استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
ابوریحان البیرونی
Abu Rayhan Mohammad Ibn Ahmad Biruni
قسمت دوم
البیرونی و هند : معلومات راجع به زندگی البیرونی بسیار محدود
است. گر چه حیات وی مانند معاصرش ابن سینا مملو از ماجرا ها و حوادث نبود. ولی با
این هم البیرونی عالم گوشه نشین ِ
کتابخانه و دفتر نیز نبود. سالهای متمادی در جریان امور اجتماعی و تعیین سرنوشت
هموطنان خود سهم فعال گرفت. با امرا و سلاطین بزرگ عصر خویش رابطه داشت و با
مسافرت های خویش در کشور هند که برای جهان اسلام آن زمان کاملاً نا آشنا بود در
مقامی بلند تر از همه علمای معاصر خود قرار گرفت.
سبک نگارش او فوق العاده مشکل است . اشکال سبک وی
در این نیست که مغلق مینوشت بلکه از جهتی است که کوتاه و دقیق مینوشت و مستقیم در
عمق موضوع داخل میشد.
طوری
که خود نیز اعتراف کرده است وی برای اشخاص مبتدی نه بلکه برای دانشمندان مینوشت و
مطالعه ی آثار خود را قصداً مشکل میساخت تا خواننده با صرف مساعی و کمک دانش خود
از راه الفاظ خشک به فهم محتویات مشکل برسد.
از این جهت سبک وی و موضوعی که تحت مطالعه قرار
میداد مشکلات خاص و متعددی در بر دارد و فقط کسی میتواند بدان پی برد که صاحب
معلومات وسیع و مختلف باشد و تعداد چنین خوانندگان نه در جمله ی معاصرین او زیاد
بود، نه در اعصار بعدی بوجود آمد.
علاوه بر این با روحیه ی انتقادی تند و تلخی که
داشت در طی زندگی خود دشمنان زیادی پیدا
کرد.
سر حق
گوی به دروازه ی داراست همیش
نعره ی حق چو گلی پهلوی خاراست همیش
البیرونی از بطلیموس ( که در عصرش تجلیل میشد) و
از همه دیگر معاصرین خویش چه در ساحه ی معلومات عمومی و چه در ساحات دانش اختصاصی
، ریاضیات ، نجوم ، جغرافیه و فزیک سبقت میجست و روحیه ی انتقادی عمیقی که طبعیت
به او ارزانی کرده بود ، شخصیت شبیه در
خصوصیات او را در شرق نمیآبیم.
قبل ازینکه بیشتر مجموعه ی مقالات بیرونی را
ادامه بدهم لازم میدانم که بطلیموس را نیز مختصراً معرفی کنم.
بطلمیوس در یونانی - Κλαύδιος Πτολεμαίος متولد مصرسال ۹۰م و متوفی سال ۱۶۸م در شهر
اسکندریه ی مصر است.
کلاودیوس بطلمیوس یکی از ستاره شناسان یونان بود
که به احتمال زیاد در اسکندریه واقع مصر می زیست وی الگو و طرحی را برای کیهان
شناخته شده روزگار خود که همان سامانه ی خورشیدی فعلی است ارائه کرد که درطرح وی
کره ی زمین در مرکز گیتی قرار داشت و خورشید و ماه و غیره
سیارات به دورش میچرخید.
Claudius Ptolemaeus کلاودیوس بطلمیوس
در آن زمان به مدار فلک میگفتند و در آن زمان از۴ سیاره بیشترکشف نشده بود. او میگفت: هفت فلک وجود دارد که آخرین فلک ( فلک
الافلاک) نام دارد که همه ی ستاره ها روی آن چسپیده اند . او نیز معتقد بود که خدا
و فرشتگان بعد از ( فلک الافلاک) زندگی میکنند. به این نظریه ی که بطلمیوس در باره
ی جهان ارائه کرد ، نظریه ی زمین ِ مرکزی
میگویند.
