استفاده از مطالب سایت ۲۴ ساعت با ذکر مأخذ آن آزاد است و ممانعتی ندارد
سایت ۲۴ ساعت را به دوستان تان ایمیل کنید تا آنها هم در مورد آن اظهار نظر کنند
قابل توجه نویسنده گان محترم !
مطالبی که برای نشر میفرستید و میخواهید که بنام مستعار نشر شود بهتر است خود را برای سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید تا نوشته تان طبق میل تان نشرشود.
پژوهشی در پدیده خودکشی
پژوهشی در پدیده خودکشی
این مطلب را خانم سپیده هدایت نیا عضو شورای مرکزی کانون آینده نگری ایران به سایت ۲۴ ساعت فرستاده اند که با تشکر از ایشان آنرا تقدیم شما خواننده گان عزیز مینمایم .
سپیده هدایت نیا
خودكشی رفتار یا پدیده ای است
كه از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا كه مشخص است خودكشی در
بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر كجا كه انسان ها زندگی می كنند خودكشی
هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودكشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای كه اتفاق بیفتد
عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و... برجای می گذارد؛ به نوعی كه این
خودكشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یك نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و
حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود . افراد
یك جامعه نیز زمانی كه از خودكشی فرد و یا افرادی مطلع شوند ، غم زده می شوند و
ممكن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودكشی در خانواده خود
گردند، به همین دلایل است كه خودكشی بایستی از دیدگاه های روانی ، اجتماعی ،
خانوادگی ، اقتصادی ، تحصیلی ، كاری ، قانونی و... مورد بررسی و توجه قرار گیرد.
ریشه یابی هرگونه عامل ، و یا عواملی كه زمینه را برای خودكشی فراهم می سازد بسیار
مهم است ؛ از این رو است كه اگر در كشورهای پیشرفته آمار خودكشی بالا برود موضوع ،
آنقدر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و كارشناسان و صاحب نظران موضوع خودكشی را
بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودكشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره
جویی نمایند.
خود كشی را می توان به سه نوع تقسیم بندی نمود:
۱ - خودكشی موفق: افرادی كه به طور جدی
خودكشی می كنند و با روشی كه انتخاب می نمایند به زندگی خود پایان می دهند.
۲ - خودكشی ناموفق : آنهایی كه با هر روش
انتخابی اقدام به خودكشی می كنند و نجات می یابند.
۳ - خودكشی پنهان یا مزمن: آمار خودكشی در این نوع
، بسیار بالاتر از دیگرانواع خودكشی است. در این مورد با وجودی كه فرد از انجام
بعضی رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند كه ادامه آن رفتار و یا عادات موجب
عارضه جسمی، معلولیت و یا مرگ وی می شود و با وجودی كه در مورد آن رفتار و
یا عادات مخرب با وی مكرراً صحبت شده وعواقب آن به وی گوشزد می گردد ، اما وی به
رفتار وعادت خود ادامه داده و به سلامتی خود بی توجهی می نماید. شاید بتوان این
نوع خودكشی را "خودكشی محترمانه" نامید، به عنوان مثال: اعتیاد به مواد
مخدر، الكل، سیگار، استفاده غیرمجاز از داروهای زیان آور، و یا بیماران قلبی ،
فشار خونی ، و دیابتی ها ؛ كه این بیماران در مورد استفاده از داروهای تجویزی بی
توجهی می نمایند و رژیم غذایی خود را رعایت نمی كنند. درهمین زمینه بعضی از
تصادفاتی كه منجر به مرگ راننده شده و نمی توان دلیل و یا علت مشخصی را برای آنها
پیدا كرد، نمونه ی این گونه خودكشی است.
بررسی خودكشی از دیدگاه آماری و جوانب گوناگون:
جالب است بدانیم كه سفید پوستان بیشتر از رنگین پوستان خودكشی می كنند و آمار
خودكشی در افرادی كه از كشوری به كشور دیگر مهاجرت می نمایند بیشتر است.
