|
 پير هرات خواجه عبدالله انصاري تألیف:
مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی
بخش بیستم
عنایت
در صفحات گذشته به این نکته که در آیین تصوف
سالک را می باید که به انجام دادن کار نیک بکوشد ولی برای کارهای خود ارزشی قایل نشود، اشاره شد.
در
میان گروه انبوه مشایخ اهل تصوف ، کسی که بیشتر از همه به این مسأله توجه داشته
است ، پیرهرات بوده که در طی تعالیم خویش مکرر از عنایت ولطف حق یاد کرده وبه عدم اعتماد
بر طاعت و حسن عمل اشاره کرده وبه نسب و نژاد هم هیچ اهمیت نداده است.
یک جا
گفته است : « راه به حق دور است مگر او دست گیرد و صحبت و صبر کردن و روزگار
گذرانیدن با خداوند سخت است مگر او مونس بود» .(1)
جای دیگر گفته است: « اختیار حق سبحانه و تعالی
بندگان را نه به سبب وعلت است ، بلال را با آنکه غلامی بوده حبشی ، بخواند، و
بوجهل وعتبه وشیبه را که سادات مکه بودند براند. وی چه کرد واینان چه کردند؟ هیچ!
همه به عنایت وقسمت او باز بسته است وکس را در آن سخن نرسد».(2)
و
درضمن مناجات نیز به این معنی اشاره کرده است: « الهی دانی که نه به خود به این
روزم ونه به کفایت خویش شمع هدایت می افروزم ، از من چه آید واز کرد من چه گشاید؟
طاعت من به توفیق تو، خدمت من به هدایت تو، توبهء من به رعایت تو، شکر من به انعام تو، ذکر من به الهام تو، همه
تویی، من که ام؟ اگر فضل تو نباشد من بر چه ام؟».(3)
و نیز
گفته است: « الهی فوز در طاعت است اما کار به عنایت است، ما را رحمت تو باید، باقی
همه حکایت است».(4) یعنی هم باید در طاعت کوشید و هم قبول طاعت را
به لطف و عنایت حق وابسته دانست.
پیرهرات برای عنایت علامت و نشانی هم تعیین کرده است که از این گفتهء وی بر
می آید:
« عنایت
عزیز است ونشانی آن دو چیز است : اول عصمت و آخر توبه».(5)
بنا
بر این کسی که از کردار زشت توبه می کند وبه حق بازگشت می نماید اگر امیدوار به
عنایت باشد، امیدش بیجا نیست.
----------------------------------------
1 - نفحات ، ص 93.
2 - نفحات ، ص 352.
3 - کشف الاسرار ، ج 10 ، ص 309.
4 - انوارالتحقیق ، ص 22.
5 - اندرز ومناجات ، ص 34.
|