استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
ابوریحان البیرونی
Abu Rayhan Mohammad Ibn Ahmad Biruni
قسمت سوم
البیرونی و دانشمندان
معاصر ش
۱- ابوالخیر الحسین بن
بابا بن سوار بن بهنام البغدادی:
وی در بغداد به دنیا آمده و در همانجا به تحصیل
طب پرداخته بود بعد از اکمال تحصیل به حیث طبیب مأمون بن محمود خوارزمشاه مقرر
گردید و در سال ۴۰۸ محمود او را با خود به غزنه برد.
راجع به رابطه ی وی با البیرونی در
غزنه روایاتی موجود است. ابوالخیر که (خمّار) نیز نامیده میشد و مسیحی بود و
(استنفلد) در اثر خود بنام تاریخ اطباء و علمای طبیعی عرب راجع به آثار وی شرحی
دارد .
نوت { هرچند معلومات
فوق را( انجمن تاریخ و ادب افغانستان) فراهم آورده ولی ناگزیر نکاتی را که متوجه
شدم ،لازم میدانم تذکر بدهم :
تولد ابوریحان در سوم ذیحجه ۳۶۲ هجری
قمری اتفاق افتاده و در سال ۴۴۰هجری قمری در شهر غزنی وفات یافته است.
در شرح بالا از مامون بن محمود
خوارزمشاه و محمود خوارزمشاه یاد شد. باید متوجه شویم که موسس خانواده ی
خوارزمشاهی بنام (اتسز) خود در سال ۵۵۱ هجری قمری وفات نموده و الی محمود و محمد
خوارزمشاه که زمان حکومت وی از ( ۵۹۶ - ۶۱۷ ) است حدود دو قرن میگذرد. از این رو باید
دقت و تامل صورت بگیرد که اشتباه اصلی در سنوات است و یا ابوالخیر طبیب مامون بن
محمود خوارزمشاه نبوده است} (عالمی)
۲ - ابو سهیل عیسی بن یحیی
المسیحی نیز طبیب عیسوی بود از اهل گرگان که در بغداد تحصیل کرده بود و در خدمت مامون
بن محمود خوارزمشاه( متوفی ۳۸۷ قمری) به سر میبرد .
البیرونی در آثار الباقیه اشاره ی
مختصری به وی دارد (وی اسمای بروج تمود را به نظم در آورد) و البیرونی در فهرست
خود گوید که ابو سهل چند اثری به نام وی نوشته است . از ملاحظات فوق چنین نتیجه
باید گرفت که روابط نزدیک و متمادی بین البیرونی و ابوسهل برقرار بود. و به احتمال
قوی البیرونی بخش مهم اطلاعات خود را در مسائل مربوط به عیسویت از این دو طبیب
مسیحی کسب کرده است و شاید رابطه ی مشابهی
با علمای یهود نیز داشت. طبق روایت(خواند میر) و (نگارستان) وی به همراهی ابن سینا
هنگام فرار از خوارزم بسوی گرگان در صحرا از بیماری جان داد.
نوت : طوری که در بالا تذکر دادم
باز هم قابل شک و تردید است. عالمی
۳-
ابو نصر منصور بن علی بن عراق، غلام ِ
آزاد شده ی امیرالمومنین ( شاید منظور از شهنشاه سامانی باشد) دانشمند سومی است که
با البیرونی از جوانب مختلف رابطه داشت. البیرونی او را در آثار الباقیه بنام
((استاذ)) خود میخواند.
نوت : {در زبان دری قدیم بعضاً حرف
(دال) با (ذال) تعویض میشد چنانچه گویند:از ختلان آمذیه}عالمی
تیوری ابو ریحان را جع به نظام شمس
البیرونی در آثار خویش راجع به
(اسطرلاب)نیز به وی اشاره میکند. در فهرست ۴۷ گوید: که ابو نصر به نام وی یک سلسله
آثاری تالیف کرده است از جمله ی این آثار یکی هم( رساله ی فی جدول الدقایق) نام
دارد، و در (پودلیانا) تحت عنوان ذیل حفظ است:
نوشتجات ابو نصر به ابو ریحان که جدول الدقایق نامیده
میشود. پس مولف این اثر ابونصر فارابی نیست چون ابو نصر فارابی پیش از آن در خاک آرمیده
بود. بلکه مراد از ابونصر ، منصور بن علی بن عراق است که به شکل اختصار ابو نصر
عراقی نامیده شده و در روت نگارستان هم قبلاً ذکر شد همین نام یاد شده.....
منظومه شمسی
این اشتباه بین اسمای ابو نصر، و
ابو نصر فارابی (متوفی ۳۳۹ قمری) خیلی قدیم است و حتی بیهقی هم بر آن خرده گیری
کرده است.