مردان سه برابر بیشتر از زنان ، خودكشی موفق دارند و زنان چهار برابر بیشتر از
مردان اقدام به خودكشی می نمایند كه نجات می یابند و یا این كه زنان بیشتر تظاهر
به خودكشی می نمایند.
در زمینه سن و سال : هرچه سن بالاتر می رود میزان خودكشی
افزایش می یابد . به طور كلی مردان از سن ۴۵ سالگی به بعد و زنان از
سن ۵۵ سالگی به بعد اقدام به خودكشی بیشتری دارند و آمار خودكشی در سنین حدود ۷۵ سالگی سه برابر جوانان
است، اما بیشترین آمار خودكشی از سن ۱۵ تا ۲۴
سالگی است كه در پسران كمی بیشتر از دختران است.
اعتقادات مذهبی : دین و مذهب در خودكشی نقش مهمی دارد . در
بسیاری ادیان، خودكشی رفتاری گناه آمیز و ممنوع و در نتیجه حرام اعلام شده
و این عاملی است كه افراد را از اقدام به خودكشی باز می دارد. به طور كلی
آنان كه اعتقادات مذهبی پایدار و محكمی دارند كمتر خودكشی می كنند. مسیحیان
كاتولیك و مسلمانان آمار كمتری از خودكشی دارند، و یهودیان بیشتراز مسیحیان
پروتستان خودكشی می كنند . از سوی دیگر در بعضی از گروه ها برای اعتقادات خاصی كه
دارند و برای هدف و یا اهدافی كه دارند به عنوان نوعی قربانی ، برای آن هدف ،
خودكشی می كنند.
مكان زندگی : آمار خودكشی در روستاها و شهرهای كوچك در مقایسه با شهرهای بزرگ كمتراست
و این می تواند به دلیل وجود قید و بندهای خانوادگی و اجتماعی و ارتباطات خاص محلی
باشد؛ همچنین در روستاها و شهرهای كوچك فشارهای روانی كمتری به انسان ها وارد می
شود تا در شهرهای بزرگ.
ازدواج : افرادی كه ازدواج كرده اند كمتر به فكر خودكشی می افتند و خانواده هایی كه
فرزند دارند كمتر از خانواده های بدون فرزند خودكشی می كنند. همچنین افرادی كه بعد
از ازدواج ، زندگی شان منجر به جدایی شده است بیشتر از افرادی كه همسر خود را از
دست داده اند خودكشی می كنند.
از دیدگاه اجتماعی : افرادی كه از نظر اجتماعی منزوی و گوشه
گیر هستند و ارتباطات اجتماعی كمتری دارند اقدام به خودكشی بیشتری دارند و آنها كه
ارتباطات اجتماعی بیشتر و پایدارتری دارند كمتر به فكر خودكشی می افتند. درحقیقت
عدم توانایی دربرقراری ارتباطات اجتماعی و عدم توانایی همسویی با گروه های مختلف
اجتماعی و تنهایی ، احتمال اقدام به خودكشی را افزایش می دهد.
داشتن كار و شغل : كاركردن و داشتن شغل ، خطر خودكشی را كم
می كند. بعضی از كارهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روانی محیط كار كه خستگی جسمی و
روانی را ایجاد می نماید احتمال اقدام به خودكشی را بالا می برد . به همین دلیل
است كه آمارها نشان می دهد خودكشی در پزشكان دو برابر دیگران است . عوامل دیگری
مانند ورشكستگی ، تنزل مقام و... نیز احتمال خودكشی را بالا می برد.
سلامتی و بیماری : سلامتی و بیماری در خودكشی نقش دارند، افرادی
كه از سلامت جسمی برخوردارند كمتر اقدام به خودكشی می نمایند.٪
۵۰ از مردانی كه دچار بیماری سرطان هستند
و ٪ ۷۰ از زنانی كه دچار انواع سرطان و یا انواع
دیگر سرطان هستند خودكشی می كنند. به طور كلی بیماری های سخت جسمی و درازمدت ،
بیماری هایی كه ایجاد معلولیت های حركتی می كنند و یا باعث دردهای مزمن می گردند،
بیماری هایی كه روابط اجتماعی را محدود می نمایند ، احتمال و یا آمار خودكشی را
بالا می برند.