گویند
مصری تبار بوده و تابعیت کشور رومن های ( یونان) را داشت در علوم ریاضیات ، نجوم و
جغرافیه سرآمد روزگار خود بود ، او شاعر بوده و مجموعه ی شعری بنام (گلچین اشعار
یونانی) دارد. در مصرزمانی زندگی میکرد که در آن وقت این کشور زیر اثر رومن های
یونان بود، و آمده است که در شهری به نام ( بطلمیوس هرمیو) تولد شده باشد. وی مولف
رساله های عالی و متعددی بوده است. از جمله آثار وی سه تای آن خیلی مهم است که بعد
ها برای دانشمندان و ساینس دانان جهان اسلام
و علمای اروپای به کار آمد.
از جمله یکی آن ( المجست)
بود که یک رساله ی ریاضیات بود، رساله ی دوم وی جغرافیه بوده و حاوی موقعیت و
جغرافیای حدود بین یونان و روم را در بر گرفته است. سوم آن رساله ی در علم نجوم است که یونانیان
آنراApotelesmatikگویند.
برمیگردیم به کتاب (
البیرونی و هند) که به مناسبت هزارمین سالگرد این عالم متبحر توسط انجمن تاریخ و
ادب افغانستان اکادمی در سال ۱۳۵۲ خورشیدی به طبع رسیده بود. و شرح حال وی توسط
(زکاو) نگاشته شده است.
(( ... خصوصیات البیرونی
نسبت به عصر خودش بیشتر به عصر حاضر میماند وی جریانات مکدر زمان خود را گاه به
نظر تمسخر مینگریست و قضاوت شدید و زننده
خود را همیشه در لباس رنگین الفاظ نمی پوشانید. طوریکه از فهرست آثار او بر
میآید بخش مهم آن شکل جدلی و مشاجره دارد. از اینجا میتوان فهمید که چرا وی موضوع
دوست داشتنی برای تذکره نویسان نبود. ابن خلکان هیچ کلمه ی در ذکر وی ندارد.
کدام اثر البیرونی که بتواند راجع به شرح حال و
وطن البیرونی به ما چیزی بیاموزاند بدبختانه هنوز بدست نیآمده است فقط بیهقی مورخ
آل سبکتگین در تاریخ خویش شرحی در باره او دارد که محفوظ مانده است.
2:- Bibliotheca India.
The Tarikh-e- Baihaqi) edited by W.H Morly
چون در این شرایط برای
نوشتن شرح حال البیرونی بیشتر از آن معلومات که اسلاف من ، راینود و الیوت داوسن
گرد آورده چیزی مهمی در دست ندارم نا چار به شرح حال مختصر وی اکتفا میکنم و به
مطلب تازه ی که دست یافته ام اشاره مینمایم .
در این تحقیق دو بخش نسخه
قلمی (لایدن) مورد استفاده خاص من قرار گرفت و آنها عبارت بودند از آثار خود
البیرونی بنام الفهرست و شرحی بر آن توسط الغضنفر.
نوشته اول مربوط به صفحات ۳۳ تا ۴۸ یگانه نسخه قلمی در تمام کتابخانه های اروپا حاوی ِ شرح
ِ ذیل:
یک دوست البیرونی از وی تقاضا کرد تا راجع به آثار
(رازی) ( محمد ابن ذکریا ابن یحیی الرازی) و منابع طب یونانی شرحی برای او
بنویسد.برای کسب معلومات راجع به اطبای مشهور یونان ، البیرونی به اثر (اسحاق ابن
حنین مترجم حرانی ) متوفی ۲۹۸ هجری حواله میدهد.
و سپس از رازی حرف میزند و اظهار تشویش میکند که
ممکن مخالفین رازی از این نوشته چنین نتیجه خواهند گرفت که مولف آن یعنی البیرونی
یکی از پیروان رازی میباشد و البیرونی به چنین نتیجه گیری اعتراض میکند.