سال وفات این دانشمند که با
البیرونی و ابوالخیر از خوارزم به غزنی مهاجرت کرده به من( پوهنوال مجروح)معلوم
نیست. شاید قبل از سال (۴۲۷ ق) از جهان چشم پوشیده باشد چه در همین سال البیرونی
در فهرست خویش با اسم ابو نصر کلمات (
انا الله برهانه) را علاوه میکند و این کلمات در مورد کسی استعمال میشود که فوت
کرده باشد.)
دو نسخه ذیل در کتابخانه ی لایدن موجود است.
(لایدن - که در سال ۱۵۷۵م در شهر
لایدن هالند بوجود آمده است)
ای نسخ متعلق به آثاری است که این
دانشمند بنام البیرونی نگاشته است:
۱ - اثری در هندسه و مثلثات
۲ - بخشی که شاید عین همان اثر باشد
که البیرونی (( رسالة فی البرهان علی عمل حبش فی مطالع السمت فی زیجه )) مینامد.
از جمله علمای که شاید با البیرونی روابط شخصی برقرار کرده باشد از ابو عبدالله
الحسین بن ابراهیم الطبری الناتلی باید نام برد. وی نیز در خدمت مأمون بن مسعود بن
خوارزم به سر میبرد. قبل از آن در بخارا معلم ابن سینا بود . البیرونی او را در
آثار الباقیه دو بار ذکر میکند و بر ضد اثر وی راجع به دوران طبیعی حیات به مشاجره
می پردازد. بیهقی شرح مختصری در مورد وی دارد و از دو اثر ذیل او نام میبرد:
یکی رسالة کوتاه تحت عنوان: رسالة
لطیفة فی الوجود و شرح اسمه. و اثر دیگر بنام (رسالة فی علم الاکسیر)
بعد از ذکر استاد باید از شاگرد وی
که معاصر البیرونی و در حدود یازده سال جوان تر از او بود نام برد. این دانشمند
نیز در دوران آوارگی خود استقبال دوستانه به دربار علی بن مأمون خوارزمشاه یافت
ولی معلوم نیست که ابن سینا در کدام سال وطن خود بخارا ، را ترک کرده و به خوارزم
رفته است اما اینقدر میتوان گفت که در آن فرصت عمرش از بیست و دو سال کمتر نبوده
است.
نوت:انشاالله اگر عمر فرصت داد شرح مفصلی در باره ی
ابن سینا نیز خدمت شما خوانندگان گرامی تهیه خواهم کرد (عالمی)
به این اساس ممکن نیست وی قبل از
سال۳۹۵ قمری به خوارزم رسیده باشد. بیرونی در حوالی ۳۹۰ ق و ۳۹۱ ق در گرگان آثار
الباقیه ی خود را تکمیل کرده بود، اینکه آیا در این فرصت دوباره به وطن رجعت کرده
باشد و یا میان هر دو دانشمند آشنایی شخصی پیدا شده بود یا خیر؟ سوالاتی است که
جواب قاطع برای آن نداریم.
در باره ی فرار ابن سینا از خوارزم
و تعقیب وی از طرف سلطان محمود و تماس وی با (قابوس) و هم راجع به آوارگی ِ وی بعد از آن تاریخ در جای دیگری صحبت خواهد
شد که تکرار آن لازم نیست.
اما میان البیرونی و ابن سینا مباحثه ی علمی صورت
گرفته که برای بار نخست در آثار (الباقیه) ذکر شده است. پس ا این سوال و جواب از
سال ۳۹۰ ق و ۳۹۱ ق ، فرصتی که ابن سینا هنوز در بخارا حیات به سر میبرد و هژده ساله
بود صورت گرفته است.از این جهت البیرونی که او را (الفتی) یعنی مرد جوان خطاب
میکند تصادفی نیست. یک بخش این مکاتبه شاید عبارت از همان اثر ابن سینا باشد وی در
آن اثر به پاسخ یک سلسله سوال ها میپردازد که البیرونی راجع به فلک ، عالم و
موضوعات طبیعی و ریاضی از خوارزم به وی فرستاده بود.
تندیس ابوریحان البیرونی در یکی از پارک های ایران
ابو عبدالله المعصومی شاگرد ابن
سینا بر البیرونی انتقاد میکند که وی در مکاتیب خویش از ادب و احترام کار نگرفته
است. و چون ابن سینا را ، لحن کلام البیرونی پسند نیامد از پاسخ دادن مستقیم خود
داری کرد و گذاشت تا شاگردش معصومی به جای او جواب بدهد .