آیا تاکنون با پیشامدهای ناکام کنندهای در زندگی مواجه شدهاید، طوری که دلتان بخواهد به
همه چیز خاتمه دهید؟ آیا تاکنون مرگ به عنوان راه حلی بهتر از مبارزه با زندگی برایتان مطرح شده است؟
بسیاری از مردم در دورهای از زندگی خود به مرگ فکر کردهاند، ولی تعداد بسیار کمی
از آنها واقعا به خودکشی عمل میکنند. بحران خودکشی تجربهای
مغشوش کننده ، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی ، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران ،
فهم احساسات شخص خودکشی کننده و مواجهه با افکار خودکشیگرا ، مسائل بسیار مهم و
اساسی هستند.
چه چیزی به بحران خودکشی منجر
میشود؟
یک بحران خودکشی معمولا
توسط یک تجربه آسیب زا و یا مجموعهای
از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال میکنند، ایجاد میشود. این تجارب شامل یک فقدان
اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت میباشند. زمانی که
نظام مقابلهای شخص قادر به رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی
از آن میتواند شخص را به افکار خودکشی ،
آسیبپذیر نماید.
احساسات شخص خودکشی کننده :
عموما شخص در معرض خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کنارهگیری میکند.
او در پس انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی مینماید. نیروی
لازم برای عملکردهای روزانه کاهش مییابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد میشوند. خواب، خوراک و
عادات مراقبت از خود از نظم معمول خارج میگردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر
قابل تحمل بودن الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس
درس یا کار خود را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت
نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس ناامیدی و درماندگی فرد را در بر میگیرد.
شیوههای مواجهه با افکار
خودکشی :
در زیر چند راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای
پیشرفت از طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای
جایگزین جهت توجیه زندگی (زنده ماندن) است.
افکار مثبت را جایگزین افکار منفی کنید. اگر شما
بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاریهای زندگی خود تعمق و تفکر
نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر اسنادها
، تواناییها و مشارکتهای شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در مورد خود و تواناییهایتان
ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف بزنید.
کسانی را که در صورت کشتن خودتان ، زندگی آنها آسیب
خواهد دید، مشخص کنید. تعیین
اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است، کاری سخت است. بهرحال ، ما همه در شبکههای اجتماعی درگیر
هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود دارد که رابطهای معنیدار با شما داشته باشد. در نظر داشته
باشید که شما به حساب میآیید و برای دیگران مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را
دارید که چیزها را بهتر سازید. زندگی
در دورههایی از زمان سخت میگردد، همه فراز و نشیب دارند. یک بخش از خوبی زندگی در این است که شما
امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود. اگر شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید،
مطمئن باشید که مراجعه به متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمککننده خواهد بود.
پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم
خودکشی میکنند؟
خصوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی میکنند،
داشتن این باور است که خودکشی تنها راهحل غلبه بر احساسات غیرقابلتحمل است. کشش خودکشی دراین
است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه میدهد. درتراژدی خودکشی ،
آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید میگردند که فرد را دریافتن راههای مختلف حل مشکل
خود ناتوان میسازند. درحالی که راهحلهای دیگری نیز
وجود دارند..
همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی
، بیکسی و ناامیدی را تجربه میکنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله
مواردی هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بیارزشی را در ما بوجود میآورند.
ورشکستگیهای اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمدهای هستند که بعضی از ما در طول زندگی
کم و بیش با آن مواجه میگردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی
هر شخص منحصر به فرد میباشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخهای متفاوتی میدهیم.
در تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید فرد
مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی برخوردار
است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعهای که شما برای آن اهمیتی قائل نمیشوید
برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون
توجه به ماهیت بحران ، اگر کسی احساس میکند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به خودکشی ، به
عنوان راهحل جذاب برای وی وجود دارد.
