|
بیش از دو دهه، ناهنجاری های وطن، تجارب تلخی در پی داشت که معلوم نیست چند دهه دیگر بکاراست تا آنرا جبران کرد. ولی آنچه که واضع است، پیامد های ناگواری بود که، بدنه کشور را منحیث یک سرزمین واحد از هم پاشید و هست و بود آنرا بکام نیستی فرو برد.!
درست در سالهای پس از سقوط سلطنت ، زنگهای خطرناکی در کشور ما بصدا در آمد ولغزیدن پاهای دولتمردان از مسیر سیاست بیطرفانه و غیر متعهید که آنهم بذات خود نه چندان بدرد بخور نبود، ولی " اندکی غنیمت" کوبیدن درهای کشور های همسایه و مسلمان عربی و غربی ها، کشور را بکام اژدهایی هفت سر انداخت که تا امروز عنان آن بدست بیگانگان است.
در این فراز و نشیب بر سرنوشت ملت مظلوم ما چنان رقم زده شد که حتی پنجابی ها هم در لباس " طالب العلوم" ، روزگاری بر این سر زمین بیچاره حکمروایی کردند و اینک میخواهند در توطئه دیگری آنان را که " بنیاد گرا " و " تروریست " مینامند و خود بدست خود آنانرا ساخته بودند و لباس طالبی به تن آنان نموده اند، بر سرنوشت ملت ما دو باره چیره سازند و تاج حکومت داری را بر سر شان بار دیگر بگذارند.
اکنون با لقب های" میانه رو" ، " طالب های افغانی" و غیره و غیره ، خود فریب مردم چیزی دیگری تصور نمیشود.
آنچه که واقعیت است این است که طالبان نه میانه رو دارند و نه هم در میان آنان نیرو های اصیل افغانی موجود است. آن چند تنی که در کابل منتظر قومانده باداران خود اند، و گاهی در تلویزیون ها ظاهر میشوند،و یا از طریق رادیو ها صدای خود را بلند میکنند، چون ، " متوکل " و " مجاهد " و غیره که بدون شک از اجنت های پاکستانی و از آن بالا تر! بیش چیزی دیگری نیستند و دولتمردان کشور ما هم خود ساخته و باخته همان طالب ساز ها اند، نیز از این واقعیت بی خبر نیستند که امروز و یا فردا، چهره های نا مبارک طالبان حتمآ بحیث قدرت های دولتی ظاهر میشوند!
تبلغات و ذهنیت سازی رهبران دولتی گویا که، " طالبان هم حق دارند مانند دیگران از این آش، نوش جان کنند " بیانگر واقعیت تلخی دیگر ی است که به کام مردم ما فرو میرود و اما آنچه که مسلم است این است که رنگ های دیگری در لباس ها و چهره ها زده خواهد شد و این باز هم ملت بیچاره ما مجبور خواهد بود که بار این همه مظالم و رنج ها و صحنه سازی ها را که در کمتر از سه دهه متحمل شده اند باز هم بدوش بکشند.
ر - رنجدیده
|