است و بس . این اثر با ارزش  به اهتمام جناب حاج احمد علی  هدایت توسط انتشارات ملک اعظم  در سال گذشته به زینت چاپ آراسته شده است. این اثر توسط محترم محمد کاظم کاظمی صفحه آرایی گردیده و کار تایپ آن توسط محترمه راضیه مظفری انجام گرفته است. زحمت ویرایش و تصحیح آنرا آقای فتاح صادقی متقبل گردیده و طرح روی جلد آن کاریست از آقای وحید عباسی.

   در آغازین این اثر زندگینامهء مؤلف بچشم میخورد که توسط محترمه ادیبه صابر هروی نگاشته شده و بعدآ نظر مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی توجه خواننده را بخود جلب میکند که در مورد این کتاب تحریر یافته است و متعاقبآ مقدمهء مؤلف زینت افزای این کتاب شده است که در برج حمل  سال 1365 هجری شمسی در منطقهء قلعه فتح الله خان شهرکابل به رشتهء تحریر درآمده است. و پس از تشریح تاریخچهء باغ ، باغ داری و باغ سازی در هرات به معرفی باغ های مشهور این شهر می پردازد که شناسنامهء کاملی است از هریک از باغ های شهر باستانی هرات . اسامی معروف ترین این باغ ها به شرح ذیل میباشد:

باغ یا باغچهء گازرگاه ، باغ شهر ، باغ شالامار هرات ، باغ جهان آراء، باغ عدنانی ، باغ مصرخ یا قهندژ (کهندژ)، باغ سفید، باغ گلشن ، باغ مرغنی ، باغ زاغان ، باغ بیت الاماره ( بیت الامان) ، باغ دولت خانه ، باغ تخت صفر - ظفر- سفر، باغ زبیده ، باغ نعمت آباد ، چهار باغ پرزه یا فیروزه ، باغ مختار ، باغ یا باغچهء حمام شاه ، روضه باغ - باغ ارغوان ، باغ سیوشان - سیاهوشان ، باغ دشت - طشت ، باغ آستانه ( تخت آستانه) ، باغ آهو ، باغ نو ، باف نیل ، باغ نظرگاه ، باغ یا باغچهء خانقاه ، باغ ها و باغچه هایی که امیر علی شیر نوایی ساخت ، باغ شوقیه ، باغ غوره ، باغ اخی زرگر ، باغ یا باغچهء سفید فروشان، باغ فراشان ، باغ شیوان - شاهان - شبان ، چهارباغ داخل شهر ، باغ وزیر ، باغچه مهتر یا باغچهء بهتر ، دیار باغها ، باغ غوردان ( غاوردان) ، باغ نوین ، باغ کارته ، باغ می فروش ( ماهی فروش) ، باغ قفسلان ، باغ شیدایی ، باغ شاهی ، باغ زمان ، باغ گوالیان ( بالیان) ، چهار باغ ترکا ( ترکان) ، باغ میرزا رضا ، باغ گل افشان ، باغ قرنقل ، باغ خیابان ، باغ چمن آرای ، باغ دلگشای ، تخت عزیران و چهار باغ مقربان.

    اما دريغ ودرد كه  اين  آثار گرانبها در حالي به طبع  رسيدند  كه  نويسندهء آنها متاسفانه رخ در  نقاب خاك كشيده و جایش تا ابد در جامعهء فرهنگی کشور ما خالیست. 

   آري!  استاد  صابر هروي  نويسندهء چيره دست ، شاعر توانا ،  مؤرخ  آگاه ، پژوهشگر وارسته ، هنرمند  با  مرام و  ژورناليست واقعي بود كه درسال 1306  هجري  شمسي  در محله  خواجه  عبدل مصر شهر باستاني هرات چشم به جهان گشود.

   دوران طفوليت را درحالي  همراه  با  فاميل روشنفكرش سپري نمود كه دست اجل او را از نعمت داشتن  مادرمحروم ساخت. و  در زير سايهء   پدر تعليمات ابتدائي را در مكتب سلطان  غياث الدين غوري  فرا  گرفت  و سپس  شامل ليسه جامي ولايت هرات  گرديد.  پس  ازختم تحصيل مدتي را بحيث استاد در معارف  هرات به تدريس پرداخت و بعدآ  به كار  هاي  هنري و منجمله تياتر روي آورد.  و بانگارش واقعيتهاي عيني جامعه ، حقايق را به  تمثيل  كشيده  و  به  روي صحنه مي آورد.