علائم خطر:
حداقل ۷۰ درصد کسانی که اقدام به خودکشی میکنند،
قبل از اقدام ، به گونهای قصد خودشان را نشان میدهند. آگاهی از این
نشانهها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری
از چنین تراژدیهایی کمککننده باشد. اگر شما فردی را میشناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و
یا رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار
دارد و یا حتی به دلیل شکست در امتحان دچار مشکل میباشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران
برآیید.
بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم
میخواهد خودم را بکشم ، یا ، نمیدانم چه مدت دیگر میتوانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم
،یا اینکه ، من قرصهایم را برای روزی نگهداشتهام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا
، اخیرا طوری رانندگی میکنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش
بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع میگردانند. بطور کلی وجود احساس
افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، میتواند بیانگر افکار منجر
به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه
درخواست کمک از طرف اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد
جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران میباشد.
بیشتر اوقات دررفتار
بیرونی افرادی که به فکر خودکشی میافتند تغییراتی
دیده میشود آنها ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده
کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کنارهگیری نموده الگوی خواب و خوراک
خود را تغییر دهند و یا علاقهشان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشتهاشان از دست
بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید میتواند به عنوان زنگ
خطر تلقی گردد. چرا که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی میبیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و
به آرامش دست خواهد یافت .
باورهای غلط و حقایقی راجع به
خودکشی
باور غلط: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به
سرش بزند.
باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند دیگر سراغ آن نمیروند.
حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست
است . کسانی که اقدامهای قبلی خودکشی
داشتهاند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم
آسانتر میباشد.
باور غلط: کسانی که قصد جدی خودکشی
دارند هیچ کاری را نمیتوان برای آنها
انجام داد.
حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به
خودکشی ،محدود به زمان بوده و براساس افکار
مبهم صورت گرفتهاند. کسانی که اقدام به خودکشی میکنند به نحوی قصد فرار از مشکلات را دارند
.درحالی که آنها میباید مستقیما با مشکلات برخورد نموده تا بتوانند راه حلهای دیگری را
بیابند .راه حلهایی که با کمک افرادعلاقمند به آنها درطول
بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به مسائل فکر کنند.
باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده خودکشی
را در فرد بوجود آورد.
حقیقت: بحران و آشفتگیهای
هیجانی ناشی از آن ، فکر راجع به
خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را
به فرد میدهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة مشکلات خود را
تجربه نماید که این امر میتواند منجر به کاهش اضطراب در ویگردد. این گونه صحبتها همچنین باعث میشود
فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا انزوا داشته و
احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.
چگونه میتوان به فردی که قصد
خودکشی دارد کمک نمود.
اغلب خودکشیها را میتوان با اقدامهای بجا
و مناسب در مورد افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد میشناسید، لازم
است اقدامات زیر را انجام دهید:
خونسرد باشید. دربیشتر موارد عجلهای در کار نیست.
بنشینید و واقعا به صحبتهای فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایتهای عاطفی خود
را در مورد وی اعمال نمائید.
بطور مستقیم راجع به خودکشی بحث نمائید. بیشتر
افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر نوع کمکی
هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه ندهید.
فرد را به استفاده از روشهای حل مسئله و اقدامات
مثبت تشویق و ترغیب نمایید. بخاطر
داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد، نمیتواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه
اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به
زندگی را در وی افزایش میدهد بحث و گفتگو نمائید.
از دیگر افراد کمک بگیرید. علیرغم اینکه شما قصد
کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را خود برعهده
بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینههای تخصصی به شما کمک کنند برآیید، حتی اگر
به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد مشکلدار بفهمد که شما
برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد گرفتن کمک از دیگران جهت رفع
مشکلات وی را دارید.
اطلاعات ارائه شده را می توان
چنین خلاصه نمود که :
بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر قابل تحملترین
دردها و ناراحتیها نیز میتوانند تحمل گردند. کمک همیشه در دسترس شماست. افراد باهوشی بودهاند
که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته و موقتا
دچار آشفتگی و پریشانی احوال شدهاند.