عجوزی روزکی دیدم
زدست فاقه می نالد
جنون از درد آن
مادر نمیکردم چه میکردم
حقیر قوم از بهر لباس کهنه میگردد
حسر بر حال آن
ابتر نمیکردم چه میکردم
به
پهلوی مریضی ناتوان و عاجز و محزون
رخم را ، زاب
دیده تر نمیکردم چه میکردم
بتو ای بیوۀ بیچاره و بی
نان و بیزاد
گدائی مندرس(*)
چاد ر نمیکردم چه میکردم
شریک
ناله اندر بیت پرغم ای برادر ، من
پیاپی نالۀ مزهر نمیکردم چه میکردم
خدارا ،
ای جوان باری عصای پیر مردی شو
گرت آگه به آن
احقر نمیکردم چه میکردم
شنو ای
چاپلوس مردم افگن تو خروش من
شکایت از تو
یک دفتر نمیکردم چه میکردم
هزاران
سینه از کار تو ای غماز مجروح است
فغان از شیوۀ تو
سر نمیکردم چه میکردم
نگردد قانع
از پول کمی من محتکر
افسوس
تهی همیان خود
از زر نمیکردم چه میکردم
علاج
زخمم ا ز افغان و از ماتم نمیگردد
خراش
سینه افزون تر نمیکردم چه میکردم
اگر از
پول سودم نیست
یک تعمیر نیکوئی
هوس یک
خانۀ بی در نمیکردم چه میکردم
رفیق
فاقه ام امروز از
شهرت همی نازد
گریز از نزد آن
پر شر نمیکردم چه میکردم
نمیگردم
عقیب عمرو زید و هم دوکی آور
اگر ترک همه
یکسر نمیکردم چه میکردم
ندارم همدمی تا راز دل را مو بمو گویم
مقامم دامن جلغر(*) نمیکردم چه میکردم
جناب با
وفا یاری میسر نیست
چون سازم
حواله جمله بر
داور نمیکردم چه میکردم
مدان از بیغمان " واذر " تو ای بیدادگر اما
ترا بی
غم اگر باور نمیکردم چه میکردم
(*) مندرس به معنی کهنه ، فرسوده ، بی رمق
(*) جلغر یکی از کوه های مرتفع در شهر فیض آباد استان بدخشان افغانستان