محمد ابن ذکریا ابن یحیی الرازی در حال معاینه ی مریض
در نوشته ی رازی راجع به علم خدای ، البیرونی
اشاره به کتاب اسرار مانی میابد. وی چهل سال به تجسس این کتاب میپردازد و بالاخره
آن را در خوارزم در یک مجموعه ی آثار مانی میابد بعد از اینکه نقلی از آن بر
میدارد به این نتیجه میرسد که خود رازی شخص گمراه و فاسد نبود بلکه این کتاب او را
به گمراهی و فساد کشانیده است .
به تعقیب آن شرح حیات مختصر رازی میآید و فهرست
آثار او ذکر میشود. بعد مولف بعد مولف به جواب سوال دوم راجع به منابع طب یونانی
میپردازد و میگوید:
Asclepius
اگر فکر کنیم عالم آفریده شده . در این صورت راجع به منابع علم و هنر یک نوع حکم
خواهیم کرد و اگر عالم را بدون آغاز و انجام دانیم در باره ی آن نوعی دیگری قضاوت
خواهیم کرد. آن گروه فلاسفه که گویند عالم آغازی دارد راجع به علم و هنر نیز گویند
که مبدا و آغاز تاریخی دارند. و جدولی ترتیب میدهد که تاریخ و سنوات مربوط به : سقیپوس،غورس،مینوس،بارمندس،افلاطون،اسقلیپیوس،بقرات،جالینوس،به اساس مبداء تاریخی اسقلپیوس تعیین شده است.
معرفیت فیلسوفان یونان:
Asclepius- اسقلیپیوس :- در تاریخ باستان یونان. و به ضم
ایشان خدای دوا و شفا بود.
به عقیده ی آنها اسقیپوس
نماینده ی( آرت طبی) ، صحت، دارو، شفا و درمان و رهای از درد ها بود.
غورس به همین شکل عربی
در متن.
مینوس: یکی ازپادشاهان
در ملک (کریت) در داستانهای باستانی یونان قدیم. :
پارماندس- Parmenides در اوایل قرن پنجم قبل از
میلاد یکی از فیلسوفان یونان باستان بود .
Parmenides
پارماندس
درشهر(ایلیه)یونان، واقع در قسمت های جنوب
ایتالیا تولد یافته است. وی موسس مکتب فلسفه ی (الیتک) میباشد. نامبرده مبلغ ِ خدای آفتاب، شعر و موسیقی در فلسفه یونان
قدیم نیز بوده و اشعاری سروده است.
افلاطون
ویا(پلتون)
Plátōn,Πλάτων با تلفظ: یونانی باستان :
Plato پلتون
فیلسوف و ریاضی دان
ِ کلاسیک ِ یونان باستان متولد بین
سنوات ۴۲۸/۴۲۷ ق م و متوفی بین
سنوات ۳۸۴/ ۳۴۷ قم وی دایالاگ نویس فلاسفه بوده و بنیان گذار یک اکادمی در آتن بود
، او را بنیان گذار اولین دانشگاه (پوهنتون) عالی در جهان غرب با مشوره ی استادش
سقراط میدانند زیرا افلاطون برای مدت ۱۰ سال شاگرد سقرات بود
Plato پلتون
(Hippocrates ) بقراط یا
بقراط
متولد شهر (کاس) یونان در سال ۴۶۰ ق م و متوفی سال ۳۷۷ ق م در شهر لاریسای یوندان
یکی از بزرگترین عالمای طب در عصر درخشان و دوره ی طلایی طب یونان باستان میباشد.
وی عمده ترین اعانه دهنده به مکتب طبی که بنام خودش مسمی بود یعنی(
هیپوکراتیس) میباشد.
این
مکتب خردمندانه ی علم طب از مکاتب مروجه ی طبابت آن زمان فاصله گرفته و روش ویژه ی
خودش را با نظم و دسپلین معقول مرتب نموده یک انقلابی را در علم طبابت بوجود آورده
و علم طبابت را به شکل فنی و مسلکی بنیان گذاری نمود.
