|
استاد حاجی محمد کاظمی
شعر و شاعری
 استاد حاجی محمد کاظمی
غیر از نوشتن شعر کار دیگر ندارم
با اینکه پیر گشتم نور بصر ندارم
این جسم نا توانم آغشته گشته با درد
میسوزد استخوانم از خود خبر ندارم
در وقت نو جوانی پشت هنر نگشتم
افسوس میخورم حال زیرا هنر ندارم
اندیشه ام همیشه در فکر آخرت هست
در این جهان فانی اصلا نظر ندارم
بر مردمان مسکین از من نگشته خیری
هستم نهال بی خیر برگ و ثمر ندارم
دارم گذر همیشه بر کوچۀ خرابات
در کوجۀ شریعت اصلآ گذر ندارم
ای کاظمی همیشه از خویش میزنی دم
چون یار مهربانی در دور و برندارم
|