استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
من ومطبوعات افغانستان
نویسنده مضمون
جلال نورانی
من ومطبوعات
افغانستان
بخش چهارم
معاونم محترم غلام نبی صمیم به حیث رئیس اطلاعات و کلتور یکی
از ولایات در شمال کشور تعیین شد ومن حیران مانده بودم که چه کسی را به حیث معاون
انیس پیشنهاد کنم. خوشبختانه با مطبوعاتی سابقه دار آقای عبدالرزاق نسیمی در دهلیز
وزارت برخوردم. متوجه شدم که موصوف از وظیفه فعلی اش ناراضی است. وقتی گفتم به حیث
معاون انیس میخواهی کارکنی با مسرت پذیرفت .
میر
حسام الدین برومند یک مترجم و مطبوعاتی دیگر که در گذشته ها در مجلهء « د
کمکیانو انیس» همکارم بود و جوان پر انرژی و بسیار علاقه مند مطبوعات بود هم
آماده همکاری با من گردید. من پیشنهاد تقرر عبدالرزاق نسیمی را در بست رتبه دوم
بحیث معاون انیس ومیرحسام الدین برومند را در بست رتبه دوم بحیث سکرتر مسوول انیس
به احمد بشیر رویگر وزیراطلاعات و کلتور تقدیم کردم. وزیر بیدرنگ احکام تقرر هر
دوی شانرا از صدارت حاصل نموده وهردو را در اختیارم گذاشت . در آن روزگار تقرر
اشخاص تا سطح مدیرعمومی یعنی بست رتبه 3 از صلاحیت وزیر و بالاتر از آن از صلاحیت
صدراعظم بود.
در آغاز کارم بحیث مدیر مسوول روزنامه انیس به وزیر اطلاعات وکلتور گفته
بودم که حزب بر سر اقتدار ارگانهای نشراتی خود را دارد و روزنامهء هیواد هم به
صورت عنعنوی حیثیت روزنامهء رسمی حکومت را کسب کرده است ومیتواند فعالیتهای حکومت
را به خوبی انعکاس بدهد ومتن قوانین واصولنامه های جدید را به چاپ برساند. اما
انیس در گذشته ها نیزگرایش به نشر شعر، داستان ، نقد ، سرگرمی ها ، مسایل فرهنگی
مردم و رویداد های ادبی ، فرهنگی و هنری داشته است . اگر انیس را از نشر مقالات
سیاسی تبلیغی ومداحی در بارهء فعالیت های حکومت معاف بدارید، مردم ما حد اقل یک
نشریه ذوقی میداشته باشند. بگذارید انیس بیشتر به این جنبه های غیر سیاسی حیات
جامعه بپردازد. احمد بشیر رویگر گفت ، اتفاقآ من عین نظر را دارم و یکی از علل
انتخاب تو بحیث گردانندهء انیس نیز همین است. اما باید بگویم که نشر بیانیه های
رسمی رئیس جمهور و صدراعظم و چاپ مهمترین اخبار داخلی وخارجی در صفحهء اول حتمی واجباری
است ومن صلاحیت ندارم انیس را ازین ناگزیری معاف بدارم، اما در باقی صفحات تو
صلاحیت داری شعر، داستان ، طنز، نمایشنامه، نقدر های ادبی وهنری، معرفی کتاب ،
مسایل تاریخی ، اخبار هنری، ورزشی ، فلکلور ، سرگرمیهاوخلاصه هرچه را دلت میخواهد چاپ کنی. حتی در
رابطه به فعالیتهای ارگانهای دولتی انتقادات وتبصره هایی انتقادی میتوانی داشته
باشی.
سیمای انیس بزودی تغییر نمود . من
چندین جوان فارغ التحصیل ژورنالیزم را که در ادارهء انیس غالبآ بیکار بودند، به
جنب و جوش آوردم. نمیگذاشتم در دفتر باشند. توظیف شده بودند که هرکدام روزانه به
اتحادیهء هنرمندان ، انجمن نویسندگان ، رادیو تلویزیون ، نمایشگاه ها، آرت گالری ،
آرشیف ملی ، پوهنتون کابل ، اکادمی علوم و ... بروند، اخبار علمی ، ادبی ، هنری ،
مصاحبه ها، راپورتاژ ها وگزارشها تهیه نمایند. در صفحه اخیر انیس زیر عنوان « آلبوم
انیس» همه روزه یک عکس نسبتآ بزرگ یک نوازنده، آواز خوان ، هنرمند سینما و
تیاتر یا یک شخصیت فرهنگی را چاپ میکردیم. کم کم شاعران و داستان نویسان متمایل
شدند تا آثار شانرا به انیس بفرستند ونقد ادبی ومعرفی کتاب را آغاز کردیم. باید
بگویم که تحولات در انیس ونوآوری های شگفت انگیزی که به آن دست یافتم مرهون روابط
بسیار حسنه میان من و وزیر اطلاعات وکلتور واعتماد و محبت بی حد وحصر وزیر نسبت به
من بود. این اعتماد وزیر باعث برخورداری از صلاحیت فراوان من در اداره میشد که فکر
میکنم چنین روابطی در هیچ دوره یی در تاریخ افغانستان بین وزیر ویک مدیر مسوول
روزنامه سابقه نداشته است . به یاد ندارم که کدام پیشنهاد مرا رد کرده باشد. چه
تقرر کسی می بود ویا مصرف پول برای امری که لازم میدانستم و یا ایجاد یک بخش جدید.
