محمد نعیم کریمی
۱۶ عقرب ۱۳۸۶
منقار
وچنگ ها

محمدنعیم (کریمی)
تاکی به زیر
سایۀ منحوس جنگ ها
تاکی کنیم
شکوه زتوپ و تفنگ ها
تاکی سوار
مرکب جهل و شقا وتند
تاکی زنند بر
دل ما این خدنگ
ها
دین را فسا
نه کرده و اسلام را سپر
تاکی
درند پردۀ نا موس وننگ ها
ازباده مست
گشته وافتیده درفساد
یا عقل خویش
داده زافیون وبنگ ها؟
تیغ جفا رسیده به اعما ق قلب ما
شایسته نیست
شکوه زآسیب سنگ ها
گاهی به تیغ کشته وگا هی به انفجار
گاهی
شدیم طعمه برای
نهنگ ها
ناکس بسر نها
ده اگر تاج خسروی
روباه
گرفته مسند شیروپلنگ ها
سیلی که برده
کاخ ستم پیشه گان دهر
خونیست کو
چکیده زمنقار وچنگ ها
دنیا
بکام مردم بدکا ره
شد عجب!
لعنت به
کارنامۀ زشت فرنگ
ها
قرآن بخوان وذکر خداکن
(کریمیا)
بگذاررسم وشیوهء جورو جفنگ ها