Galenus- جالینوس
۲۰۰- ۲۲۹م ار جمله علمای طب یونان قدیم بود نضریات
وی تا هزار سال سرآمد دیدگاه ِ طبی اروپا
شمرده میشد جالینوس از
جالینوس
مردمان پرگامون یونان ( برگامای کنونی در ترکیه امروزی) بود
وی داکتر هشتم است از دکتران بی مثال طب قدیم یونان ِ باستان متابقی در بالا شرح داده شد .
البیرونی گوید :
( پیروان و این استادان بزرگ را ذکر نکنیم- آن
سودی نخواهد داشت چه ما نتوانستیم نام ها را از خط سریانی یا یونانی نقل کنیم که
تنها بدین وسیله ما میتوانستیم از نگارش غلط اسما جلوگیری کنیم)).
بعد از (این گفتار) یک تحقیق تاریخی زمان بقراط اسقلیپیوس
ثانی و جالینوس میآید و با تاریخ همزمان ایران، مصر و روم مقایسه میشود. اسقلیپیوس
کاشف طب یونانی است. بعضی گویند علم طب توسط یکی از خدایان به وی الهام شده و برخی
گویند آنرا از مشاهده و تجربه کسب کرد.
طبیبان یک طبقه ی خاصی را تشکیل میدادند و سوگندی
یاد میکردند تا اسرار علم خود را از همگان بپوشانند جز به اولاد خویش هیچ کس ِ
دیگری را بدان راه ندهند.
در شهر های (رودس)، ( قبرس) و (کوش) مکاتب طبابت
متکی به معلومات شفاهی وجود داشت. بقراط
سنت قدیم را درهم شکست و از هراس اینکه علم طب با انتقال شفاهی از بین نرود دانش
خود را درج کتب کرد.
البیرونی گوید:
(( در هند هنوز هم حال بدین منوال است. در آنجا
طبقات اجتماعی در طول زمان اشکال ِ
جداگانه ی اختیار کرده اند.
از آن جمله برهمن ها وظایف مربوط به دین و
قوانین را به عهده دارند و مجموعه ی دانشی را که (ویدا) مینامند و آنرا منسوب به
مبداء آسمانی میشمارند. یکی بدیگری بشکل میراث میگذارند.
هر نسل آنرا از نسل ماقبل شنیده، حفظ نموده و
کسب میکند. و هیچ بیگانه ی را اجازه نمیدهند به این مجموعه ی دانش سروکاری داشته
باشد و همچنین اجازه نمیدهند که (متن) آن در کتابی ثبت گردد. نزدیک به زمانه ی ما
یکی از آنها به شوق و پندار خودش آنرا در کتابی ثبت و تفسیر کرد چه وی هراس داشت
که آن دانش در اثر بی توجهی مردم از بین نرود.))
و بعد نویسنده از اقوامی سخن میگوید که میکوشند
توسط دَم و دعا بیماری ها را معالجه کنند.
آن گروه فلاسفه که عالَم را بدون آغاز و ابدی
میدانند علم و هنر را نیز بدون آغاز میپندارند. (به نظر ایشان) علم و هنر در حرکت
مدور کون و فساد ارتقا و انحطاط قرار دارد.
البیرونی میگوید:
(( را جع به
این دوره های مکرر برای انسانها دران (هرشی) از نو آغاز میآبد حکایات مختلفی در
هند موجود است که ذکر آن در این جا نمیگنجد.
کتاب (جرک) در طب قدیم ترین کتاب آنهاست، صاحب
کتاب که به همین اسم مسمس است از جمله زاهدان ملهم از غیب برایشان محسوب میگردید.
