سید همایون شاه (عالمی)
۲۸ فبروری ۲۰۱۰ م
وزیر اکبر خان مینه کابل - افغانستان
 سید همایون شاه (عالمی)
مروت
دیریست که بر ملت
ما جَور و ستم شد
شد هر نفَسی
تنگ سراپرده ی غم شد
هر چند
بر آورد بسی نعره ی تکبیر
در زهد ریا کار، که
معبود
صنم شد
برباد شده کعبه ی دل حاجی به صد
ناز
از پول خطا رفته و راهی حَرم شد
کو تاج سر افراز هنر یا ز فن
و علم
هر سو بنگر تاج
ز دینار و
درم شد
هر دزد و دغل
خانه بکرده است خزانه
جمعیتی محتاج
به یک نان شکم شد
با تسبیح تزویر فروشنده به دوکان
آورد دروغی بزبان خود به قَسَم
شد
تا قصد خریدن
بکنی در بن بازار
او گرم فریب آمده لب ها همه
نم
شد
بازار تقلب بخدا
گرم فروش است
دیگ هوس و
حرص ببینید که دَم شد
از سنگدلی
هیچ که
دلسوزی نمانده
تاراج در این عصر که منظور اهم شد
بدبخت شد این ملت بیچاره از
آن روز
هر دزد و منافق که ولسوال
و حَکم شد
آن تیشه که
از جهل نفاق آمده
بر ما
بشکست بسی پای
که محتاج قدم شد
احمق به خودش بم بکند بسته به
بازار
مرد و زن بسیار که قربانی بم
شد
آن بی خِرَد پست که بی
مغز بخوانش
خود کُش شده و رفته به
بیگانه خَدَم شد
هر روز بگوئیم که این
کار حرام
است
هر چند نصیحت که به
فریاد و عَلَم شد
لیکن نرود هیچ به
گوش خر احمق
مدهوش از آن باده ی
خریّت رم شد
بر گوش خر آن سوره یاسین مخوانید
او موجب بدبختی و صد رنج و
الم شد
در مکه ببر
آن خر عیسی و
بیآوَر
از گوش و دُمش هیچ نه
بسیار ونه کم شد
جمعیت بی علم و هنر قاعد
و رهبر ؟
هرگز نتوانند
و نه آرامش هم شد
یا حضرت حق رحم
ز انصاف تو باید
فریاد دل آورده
زبان را به
نَغَم شد
بنگر که زبان گشته ز حق
گویی چو تیغی
دل در گرو حق شده شایسته
ی جَم
شد
با درد دل خویش
(همایون) بنشسته
خاموش در این گوشه ازین
مژه ی نم شد
|