باغ یا وطن
؟
مرحوم استاد
صابر هروی
۳۱ سنبله ۱۳۷۷
راولپندی
- پاکستان
 شاد روان استاد صابر هروی
برو
بباغ ببین گل به بوستان مانده ؟
به
شاخ گلبنئ آباد
آشیان مانده ؟
شبو و سوسن و فرشی و مرسل و سنبل
ویا
که چنبل و ریحا ن و شعمدان مانده ؟
شگوفه
ریخته از شاخ و گشته فرش زمین
گلاب
و نسترن و تاک و ارغوان مانده؟
بنفشه
، میخک و نرگس ، پتونی و زنبق
زیاسمن اثرئ
نامئ و نشان
مانده؟
ز
بید ناژو
و شمشاد و سرو و اسپیدار
و یا
از ناروون و کاج سایبان مانده ؟
برو
بباغ ببین تا چه کرده زاغ و
ذغن؟
طراوتئ
که ببخشد به مرده جان مانده ؟
ببین
که بلبل و قمری عندلیب چه شد ؟
به غیر
مشت پرئ از نوا گران مانده ؟
قصور
و حوض و صفحه های اطرافش
بجز
خرابه ئ متروک و خاکدان مانده ؟
ببین
که سیفون و جویئ برای آبیارئ باغ
ز فیر اکت
وبمبارد در امان مانده
؟
برو
بباغ ببین که به غیر خار
و خس
درخت و سایه ئ از بهر باغبان مانده
؟
ببین
ز قحطی و ناداری و عذاب و ستم
به
جان مردم ما غیر استخوان مانده ؟
ز سیل
خون سرشکی به سوگ فرزندان
ببین
که قطره ئ در چشم مادران مانده ؟
ببین اگر که
بیا ید بهار سال
دگر
زخرمی به چمن
چیزئ ارمغان مانده ؟
برو
ببین که ز بعد
مجاهدین دیگر
چه نقش پائ به گلشن ز طالبان
مانده ؟
|