زهره
صابر هروی
راولپندئ پاکستان
۲۶ جون ۲۰۰۱
حدس فردا؟

زهره صابر «هروی»
یکروز ملک ز شیون ما سیر
میشود
چینی ظلم حادثه تکسیر
میشود
خواهم یقین کنی تو بمن
هموطن که باز
این شام سیاهی همه چون شیر
میشود
ان حاسدی که کرد بتو
ظلم ناروا
در دام تنگ فاجعه
سخت گیر میشود
اتش هرانکه زد ببام و درت
دریغ
در ان شراره ها
تن او گیر
میشود
دیری نمانده تا که
ز بند ها رها شوی
او را که دام شانده به
تعزیر میشود
همسایه ئ که دم ز وفا
میزند بما
تذویر هرانچه کرد خود تشهیر میشود
دشوار اگر چه کرد بما پهنه ئ حیات
زیستش بملک خود به او تعسیر میشود
دگر هرانکه علت درد های ما
شده
دنیاش به ان وسعت به او تکدیر میشود
دیگر بر اسمان خدا ناله
سر مکن
دستی بر ار وانگهی
تعبیر میشود
ویرانه ائ که جنت
ثانی بما بود
فردا بدست نسل نو
تعمیر میشود
وان سر زمین خشک که بهارش ربوده اند
یکدم زبوی عطر گل تعطیر
میشود
قیر صورتان (پنجاب)و (پندی)و(لاهوری)
از شورش شیر زاده به تغریر
میشود
بنگر! بمثل افغان اواره از وطن
در زخمسار غربتی تعفیر
میشود
اری! بهر کجای جهان قصه های
ما
برصد کتاب و دفتر ی تحریر
میشود
(زهره) سروده های تو
تکبیر میشود
کمتر نویس بس که اساطیر میشود