|
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تألیف:
مرحوم استاد علی اصغر بشیر
هروی
بخش بیست
ویکم
خوف و رجا
در اثنای سلوک ، یکی از دو حالت خوف و رجا
برای سالک حاصل می شود و سرنوشت او به وسیلهء آن تعیین می گردد.
سالکی که درجهء آگاهی و شناختش از عشق و محبتش
بیشتر و بالاتر باشد، حال خوف برای او پدید می آید و برعکس ، اگر از عشق ومحبت
بیشتر بهره مند باشد، حالت رجا بروی مستولی می گردد.
خوف ، بیمناک بودن سالک است از پیش آمدی که به
امری مکروه منجر گردد یا سبب از دست رفتن امری مستحسن شود.
رجا ، امیدواری سالک است به پیش آمدن امری
مستحسن یا از بین رفتن امری مکروه.
هر یک ازین دو حالت ، در صورتی
که از حد اعتدال تجاوز کند، برای سالک دشواریهایی را پدید می آورد که ممکن است به
گمراهی و هلاکت او منجر گردد. وسالک باید این هر دو حالت را به اندازهء مساوی ( نه
یکی از آنها را) دارا باشد تا رستگار شود، به همین سبب صوفیان هر دو حالت خوف و
رجا را به دو بال سالک تشبیه کرده اند که با آنها می تواند در فضای کمال پرواز کند
وموازنهء بین این دو حالت را توصیه کرده اند.
پیرهرات ، خوف و رجا را دو رکن از چهار رکن
ایمان می شمارد به این معنی که می گوید:
« اصل ایمان چهار چیز است : اول خوف ، دوم رجا
، سوم حب ، چهارم یقین . اگر خوف نبودی امن بودی ، و ایمن بودن از مکر خدای تعالی
کفر است. اگر رجا نبودی نومیدی بودی ، و ناامیدی از رحمت خدا، کفر است . اگر حب
نبودی ، بغض بودی ، وخدا را دشمن داشتن کفر است. اگر یقین نبودی شک بودی ، و در
خدا شک کردن کفر است».(1)
وی برای هر یک از دو حالت خوف و رجا سه درجه
قایل شده است:
الف . خوف
:
درجهء اول خوف ، ترس از عقوبت است و این خوف
عامه است که در اثر تصدیق وعید و یاد آوری گناه وتفکر در عاقبت کار حاصل می
شود ودر نتیجه ایمان صحیح می گردد.
درجهء دوم خوف ، ترس از مکر خداست در زمانی که
سالک خود را در مقام استغراق می بیند و از حلاوت یاد حق بهره مند می گردد ( که
قاعدة باید خود را در این مقام ایمن بپندارد).
درجهء سوم خوف ، ترس از هیبت و جلال حق است که
مخصوص اهل خصوص و بالاترین درجات خوف است و در اوقات مناجات و
مسامره بر سالک عارض می گردد.(2)
ب . رجا:
درجهء اول رجا، امیدی است که برای اشخاص عادی
پیدا می شود وایشان را به کوشش وا می دارد و لذت خدمت را در ایشان به وجود می آورد
و طبیعتشان را به ترک منهیات مایل می سازد.
درجهء دوم رجا، امیدی است که سالکان راه حق را
در اثنای طی طریق، دست می دهد و براثر آن از تمام لذات به امید لذت جاودانی صرف
نظر می کنند و به حفظ شرایط خدمت و آداب سلوک قیام می نمایند.
درجهء سوم رجا، امیدی است که صاحبان دلهای پاک
دارند وآن امید لقای حق است که اشتیاقی در سالک پدید می آورد که بر اثر آن از همه
چیز دست می شوید.(3)
در مناجاتهای پیرهرات آثار حفظ موازنه بین این
دو حالت به خوبی مشهود است که بنابر رعایت ایجاز به ذکر یک نمونهء آن می پردازیم:
« الهی گهی به خود نگرم، گویم از من زارتر
کیست؟ گهی به تو نگرم، گویم از تو بزرگوارتر کیست».(4)
---------------------------------------------
1 -
انوارالتحقیق ، ص 63.
2 - منازل
السائرین ، ص 20.
3 - منازل
السائرین ، ص 26.
4 - کشف
الاسرار ، ج 1 ، ص 664.
|