اگر طرز سنجش زمان هند و ها را با ادوار تاریخی
که طرح کردیم مقایسه نمائیم (عصرجرک) نزدیک به عصر اسقلیپیوس اول واقع میشود))
در ختم این گفتار البیرونی سخن خود را چنین
دنبال میکند:
(( چون به ترتیب فهرست ِ آثار ( الرازی) آغاز کرده ام میخواهم آرزوی
که از من داری برآوَرَم و این نوشته را با فهرست از آثار خود که تا ختم سال ۴۲۷
هجری یعنی تا عمر ۶۵ سالگی به حساب شمسی نگاشته ام خاتمه دهم.
با این هم مشتاقم بدانم آیا تعبیر
خوابم تحقق خواهد پذیرفت یت نه با وجودیکه تمایل زیادی برای آن در خود نمی یابم.
بعد از این گفتار به فهرست
آثار خود میپردازد که در متون آینده تذکر داده میشود.
هر انسان وقتی خود را در حالت
احتیاج و تیره روزی یابد هرچند مردی عاقلی نیز باشد همیشه نجات و بهبودی خویش را
آرزو کند، سرانجام به رویا ها و علایم مرموز پناه بَرَد تا آینده ی بهتری برای خود
بسازد.
انسان طوریکه هست در چنین حالات
تیره بختی دست بدامن منجمین میزند تا از استخراج های خویش به وی بگویند که تا چه
مدتی زندگی خواهد کرد. شاید بعضی برایش ۱۶ سال و برخی دیگر ابلهانه چهل سال پیش
بینی کنند ، در صورتیکه شخص در آن حال بیشتر از پنجاه سال عمر داشته باشد.
مدتی بعد وی( البیرونی) خیلی بیمار
شد و مبتلا به امراض زیادی گردید که یکی بعد دیگری به وی چیره میگشت. به طوری که
خانه ی جسم به ویرانی گرائید از حرکت باز ماند و حواسش مختل گشت . از همه دنیا
کناره گیری کرد و در شبی که گردش شصت و یکمین سال زندگی او بود ( یعنی آخرین شب همین
سال) وی چنین خواب دید:
(( وی میکوشد ماه ِ نو به ببیند و در همان جائیکه باید پدیدار
باشد جستجو میکند ولی آنرا هیچ نمیآبد. در این فرصت صدایی میشنود که میگوید:
ماه ِ نو را به حال ِ خود بگذار تو ۱۹۰ بار فرزند
او میباشی.
و این خواب تعبیر دیگری نداشت جز اینکه
وی ۱۹۰ماه ِ دیگر را خواهد دید یعنی (۱۵)
سال قمری و (ده ماه) دیگر زندگی خواهد کرد. ولی البیرونی گوید که وی زیاد مشتاق
چنین زندگی دراز نیست و از عمرش شاید مدت زیادی باقی نمانده باشدو
ولی امید میکند که این مدت به
اندازه ی کافی باشد تا وی بتواند تحقیقات نا تمامی را که روی دست دارد تکمیل کند و
آنچه مسوده است به شکل پاک نویسی در آوَرَد.
بعد از این گفتار البیرونی فهرست
آثار خود را نام میبَرَد که دیگران بنام وی انجام داده اند . و درین جا مقصد وی از
آن آثاریست که به راهنمایی نظریات البیرونی و به اتکا به اسناد وی مرتب گردیده
است. ))
(این بود متن نسخه ی قلمی) که به
تعقیب آن در عین نسخه شرحی نیز موجود است که عنوان آن {المشاطة لرسالة الفهرست} و
به قلم ابراهیم بن الغضنفر التبریزی میباشد و چنین آمده است:
((
به ارتباط خواب البیرونی مولف میخواهد آنچه را که در مورد تولد و وفات وی کشف کرده
بیان کند. و بعد از ثبت تاریخ تولد، دوره ی حیات او را به حساب نجومی تعیین میکند.
