استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
آه پیرزن
آه پیرزن
ملکی بود ظالم ، خواست تا قصری بنا کند ، مهندسان و گلکاران
را دعوت کرد تا نقشه آنرا بر صفحۀ کاغذی
رسم کنند.
خانه ای بود از پیرزنی در کنار آن قصر ، و آن منزل را باید خراب میکردند تا قصر کامل
ساخته شود.
ملک پیر زن را احضار کرده گفت :
این خانه را برایم بفروش.
پیرزن گفت : نمیفروشم که فرزندان خرد دارم و این خانه یگانه سر پناه ایشان است.
روزی پبرزن غایب بود ، چون باز آمد خانه خود را خراب دید .
پیرزن از آن بلای عظیم که نصیبش شده بود برنجید وبا چشمان پر از اشک رو به آسمان
کرده گفت :
" ان کنت غایبا ، فکنت حاضرآ " ، یعنی بار خدا یا
، اگر من غایب بودم تو که حاضر بودی ؟
همین که این مناجات را کرد ، زلزلۀ شیدی رخداد وملک که بر با لای آن عمارت نشسته بود با بنا تمامآ
برزمین آمد و آن عمارت کاملآ ویران شد و ملک در زیر سنگ ها هلاک گردید .