اگر منظوری پیشنهادی در صلاحیت خود وزیر بود، بیدرنگ امضاء میکرد واگر بالاتر از
صلاحیتش می بود، پیشنهداد مرا گرفته در ظرف چند روز منظوری آنرا حاصل میکرد و بمن
ارسال مینمود.
درینجا مایلم به چند دستاورد یا خاطرات خوب این دوره اشاره یی بنمایم:
جلب همکاران دایمی برای انیس:
دلزدگی از وضع سیاسی جامعه وبحران
فکری در آن ایام برخی از فرهنگیان ما را تنبل ، کم کار ، بی علاقه و گوشه گیر
ساخته بود. واداشتن آنان به همکاری قلمی با انیس جز از طریق انگیزه های مادی میسر
نبود، به خصوص که گرانی در بازار بیداد میکرد و وضع معیشتی روز به روز سخت تر
میشد. درین حال من با حد اقل ده نفر از فرهنگیان صاحب قلم قرار داد بالمقطع عقد
کردم که ایشان مکلف شدند در هرماه پنج شش مطلب برای انیس بنویسند ومن مکلف بودم
معاش ماهواری بین سه تا پنج هزار افغانی به آنان بپردازم. به گونهء مثال با اعظم
رهنور زریاب ، محقق زلمی هیواد مل ، عزیز آسوده طهماس ، نیک سیر عضو اکادمی علوم و
... این قرار داد ها عقد شدند، برخی از آنان را به عضویت هیئت تحریر انیس نیز
پذیرفتم. احمد بشیر رویگر وزیر اطلاعات وکلتور معاشات این نویسندگان و لست هیئت
تحریر روزنامه انیس را منظور کرد.
انیس جمعه :
با وصف تحرک نسبی در انیس ، میدیدم
که در میان جوانان ژورنالیست ( دختر و پسر) هنوز هم نیروی کار وجود دارد و
هستند کسانیکه با وصف علاقمندی به کار و حرفهء شان ، زمینه کار بر ای شان وجود
ندارد و آنان در ریاست انیس روزگار به بطالت میگذرانند و ساعات دراز کار را با چای
خوری و قصه های تکراری سر میکنند. روزنامه انیس از شنبه تا پنجشنبه به چاپ میرسید.
در طول هفته که همه ساعت هشت صبح به کار می آمدیم، سیاهی لشکر انیس ساعت چهار عصر
به خانه های شان میرفتند( البته آنانیکه بعد از نان چاشت ناپدید میشدند هم کم
نبودند).
از جملهء همکاران و مأمورین فعال
انیس مانند کاتب پاحون( پاسون) که طنز نویس زبان پشتو بود، جمال کوتوال ، شفیقه
بشارت ، سمیع شفیعی که فعلآ در سویدن زندگی میکند ، بشیر احمد غیاثی ( فعلآ در
آلمان) ، نادره عبداله ، شکریه ، نوریه ، لطیفه ، محمد ناصر نصیب ، ایوب خان مدیر
تصحیح انیس ، عبداله فوژان ، غیور مطبوعاتی سابقه دار وتعداد زیاد دیگر که
متآسفانه اسمای بعضی از ایشان فراموشم شده ظرفیت های فراوانتر کار را داشتند. برای
ایجاد سرگرمی و نیز به خاطر بهبود وضع اقتصادی آنان تصمیم گرفتم یک روز رخصتی در
هفته یعنی روز جمعه را هم بر خود حرام ساخته ونشریه دیگری را با قطع کوچکتر در
دوازده صفحه به چاپ برسانم. این ضمیمهء انیس را « انیس جمعه» نام گذاشتیم.
یک جوان بسیارفعال و با انرژی به نام خواجه خلیل فطری که در امور چاپ و دیزاین
مهارت داشت وجوانی بود بسیار خوش سیما وخوش برخورد و نماز دوست که همه روزه نماز
پیشین و عصر را با کارگران مطبعه دولتی در جماعت اداء میکرد جز کارمندان انیس بود.