   اين  كار در حاليكه مورد توجه خاص مردم قرار گرفت ، اما از جانب  اربابان تزويرصفت جرم محسوب شده ودر نتيجه باعث شد تا نامبرده ازسوي نايب الحكومه وقت هرات درسال 1328هجري شمسي از زادگاهش اخراج و بكابل تبعيد گردد. ولي از آنجائيكه مرحوم  صابر انسان  با تدبيرو زحمتكش و پرتلاشي بود درهمان سال شامل اتحاديهء پوهنتون كابل گرديد، اما باز هم   بخت  با وي  ياري نكرده و  ديري نپائيد  كه به جرم تحريك محصلين به مظاهرات بازداشت  و مدت  سه  ماه  را در نظارتخانهء  ولايت  كابل محبوس شد. پس ازرهايي  در سال 1329 روانه ولايت  بغلان  گرديد  و در آنجا  نساجي ننداري را تآسيس كرد. تا اينكه  در سا ل 1335 هجري شمسي به صفت آمر مطبعه پروان مقرر و در 1336 عضو تدقيق و مطالعات راديو كابل شد. در خلال  سال هاي 1337 تا 1354درپست هاي آمريت مطبعه بدخشان  ،  آمريت  مطبعه پروان براي بار دوم ، آمريت  اطلاعات و ثبت جريانات دوره هاي 12و13مقننه شوراي ملي و آرشيف شوراي  ملي انجام وظيفه نمود .  ولي  در هيچ  وقت و هيچ مقامي  ازواقعيتهاچشم پوشي نتوانست و همواره باقلم توانا وبيان شيوايش ، فرصت طلبان  را ميكوبيد و هرگز براي امرار معاش تن به ذلت و خواري نمي داد. همين آزاد منشي وي باعث  شد  تا  در سال 1354 يك بار ديگر از  وظيفه اش سبكدوش  و بمدت 2 سال خانه نشين شود و اما نسبت استعداد سرشاروتجاربي كه داشت بعنوان  مديرعمومي تحريرات وزارت ماليه مقرر شد ولي درهشتم عقرب 1358وانگهي كه  بيداد و اختناق گريبانگيرهم ميهنانش شده  بود،همچون هزاران هموطنش دستگيرو روانه وحشت سراي پلچرخي كابل  گرديد كه درآنجا شاهد رنجها، دردها، بيدادگري  ها و آلام خود و ديگرهموطنان  مظلومش بود. تا اينكه خوشبختانه جان سالم بدر برد و از زندان رهایی یافت ، ولی خانه نشین شد. اما بار دیگر در سال 1363 هجری شمسی بحیث منتظم و کنترولر اشعار دری در رادیو تلویزیون کابل مشمول وظیفه شد و تا سال 1372 درین شغل باقی ماند تا اینکه بر اثر بروز جنگ های خانمانسوز تنظیمی در کشور و راکت باران کورکورانهء حکمتیار و پیروانش ناگزیر به ترک میهنش شده و بصوب غربتکدهء دال آباد ( پاکستان) رهسپار گشت وهمانند صدها هزار هموطنش گوشهء عزلت اختیار نمود ونظاره گر اوضاع نابسامان و متشنج وطنش گردید.

   زنده یاد استاد صابر هروی که همواره با یاد و فکر وطن می زیست و از درد آفرینان بیوجدان به ستوه آمده بود، فریاد بر اورد که دیگر هرگز شعری نمی سرایم مگر برای تشریح دردها و آلام هموطنانم . لهذا از آن چس آنچه سرود چیزی نبود جزء قصه های درد، غصه ، ماتم، پریشانی ، مصیبت و بدبختی آنهاییکه مورد تجاوز ، ظلم ، ستم و بیداد حیله گران سفاک قرار گرفته واز خانه و کاشانهء خویش رانده شده بودند. چنانچه با رسیدن به شهر پیشاور پاکستان و بازدید از کمک ناصر باغ ودیدار از مهاجرین رنجدیده ء هموطنش با قلم توانایش اشعار حماسی و سوزناکی را سرود که بیانگر دردها و مصیبت های وارده در بیش از 2 دههء درکشور ومردمش بوده است. جا دارد تا درین قسمت شمه ای از ناگفتنی های دل دردناکش راکه زبان گویای مهاجرین بی خانمان هموطنش می باشد ودر قالب شعر بیان داشته است پیشکش خواننده گان محترم نمایم:

