|
 پیر هرات خواجه عبدالله انصاری تألیف :
مرحوم استاد علی اصغربشیرهروی
بخش بیست و سوم
محبت
همچنانکه مراحلی از قبیل توبه ، زهد ، توکل و رضا مقدمهء معرفت است. معرفت نیز
مقدمهء محبت است.
صوفی بعد
از آنکه معرفت پیدا کرد، دل وی از محبت خدا پر می شود ودیگر جای هیچ علاقهء
مثبت یا منفی مانند حب زن وفرزند یا بغض شیطان مثلآ در آن باقی نمی ماند ودرین وقت
است که اوبه اولین مرتبهء کمال روح خود می رسد واز ما سوی الله قطع علاقه می کند.
پیرهرات را در مورد محبت سخن بسیار است وحتی رساله ای به
نام محبت نامه در دست است که اگر چه برخی از محققان آن را به قید احتیاط در
جملهء آثار پیرهرات می شمارند ولی هم از لحاظ لفظ و هم از حیث معنی به طور
قطع ویقین می توان آن را از پیرهرات دانست وبوی خوش انفاس آن عارف بزرگ از
سطر سطر آن به مشام می رسد.
او در رسالهء محبت نامه توابع محبت مثل انس ، شوق ، ذکر ، قرب ،
وفا ، غیرت و وجد را یکایک تعریف کرده ودر تشریح و توصیف محبت داد سخن داده
است و این نکته را ثابت کرده که در ولایت محبت عادت و عبارت وتکلیف راه
ندارد وکسی را که در بند صورت گرفتار است از سر محبت آگهی نیست وکیفیت محبت
با گفتن و شنیدن راست نمی آید و بالاخر اینکه « این شراب را آشامیدن باید نه
شنیدن ، بدین مقام رسیدن باید ، نه پرسیدن» .(1)
پیرهرات محبت را به سه قسم
مختلف تقسیم می نماید و این سه قسم عبارت است از محبت علتی وخلقی وحقیقی.
سپس به شرح زیر خصوصیت هریک از اقسام سه گانه را بیان می کند:
« محبت علتی هواست ، و خلقی
قضاست . و حقیقی عطاست. آن محبت که از علت خیزد در نفس نزول کند. خلقی در دل فرود
آید و آن را نیست کند، و آنچه از حقیقت خیزد در جان قرار گیرد تا وی را از وی نیست
کند وبه خود هست کند».(2)
در جای دیگر گفته است: « نشان یافت
اجابت دوستی رضاست، افزایندهء آب دوستی وفاست ، مایهء گنج دوستی همه نور است ، بار
درخت دوستی همه سرور است ، هرکه از دو گیتی جدا ماند در دوستی معذور است ، هرکه از
دوست جز از دوست جوید نسپاس ( ناسپاس) است ، دوستی دوستی حق است ودیگر همه وسواس
است " یحبهم و یحبونه " عظیم کاری ئو شگرف بازاری که آب وخاک را
بر آمد که قبلهء دوستی حق گشت ونشانهء سهام وصل چونکه ننازد رهی، و نزدیکتر منزلی
به مولی دوستی است ، آن درختی که همه بار سرور آرد دوستی است ، آن تربت که از او
همه نرگس انس روید دوستی است ، آن ابر که همه نور بارد دوستی است ، آن راه که خاک
آن همه مشک وعنبر است دوستی است ، رقم دوستی ازلی است وداغ دوستی ابدی است » .(3)
و در مقام مناجات گفته است : « الهی
در الهیت یکتایی ، و در احدیت بی همتایی ، و در ذات وصفات از خلق جدایی ، متصف به
بهایی ، متحد به کبریایی ، مایهء هر بینوا و پناه هرگدایی ، همه را خدایی تا دوست
که رایی ؟».(4)
پیرهرات در محبت نامه
پس از تقسیم و تعریف هریک از اقسام محبت به تعریف " محبان
" پرداخته و مشخصات ایشان را بدین گونه بیان کرده است: « نشان محبت آن
است که غرقهء جمال محبوب بود وهمچون نظارگیان پسر یعقوب بود، باید که در مقابل
دوست هستی از خود نبیند و دوست را جز به دوست نبیند، این محبت بیچون است و نص
" یحبون" است».(5)
و در همین معنی به زبان مناجات گفته
است: « الهی همگان در فراق می سوزد و محبت در دیدار، چون دوست دیده ورگشت محب
را با صبر و قرار چه کار؟» .(6)
-----------------------------------------
1 - محبت نامه ، ص 5 - 6.
2 - محبت نامه ، ص 6.
3 - کشف الاسرار ، ج
3، ص 155.
4 - کشف الاسرار ، ج 10 ، ص 243.
5 - محبت نامه ، ص 6 .
6 - کشف الاسرار ، ج 2 ، ص 400.
|