مسعوده نوابی

مسعوده نوابی
به
تو ای طفل پاک

هیله
به
تو ای طفل پاک
به
توای دختر نازنین
به
تو که روحت شاد باشد
به
تو که جایت بهشت باشد
میدانم
که غیر عادلانه کشته شدی
میدانم
که ظالمانه کشته شدی
تو
گناهی نداشتی و پاک پاک بودی
تونزدیکترین
نزد خدا هستی
از
تو میخواهم با عذر وزاری
ازتو
میخواهم با اشک های جاری
از
تو اظهار بخشش میکنم
از
تو التجا میکنم
که
تو نزد خدا نزدیک هستی
با
روح پاکت پوزش هموطنان ات را کن
میدانم
که اگرتوملت ات ببخششی
خداوند
هم مارا میبخشد
تو
با ان دهان پر خنده ات
تو
با ان چشمان درخشنده ات
قابل
کشتن نبودی
تو
قابل زیستن بودی
تو
روزی برایما خدمت میکردی
اما
چه خدمتی کردی
خونت
را در راه وطن ریختی
بعد
از تو خونهای زیادریخت
و
وطن ما به ویرانه تبدیل شد
و
ما از دیار خود بیگانه شدیم
ما
مجبور به فرار شدیم
نه
به خاطریکه از مرگ میترسیدیم
به
خاطر تو و امثال تو
تا
روزی انتقام ات را بیگریم
تا
نسل افغان را زنده نگهه داریم
کجایی
؟ کجایی؟
ایا
هنوز هم به دیارت نگاه میکنی
به
دیار سر سبز ت که به ویرانه تبدیل شده
هنوز
هم با ما قهر هستی
کودکان
بی گناه زیاد دنبال تو امدند
تا
با تو یکجا باشند
تا
تو تنها نباشی
شما
ای کودکان معصوم و پاک
شما
که نزد خدا عزیز هستید
از
خداوند پوزش بخواهید
تا
بالای ما رحم کند
از
تو تمنا میکنیم
از
تو التجا میکیم
که
دیگر بالای ما قهر نباش
دیگر
بس است ،دیگر بس است
دیگر
جنگ بس است
دیگر
خون بس است
دیگر
خانمانسوزی بس است
در
دیار بیگانه زیستن بس است
تنها
او که ذات پاک است
تنها
او که قادر است
تنها
او که توانا و بینا است
از
او میخواهیم که این مسلمانان دروغی را
از
او میخواهیم که این جنایتکاران عربی را
از
او میخواهیم که این دشمنان اسلام را
از
او میخواهیم که این خونخواران جهان را
سرنگون
کند
دست
شان را از دامان ما کوتاه کند
ما
صلح و صلاح میخواهیم
نه
اسلحه و سلاح
دیگر
بس است دیگر بس است دیگر بس است