               ناصر باغ

 

      غم دوري ميهن  ميزند آتش به  جان  من

                    چو ني خيزد فغان از بند بند استخوان من

     به جنگ نامسلمانان به چشم خويشتن ديدم

                  كه مردند دسته دسته هريكي ازدوستان من

     ز بيم  جوروكشتن ، ز فرط فقر و بيماري

               به حسرت جان سپردندخيلي هاهم ميهنان من

     زبس باران راكت ياكه بمباران بي فرصت

                  به خون خفتند صد ها هزاراز شهريان من

     شدند  آواره و بي خانمان و فاقد   هستي

                   وطنداران خوب و با وفا  و مهربان   من

     به  سوگ افتخارات كهن  تاريخي   كشور

              سزد گرخون رودهرروزوشب ازديده گان من

     من واين خاندان بي ستون وسقف آتش زا

                 به غيراز خيمهء خورشيد نبود سايبان من

     به اردوگاه ناصر باغ خيلي  ماجراء  ديدم

                 كه با اين شعرناموزون نگنجد داستان من

     نه دارو ولباس ونه غذا و  آب و نه برقي

                به  سختي مي نمايند زندگاني دودمان  من

    وطن خالي شد از مردم همه جارا گرفت آتش

            فرارغرب وشرق اند دسته دسته همرهان من

    به پشاور چو مرغ پر شكسته ناله سامانم

                به كابل  درگرفت ازراكت وبمب آشيان من

    چو نام عشرت آباد وطن را  مي برم اينجا

                 زند  مشت اهانت هر لعيني  بر  دهان من

    ولي تاوقت مردن صابراز فرط وطنخواهي

                       نيافتد  نام   پاك  ميهن  من  از  زبان   من  

مرحوم استاد صابر که در عالم هجرت و دوری از میهنش نظاره گر آلام هموطنان مظلومش در غربت سرای پاکستان بود ، هرگز سکوت نکرد و درحالیکه از دیدن مظالم متعددی که بر مهاجرین هموطنش تحمیل میشد  روحش جریحه دار گشته بود ، از اعماق قلبش ندا سرداد که نفرین بر آنانیکه باعث رنجش هموطناش شدند. او  با یک عالم ناراحتی چنین سرود:

              نفرین مهاجر

    هركه آتش زد به كابل در بگيرد خانه اش

                مثل  ما آتش  بگيرد  خانه  و كاشانه اش

    هركه  دست چور زد بر مال مردم از جفا

               چور گردد مثل ديگر ها سر و سامانه اش

    هر كه از سوزعزيزان خم نموده دوش ما

               بار غم  هرگز نگردد كم دگر از شانه اش

    هركه آزادي  كشور  را  نموده خدشه دار

               تا  ابد  بينم   گرفتار  غل  و  زولانه اش

    هركه ما را كرده مجبور ازوطن آواره گي

              خواهم از حق احتياج از خود وبيگانه اش

    هركه از خونريزي مردم شود غرق شعف

              پر شود  از  خون  فرزندان او پيمانه اش

    هركه خاكسترنشين كرده است الهي خواهمش

             تا كه خاكستر نشين بينم به هر ويرانه اش

آری! شادروان استاد صابر هروی با روح حساس و احساس پاکش همواره بیاد وطن زنده گی میکرد و هرگز رنج ها و آلام   مهاجرت بر او غلبه  نتوانست  و همواره استوار در مقابل هر مصیبتی  صبورانه می زیست و هیچگاهی تسلیم حوادث و حادثه آفرینان نگردید. اما آنچه او را دگرگون   ساخت   از دست دادن فرزند ارشد وی « محمد ناصر صابر هروی» بود که در یک حادثهء غم آنگیز و دردناک بمبگذاری در شهر کابل که از سوی قاتلین ملت کار گذاشته شده بود به شهادت رسید.  هرچند از دست دادن فرزندش ضربه ای شدیدی بود ، اما او توانست با  صبر و شکیبائی خویشتن را قناعت دهد که وی امانتی بیش نبوده و بر آنچه رضای پروردگار است شاکر است. 