سپس تاریخ وفات البیرونی را مینویسد
و بعد به مطالعه تعبیر خواب او میپردازد. در حالیکه طبق تعبیر خواب البیرونی باید
(۱۹۰ ماه) حیات میبود و در واقعیت فقط (۱۸۹ماه) دیگر زندگی کرد . مولف میکوشد این
اختلاف را شرح دهد و در موضوع استخراج نجومی حیات البیرونی به
اساس منابع قدیم و جدید بحث میکند.
(تنکلوشاالفوقانی)، بطلیموس، هنود ، کلدی ها ،
ذوانای، (اپولیونوس تیانا) موسوم به (هرمس بابلی) " خونوخی" ، هرمس
تریسماجوس، اراتوس. بسته با همین موضوع (شرح بعداً) نیز از برج های بابل، از دیو
های گنهکار فراری و از جنگ های آنان سخن گفته و مینویسد.
( کتاب الجابرة مانی
بابلی مملو از قصه های همین دیو ها است که (سام) و نریمان) از آنجمله میباشند و
این دو نام را وی شاید از کتاب (اوستای زردشت آذربایجانی گرفته باشد.
همچنین به قول هندو ها
در وقت ِ (بهاراتا) و (اسودیوا) فرستاده
خواهد شد تا نظمی در جهان برقرار کند و دیوان را از بین ببرد. و (ویازا) پسر
(یرابش) کتیبی نوشته که طبق اوزان ِ ایشان
مشتمل بر ۱۲۰ هزار بیت باشد و از جنگ ها و دیگر احوال این دیوان داستانها گوید.
سپس مدح و ستایش
البیرونی با تفریظ مختصری نگاشته آید.
در بخش اخیر الغضنفر
راجع به جریان تعلیمات خود معلومات میدهد و گوید که نخست با کتاب تفهیم البیرونی
آشنا شد ولی از آن چیزی نفهمید بعد یک صحّه ی پتانجلی ترجمه ی البیرونی به دستش
رسید ولی آن هم سودی نبخشید.
به عقیده وی مولف آن
یک انسان متصنعی است که الفاظ و کلمات غیر قابل فهم را بکار برده و مطالبش کدام
معنی حقیقی ندارد. ولی سر انجام به کمک تعلیمات استاد خود ابو عبدالله محمد بن ابی
بکر التبریزی به فهم آثار البیرونی راه میابد.
الغضنفر نوشته ی خود
را با تبصره بر روش البیرونی و بیان یک خوابی که خودش دیده و البیرونی در آن تجلی
شده خاتمه میدهد.)
مولف این نوشته ی اخیر
ابو اسحاق ابراهیم بن محمد تبریزی موسوم به غضنفر شخصی است که ذکرش در منابع دیگر
کمتر میاید در همین نسخه ی قلمی (لایدن) توسط وی منتخب کوتاهی از صوان الحکمه ابو
سلیمان محمد بن طاهر بن بهرام سجستانی به نظر میرسد به دلایلی که ذیلاً ذکر میشود
باید بین سنوات (۶۳۰- ۶۹۲) هجری حیات به سر برده باشد.
۱- طبق گفتار خودش وی ۱۸۴ سال
به حساب ایران قدیم بعد از وفات البیرونی به دنیا آمده است چون وقوع این حادثه
وفات ِ وی را در ۴۴۰ هجری میداند در این صورت باید در سنوات ۶۲۹ یا ۶۳۰ به دنیا
آمده باشد.
۲- نسخه قلمی
(Golius)با غضنفر کلمات (( قدس
الله نفسه العزیزة))علاوه شده وتوسط شاگرد او ابن
الغلام القونوی نگاشته و تاریخ ۶۹۲ هجری،در آن ثبت شده
است و این دلیل واضح است که وی در آن وقت زنده نبوده اس
علاوه بر فهرست خود
البیرونی و شرح غضنفر و منتخبات بیهقی از تاریخ خوارزم ما میتوانیم از بعضی یاداشت
های ضمنی خود تاریخی را که به روابط مولف اشاره میکند در نگارش شرح احوال وی مورد
استفاده قرار دهیم.