من این خواجه خلیل را بحیث مهتمم « انیس جمعه» تعیین کردم و از میان لشکر
کارمندان انیس ده نفر را توظیف نمودم تا در طول هفته مطالب انیس جمعه را تهیه
نموده و به خواجه خلیل بسپارند. از بیرون انیس دوست بی بدیلم هژبر شینواری با
ترسیم کارتونها و همکاری در دیزاین انیس جمعه همکاری می نمود. فیصله کردیم که انیس
جمعه حتی یک خبر را هم نشر نکند وکاملآ از سیاست و مسایل تبلیغاتی حکومت به دور
باشد. طنز ، کارتون ، مصاحبه های هنری و ادبی ، نقد ادبی ، اخبار هنری و. فرهنگی ،
سرگرمیهای ذهنی ، عکس های هنرمندان ، مصاحبه با اهل حرفه و پیشه وران ، معرفی کوچه
های قدیم کابل ، فلکلور و رسم ورواجهای مردم، عمده ترین مطالب انیس جمعه را تشکیل
می داد.
لایحهء جدید حق الزحمه ها:
در یکی از جلسات وزیر اطلاعات
وکلتور به رؤسای مؤسسات نشراتی گفت که کیفیت نشرات در کشور ما پائین است وبرنامه
های رادیو ، تلویزیون ، فلمهای افغانی و درامه ها ونشرات چاپی ما نواقص فراوان
دارند. رؤساس نشراتی در دفاع از خود گفتند که سیمای سیاسی و اقتصادی جامعه در مقایسه
با دوران پر از آرامش شاهی تغییر کرده است اما، ما در برابر کارهای فرهنگی مطابق
لایحهء حق الزحمه دوران شاهی حق الزحمه می پردازیم. در زمان شاه یک کیلو گوشت سی
یا چهل افغانی بود، فعلآ همان یک کیلو گوشت هزار افغانی است. آیا کسی حاضر میشود
که یک ماه زحمت بکشد و یک نمایشنامه را برای افغان ننداری بنویسد و یا ترجمه کند و
در عوض معادل قیمت یک ونیم کیلو گوشت حق الزحمه بگیرد؟
دیگران هم مثالهایی دادند. من گفتم
، با این حق الزحمه یی که می می پردازیم من چگونه جرأت کنم از نویسندگان طراز اول
کشور چون پوهاند جاوید ، داکتر اکرم عثمان ،و ... نوشته یی برای انیس طلب کنم؟ مطابق لایحه حق الزحمه ها برای یک شعر
ما از پنجاه تا صد افغانی حواله میکنیم. آیا پرداخت این حق الزحمه برای یک شعر
پوهاند الهام یا داکتر ز یار بسیار توهین آمیز نیست؟
وزیر اطلاعات و کلتور که خود لیسانسه ژورنالیزم بوده و سالها در مطبوعات در
بخش های مختلف کار کرده بود جدآ با اهل مجلس همنوا شد. او چند نفر از اراکین وزارت
را توظیف کرد تا یک لایحهء جدید را برای پرداخت حق الزحمه ها ترتبیب نمایند که در
مطابقت با شرایط اقتصادی روز باشد. محترم مهدی دعاگوی ، استاد محمد یوسف کهزاد،
امین افغانپور ، صدیق کاوون معین نشراتی وزارت و نگارندهء این سطور مؤظف شدیم تا
این لایحه را آماده سازیم. در نشست های بعدی فیصله شد که رؤسای رادیو ، تلویزیون ،
افغان ننداری ، افغان فلم و سایر مؤسسات نشراتی طرح ها و پیشنهادات خود را در اختیار
من بگذارند و دقت شود که برای هر نوع کار وفعالیت فرهنگی ، ادبی و هنری بین یک حد
اقل و حد اکثر مبلغ پولی پرداختها تعیین شود. من بعد از آماده ساختن طرح ابتدایی
به همکاری اعضای این هیئت ترتیب لایحه ، طرف را نهایی ساختیم و وزیر اطلاعات
وکلتور طرح لایحه را به شورای وزیران پیش کرد ومصوبهء آنرا حاصل نمود. باید بگویم
که لایحهء جدید تحول بزرگی به وجود آورد. در لایحهء جدید به گونه مثال ما تا یک
ونیم هزار افغانی برای یک شعر و تا پنج هزار افغانی برای یک داستان کوتاه و تا
هشتاد هزار افغانی برای سناریوی یک فلم هنری میتوانستیم بپردازم. مجموع مبلغ حق
الزحمه ها در یک ماه به گونه مثال در روزنامه هیواد در گذشته از بیست هزار افغانی
تجاوز نمیکرد. اما بعد از تصویب لایحه جدید روزنامه هیواد یا انیس در اخیر هر ماه
در حدود هفتاد هزار افغانی به نویسندگان ، مترجمین و سایر همکاران خود تأدیه
مینمود . ادامه دارد....