   مرحوم استاد صابر در سوگ جوانش چنین سرود:

    فلک نخواست که یک لحظه شادمان باشم

            ز رنج  و  محنت  و  آزادر در امان باشم

    گرفت  از  سر  من  سایهء  پدر  را  زود

           نخواست  صاحب  کانون  و  آشیان  باشم

    به کودکی  شدم  از مهر مادری   محروم

           نخواست در  بر مادر  چو  دیگران  باشم

    دریغ   کرد     ز   من   الفت    برادر    را

         نخواست   صاحب   بازوی   پرتوان  باشم

    گذاشت  یکه   و   تنها   و   باز   نخواست

         به پای   خویش  درین  آستان  روان  باشم

     به وقت پیری وافتاده گی گرفت راحت من

        که تا  شکسته  و  محزون  و  ناتوان  باشم

     بهین به  سینه نکرد و دلش نسوخت به من

           که صاحب  پسر خوب  و  نو جوان  باشم

     شهید   راهء   ستم    کرد    نوجوان    مرا

          که  تا  به  حشر ازین  داغ  در فغان  باشم

از مرحوم استاد صابر آثار با ارزشی به یادگار مانده است که  تعدادی از آنها به همت فرزندان آنمرحوم به زینت چاپ آراسته شده و برخی نیز در زمان حیات پربارش منتشر شده بود. برخی ازین آثار به شرح ذیل می باشد:

1 - موسیقی و تیاتر هرات در یکصد سال اخیر.

2 - رسالهء موسیقی خوانجه کلل .

3 - تصنیف ها و ترانه ها.

4 - هذیان ها و عطسه های قلم.

5 -  سخنوران  محبوب هرات باستان.

6 - سخن سرایان جاویدان.

7 - رسالهء گازرگاه مدفن پیر هرات.

8 - چلچله ها .

9 - تازیانهء عبرت.

10 - صدای آشنا.

11 - گداز ها.

12 - زن .

13 - چانته.

14 - جنبش های تاریخی.

15 - استفراغ تاریخ.

16 - خوشه های ناچیده.

17 - افغانستان یا طشت خون ( در سه جلد).

18 - بوقلمون.

19 - مجموعهء تاریخ شورآ در افغانستان ( آیینهء شوری از دورهء اول تا سیزدهم).

20 - زمزمه ها.

21 - تاریخ لویه جرگه های افغانستان.

22 - فانوس .

23 - باغنامه ء هرات.

24 - حوضنامهء هرات.

25 - عیاران ، پهلوانان ، مبارزان و قهرمانان خراسان.

26 - یادنامهء صابر.

27 - دارالعلوم شرق ، مرکز رنسانس و نگین آسیا یا مرکز اکادمی ها وانجمن های ادبی ، علمی ، هنری و سرشت آن.

28 - رسالهء برگ های پزمرده که حاوی آثار منظوم اخلاقی واجتماعی میباشد.

29 - جنگ دوم افغان وانگلیس.

و چندین اثر بر بهای دیگر .

   شادروان استاد صابر که سال های اخیر عمر پربارش را در حال غربت و مسکنت در دیار بیگانه سپری می نمود، با یک دنیا درد و ماتم  ودر میان عالمی از آه و حسرت بتاریخ بیست و پنجم دسامبر سال 2000 میلادی که مصادف بود با بیست و هشتم ماه مبارک رمضان این دار فانی را وداع گفته و با رفتنش نه تنها خانوادهء گرامی اش را ، بلکه تمامی هموطنانش خصوصآ جامعهء فرهنگی کشور و اخصآ فرهنگیان هرات باستان را سوگوار نمود. امید توانسته باشم با ذکر نکات فوق شمه ای از زندگی پربار آن مرحوم را بیان نموده و تسلی خاطر بازمانده گان ایشان را فراهم نمایم. هرچند حکیم را نتواند مگر حکیم ستود. روحش شاد و خاطره اش گرامی باد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

مؤسس و مسؤول
سایت
محمد مهدی بشیر

سال تأسیس

۴ میزان ۱۳۸۶

  خورشیدی

26  سپتامبر 2007

  میلادی

Tel:0031644388706

رای تان را به صندوق اندارید

نظر تان در مورد محاکمه عاملان کشتار جمعی در کشور چیست ؟
 
spacer

spacer